نگاهی به زندگی پرورش یافته مکتب اهل بیت(ع


شاگردان مکتب امامان معصوم علیهم السلام همانند قلّه هایی هستند که از فراز آن، پرتو دیانت و تقوا و دانش رخ می نماید. آنان همانند چشمه سارانی هستند که از فیض چشمه جوشان خویش، دامن طبیعت را طراوت بخشیده و دیده بینندگان را روشنی می بخشند.


آنچه در ذیل می خوانید نیم نگاهی به زندگی پرخیر و برکت عابد زاهد و فقیه گرانسنگ سعید بن جبیر پرورش یافته مکتب اهل بیت (ع) است .


یکی از این شاگردان و شخصیت­ های نامی دوران صدر اسلام که از تابعین به شمار می­رود، سعید بن جبیر است. نام کامل او سعید بن جبیر بن هشام اسدی است. در مورد کنیه او بین مورخین اختلاف است. برخی چون شیخ طوسی در رجال خود کنیه او را ابومحمد[و برخی دیگر ابوعبدالله عنوان نموده اند  سعید از مفسرین مطرح و مشهور در اسلام است.


وی در زهد، تقوا، شب زنده داری، دیانت و فقاهت معروف بود و در تفسیر قرآن، شهرت به سزایی داشت؛ زیرا او را از شاگردان مدرسه تفسیری عبداللّه بن عباس دانسته اند. سعید، بیشترین روایات خود را از وی نقل کرده است.


وی از دوستداران اهل بیت وتربیت یافتگان مکتب علوی بود و به نقل از ابن عباس می گفت: «کنا اذا اتانا الثبت عن علیٍّ لم نعدل به»؛ طریقه ما این است که وقتی چیزی از راه علی علیه السلام برای ما محرز گردیده باشد، هرگز از آن عدول نمی کنیم.


زادگاه سعید:


گر چه سعید در سال چهل و پنج یا چهل و شش هجری در کوفه به دنیا آمد و دوران طفولیت و جوانی را همان جا گذراند و بعدها به مدینه رفت، ولی در اصل وی کوفی نیست و حبشی الاصل است، زیرا وی از موالی بنی والبه بن حارث از طایفه بنی اسد است. جبیر پدر سعید، در اصل حبشی بود و مدتی در خاندان بنی اسد به عنوان برده زندگی کرد و با ظهور اسلام و مسلمان شدن او، آزادی خود را به دست گرفت. شرایطسیاسی دوران زندگی او در حکومت امویان خلاصه می­شود و در برخی موارد شاهد مقابله سعید با سردمداران بنی امیه هستیم


تحصیلات سعید:


در همان کودکی که استعداد و توانایی­های علمی سعید برای پدرش هویدا شد، او را به مدینه فرستاد تا از محضر بزرگان و صحابه رسول گرامی اسلام بهره ببرد. نخستین و مهم­ترین استاد او عبدالله بن عباس بوده است و سعید در محضر این صحابی گرانقدر به فراگیری قرآن، تفسیر، حدیث و دیگر علوم اسلامی پرداخت. پیشرفت وی به حدی بود که ابن عباس او را بر فرزندان خود نیز ترجیح می­داد. وی به حدی در کار خود خبره بود که ابن عباس اجازه نقل حدیث را به او داد.


مقام علمی سعید به حدی بود که ابن عباس درباره او خطاب به اهل کوفه گفته است: «تسألونی و فیكم سعید بن جبیر» با بودن سعید بن جبیر در میان خویش از من مسائل خود را می پرسید؟


سعید بن جبیر سال ها از محضر ابن عباس بهره علمی برد. وی شیدای کسب دانش بود؛ خودش می گوید: برای کسب حدیث به محضر ابن عباس می رفتم و به خاطر احترام و ابهتی که او داشت، در جلسه درس از وی چیزی سؤال نمی کردم بلکه منتظر بودم تا دیگران بپرسند و من یادداشت کنم؛ لذا بیشتر، گوش می دادم و بعد می نوشتم؛ به حدّی که بعضی روزها دفترم پر می شد و روی کفشم می نوشتم و گاهی از کف دستانم به عنوان کاغذ استفاده می نمودم.


بعد از آنکه ابن عباس نابینا شد، وی بر کرسی فتوا نشست و هرچه مردم کوفه از او می پرسیدند، جواب می داد و ابن عباس گفته های او را تأیید می کرد.سعید بن جبیر علاوه بر یادگیری علوم از محضر عالمان و صحابه معروف، از آنان روایت نیز نقل می­کرد.


ویژه گی های سعید:


با این که وی در مدینه از ابن عباس و اساتید دیگری بهره برد، اما حضور وی در مدینه باعث شد تا وی  با اندیشه­ها و اخلاق خاندان پیامبر(ص) نیز آشنا گردید و از محضر امام سجاد(ع) بهره لازم را برد. بسیاری از مورخین و صاحبان کتابهای رجال، سعید را یکی از شاگردان و اصحاب امام سجاد ذکر نموده اند که به آن حضرت اقتدا می کرد و شدیدا از آن امام در محافل علمی و سیاسی دفاع می­نمود. از فضل بن شاذان نقل شده است که در اوائل دوران امام سجاد(ع)، اصحاب خاص امام فقط پنج نفر بودند: سعید بن جبیر، سعید بن مسیب، محمد بن جبیر بن مطعم، یحیی بن ام الطویل و ابوخالد کابلی.[شاید به همین علت بوده است که برخی نویسندگان، سعید بن جبیر را شیعی مذهب دانستند.


شیخ طوسی در کتاب رجال کشی روایتی از امام صادق(ع) آورده است که سعید بن جبیر به امام زین العابدین(ع) ارادت خاصی داشت و حضرت نیز وی را تحسین می­کرد، او فردی مستقیم بود و حجاج نیز به خاطر تشیعش او را کشت.[


سعید بن جبیر در شب زنده داری و انس با قرآن، نمونه و بی نظیر بود. برخی نویسندگان به سعید لقب فقیه بکّاء یعنی بسیار گریان را داده اند که علاوه بر عالم و فقیه بودن وی، دلیلی بر شب زنده­داری و عبادت وی نیز هست. گفته شده وی آن قدر گریه می­کرد که از حال می­رفت و غش می­کرد. او هر دو شب یکبار قرآن را ختم می­کرد و هر وقت به نماز می­ایستاد چون چوب خشب بود و گریه فراوان می­کرد. او در حال عبادت توجه خاص و خشوع عجیبی داشت. سعید بن عبید می گوید: سعید بن جبیر امام جماعت ما بود و چون به آیه مبارکه «اذ الاغلال فی اعناقهم و السلاسل یسحبون»؛ «در آن هنگام که غل و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را می کشند.» می رسید، چند بار تکرار می کرد.


سعید بن جبیر هر سال دوبار از شهر خارج می­شده که یکبار آن به قصد به جا آوردن حج و بار دیگر به جهت اعمال عمره بوده است.


فرزندان سعید:


عبدالملک و عبداللّه، فرزندان سعید بن جبیر هستنند که از پدر خود روایت نقل نموده اند.


شاگردان سعید:


علاوه بر عبدالملک و عبداللّه (دو فرزندش)، یعلی بن حکیم و ابواسحاق سبیعی و دیگران از محضر او استفاده نموده و حدیث نقل کرده اند. سعید بن جبیر همان طور که خود شیفته درس و بحث بود، نسبت به آموزش دانش به شاگردان خویش، توجه ویژه داشت. وی همیشه آنان را به فهم و تفقّه تشویق می نمود و با کنایات، اهمیّت دانش را به آنان گوشزد می کرد. یکی از شاگردانش به نام ایوب می گوید: سعید، حدیثی برای ما بیان کرد و ما از او خواستیم آن را دوباره بازگو نماید. وی با کنایه فرمود: «لیس کلّ حینٍ احلب فاشرب».[ یعنی من هر زمان برای نوشیدن دوشیده نمی شوم، کنایه از این که شما بایستی هوشیار باشید و از فرصت ها بهره بگیرید.


ـ دوست ندارم تو را تکذیب کنم.


ـ چرا نمی خندی؟


ـ چگونه خندیدن برای مخلوقی که از خاک آفریده شده است و آتش او را می خورد رواست؟


ـ وای بر تو ای سعید!


ـ برکسی که از جهنّم بیزار است و وارد بهشت می گردد، باکی نیست.


وسر انجام حجاج در دهم ماه رمضان یا شعبان سال 94 یا 95 ق فرمان قتل وی را داد.


بر سکّوی شهادت:


پس از آنکه سعید خود را آماده شهادت کرد، حجّاج به او گفت: تو را می کشم، حال نوع کشتن را خودت انتخاب کن! سعید گفت: تو مختاری؛ زیرا به خدا سوگند! به هر نحوی مرا بکشی، خدا هم تو را به بدترین وضع خواهد کشت!



ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 08:45 ق.ظ