چگونه گناه نکنیم

جوان‌های عزیر، برادر و خواهر خود را از گناهان حفظ کنید، مقام انسانیّت خود را شریف بشمارید، خود را با گناه ساقط نکنید، نامه‌ی عمل خود را پر از گناه نکنید، سعادت خود را به یک نظر نفروشید، آخرت خود را به لذّت‌های دنیا مصالحه نکنید

راهکارهای پیشگیرانه از افتادن انسان در گناهان ،خاصّه در گناه جنسی و انحراف جنسی را تبیین نموده که در ادامه تقدیم می شود.

در روایتی دارد که «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ، وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَة»[2] زن یک جنس لطیفی است که با کارهای مشکل تناسب ندارد. پهلوانی نمی‌تواند بکند. او را باید به کار تناسب با خود واداشت. روایت دارد پیغمبر گرامی اسلام  وقتی که  ازدواج حضرت زهرا با علی بن ابی‌طالب(علیهم السّلام) تحقّق پیدا کرد، روزی وارد خانه‌ی زهرا و علی شد تا به حال آن‌ها  رسیدگی بکند. پیامبر گرامی با دخالت در کارهای آن‌ها جهت تقسیم کار سعی نمودند با این کارآنان را سرمشق برای عالم انسانیّت قراردهد،

نحوه علم آموزی بانوان

دستور سوم یک روایتی است که در اطراف این روایت باید دقّت نظر کرد«لَا تُعَلِمُوهُنَّ الْكِتَابَةَ وَ عَلِّمُوهُنَّ الْغَزْلَ»[3] برای زن‌ها کتابت یاد ندهید، خط نوشتن یاد ندهید، دفتر و کتاب نوشتن برای دخترها و زن‌ها یاد ندهید. البته ما نمی‌توانیم بگوییم اسلام کتابت را بر زن حرام کرده است مسلّماً چنین نیست و من نمی‌گویم الآن در مدارس و غیر مدارس خواهران نوشتن نیاموزند و اسلام هم چنین نهی را مسلّماً نکرده است. بلکه لازمه‌ی تعلیم و تعلّمی که بر هر دو طایفه است. لازمه‌ی درس خواندن و علم آموختن که بر هر دو طایفه، بر مرد و زن است به ویژه در امروز این است که بنویسد. نوشتن لازمه است امّا نکته‌ای در این‌جا است لکن نظر دقیق مشرّع اسلام و پیامبر و نظر صاحب آورنده‌ی این دین می‌دیده است در آن روز این مطلب را خوب مشاهده می‌کرده است که این طایفه از راه کتابت ممکن است در خطر قرار بگیرند. همه می‌دانیم که روح زن‌ها لطیف است و با اظهار محبّت‌ها ولو دروغین تحت تأثیر قرار می‌گیرند به تعبیر ما سریع الجذب و الانجذاب  هستند. یعنی هم زود جذب می‌کنند و هم تحت جاذبه‌‌ی دیگران قرار می‌گیرند و بالاخره اسلام از این جهت نگرانی داشته است.

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند «اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى امْرَأَةٍ ذَاتِ بَعْلٍ مَلَأَتْ عَیْنَهَا مِنْ غَیْرِ زَوْجِهَا»[4] غضب خدا شدید است بر آن زنی که به چشم پُر به یک مرد نامحرمی نگاه بکند و در مقابل آن دیگری هم همین‌طور است، آن هم در یک روایات دیگر است و غضب خدا بر مردی است که به چشم دقیق و به نظر لذّت به قیافه‌ی زنی نگاه کند.   این مرض، مرضی است محل ابتلای همه مردم. از روزی که انسان جوانی پیدا می‌کند و نوجوان است و وارد مرحله‌ی تکلیف می‌شود با این گناه دوست است و توأم است تا روزی که بمیرد، انسان گرفتار این گناه است. من همه را توصیه می‌کنم که خود را از این گناه حفظ کنید. بسا می‌شود یک انسانی صبح از خانه بیرون رفته است و شب به خانه برمی‌گردد و در نامه‌ی عمل او قریب هزار گناه از این گناه نوشته شده است. و یک انسانی که روزی هزار گناه کند وای بر چنین انسانی.   «إِنَّ لَدَیْنا أَنْكالاً وَ جَحیماً * وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلیما»[5] بشر ما عذاب‌های گوناگون داریم. بشر ما آتش داریم. اگر پوست انسانی محکم شد، پوست او را در جهنّم می‌کنیم که عذاب جهنّم را خوب درک کند.

آقایان والله آخرت درست است. من نمی‌دانم به چه مرضی دچار شدیم این همه دستورات خدا در ما تأثیر نمی‌کند.   گاهی زین العابدین به خدا عرضه می‌دارد «الهِی‏ فَقَد عَصَیْتُكَ وَ خَالَفْتُكَ بِجُهْدِی»[6] هر چه توانستم در عمر مخالفت کردم. «فَالْآنَ مِنْ عَذَابِكَ مَنْ یَسْتَنْقِذُنِی وَ مِنْ أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی وَ بِحَبْلِ مَنْ أَتَّصِلُ إِنْ أَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنِّی فَوَا سَوْأَتَا عَلَى مَا أَحْصَى كِتَابُك‏» زین العابدین این‌ها را متوجّه می‌شود، گریه می‌کند.

سعادت خود را به یک نظر نفروشید

من هم به عنوان امانت این روایت را به شیعیان آن حضرت تقدیم می‌کنم. حضرت این‌طور فرمود «مَا اعْتَصَمَ أَحَدٌ بِمِثْلِ مَا اعْتَصَمَ بِغَضِّ الْبَصَر»[7] هیچ انسانی از این‌که در بدبختی و در حفره‌ی گناه و در لجن‌زار گناه بخواهد واقع بشود هیچ انسانی راه نجات پیدا نمی‌کند، مثل این راه نجاتی که از ابتدا که چشم خود را مواظبت کند. «مَا اعْتَصَمَ أَحَدٌ بِمِثْلِ مَا اعْتَصَمَ بِغَضِّ الْبَصَر» چشم خود را ببیند. ابتدائاً چشم مقدّمه‌ی وارد شدن در گناهان است. «فَإِنَّ الْبَصَرَ لَا یُغَضُّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ إِلَّا وَ قَدْ سَبَقَ إِلَى قَلْبِهِ مُشَاهَدَةُ الْعَظَمَةِ وَ الْجَلَال‏» زیرا که اگر چشمی به نامحرم بیفتد و برای خدا پلک‌ها روی هم بیفتد و گناه نکند قبل از آن‌که او به جایی فکر کند، عظمت خدا را در دل خود مشاهده می‌کند، فوراً نور انوار الهی بر دل او می‌تابد، اثر آن را در خود می‌بیند. فرمود خود را حفظ کنید.

حفظ و رعایت حجاب

پنجمین پیشگیری‌ ، تشریع حجاب است. در اسلام حجاب تشریع شده است و این هم برای همین است که این غرایز در انسان انحراف ایجاد نکند. حجاب برای چه کسی؟ حجاب برای خانم‌ها، برای زن‌ها که این حجاب بهترین راه برای حفظ انان از این مفاسد است و درباره‌ی حجاب آیه وارد شده است و در یک آیه، یک جمله را برای کسانی که شاید با عبارات قرآن خوب آشنا نباشند را عرض می‌کنم که این جمله چیست که در سوره‌ی نور می‌فرماید «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِن‏»[8] این دستوری است به پیغمبر می‌دهد. پیغبر گرامی این خواهرها که از مدینه، از مکّه و یا از بیرون وارد شهر می‌شوند این‌ها را متذکّر به یک امری بکن. چه بوده است؟ خواهر‌ها چارقد به سر می‌انداختند و گوشه‌های چارقد همین‌طور به پای او می‌افتد می‌رفت و این جلوی سینه و زیر چونه جلوی گردن باز بوده است، خدا دستور می‌دهد «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ» پیامبر بگو این چارقدها را زیر گلو بیاورند به هم بپیچند تا سینه و گلو معلوم نباشد. «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِن‏» این یک دستوری است. این کنایه است

زن‌های عرب خلخال زیاد داشتند. مثل حالا خانم‌ها النگو دارند و وسائل زینتی دیگر آن وقت خلخال در پا می‌کردند. خلخال از (قطع صدا) پای خود را یک مقدار محکم‌تر می‌زنند صدای خلخال‌ها می‌آمد و کسانی که دل آن‌ها مریض بود خیال می‌کرد زیر این چادر یک فرشته و حور العینی است دارد راه می‌رود، این‌ها ناراحت می‌شدند آن وقت خدا می‌فرماید که «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِن‏» به این‌ها بگو که پاهای خود را محکم به زمین نزنند تا صدای خلخال‌های آن‌ها معلوم بشود. ببینید خدا با یک «لْیَضْرِبْنَ» و با یک «لا یَضْرِبْنَ» یک حکم محکم اساسی را بیان کرده است که برادر و خواهر را از بعضی از فسادها حفظ کند.  وای به حال آن ملّتی که یک حکم ضروری الهی در میان این‌ها قدغن باشد این‌ها چه جوابی به خدا خواهند داد، امیدوارم هستم که خدا به ما توفیق بدهد قدر محیط خود را بدانید. برادر و خواهر ایرانی، دانش‌آموز ایرانی، دانشجوی ایرانی والله در بهشت دارید زندگی می کنید. برای شما هم اگر دنیا سخت باشد بعد از این ان‌شاءالله راحت خواهد شد، دین شما محفوظ است قدردانی کنید.


[2]- كافی، ج ‏11، ص 170.

[3]- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏14، ص 259.

[4]- وسائل الشیعة، ج‏20 ، ص232.

[5]- سوره‌ی مزمل، آیات 12 و 13.

[6]- بحار الأنوار، ج ‏95، ص 88.

[7]- همان، ج ‏101، ص 41.

[8]- سوره‌ی نور، آیه 31.

گفتارها یی از مرحوم آیه الله مشکینی (ره)


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در شنبه 26 تیر 1395 ساعت 05:02 ب.ظ