حضرت گرفتاری او را برایش بازگو کرد و آن شخص تعجب کرد که شما از کجا خبردارید؟ ولی‌الله رابطه خاصی دارد که ما نمی‌فهمیم و از همان روابط مخفی عالم است که ما نمی‌فهمیم حضرت فرمود: ناراحتی شما ناراحتی ماست و خیال می‌کنید ما از ناراحتی شما اطلاع نداریم؟ حضرت فرمود اول ما ناراحت می‌شویم، از مریضی شما ما مریض می‌شویم، ما چه رابطه لطیفی با دیگران داریم؟ هیچ، در عالم چنین رابطه‌ای بین انسان‌ها درک نمی‌شود، در همه زمان‌ها این‌چنین است.

این‌که گفته می‌شود برای صحت امام زمان باید دعا کنیم سؤال می‌شود مگر حضرت مریض می‌شوند یا نیاز به دعای ما دارند؟ اگر رابطه‌ها را اینگونه ملاحظه کنیم مسئله برایمان هضم می‌شود، چون امام قلب عالم امکان است، اولین تأثری که وجود انسان از ضوابط بیرونی چه گوارا و چه ناگوار پیدا می‌کند قلب است بعد اعضاء و جوارح است، به‌حسب ظاهر ما این عضو را می‌بینیم که متأثر شد، این به‌حسب ظاهر است اما به‌حسب باطن واقع خیر چون این عضو آنچه را که به‌حسب ظاهر از جریان خون و احساسات و عصب و امثال این‌ها دارد از مغز و قلب می‌گیرد این‌ها در روایات ما آمده و حالا روان شناسان بحث‌هایی می‌کنند و ما می‌گویم خوب این مسائل که کشف شد پس این روایات هم حل شد کشفیات روز مؤید این مسائل است اما ما باید معارفمان را با دید عمیق و از روایات بگیریم به‌عنوان نمونه عرض می‌کنم که مراجعه کنید به باب الاضطرار الی الحجة اصول کافی روایت سوم، هشام بن حکم رضوان‌الله علیه خدمت امام می‌رسد حضرت می‌فرماید: مباحثه تو با آن عالم اهل سنت بصره بیان کن، بعد از تعارفات عرض می‌کند حضرت می‌فرماید این همان استدلالی است که در کتب تورات و انجیل است تو حکمت آموخته‌شده‌ای و استدلال خیلی ساده‌ای بود که رابطه امام با مأموم را بیان می‌کند و طرف از جواب عاجز می‌ماند که نقش عقل یا قلب در وجود انسان چگونه است و نقش امام در عالم و در نظام اجتماعی و سیاسی انسان‌ها شبیه آن است.

وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ فِی مَوْضِعِ النَّكَالِ وَ النَّقِمَة

*انتقام الهی به چه معناست و چگونه محقق می شود؟

خدایا من یقین دارم تو شدیدترین عقاب کننده در جایگاه انتقام و عقاب کردن هستی، این همان صفت جلال الهی است که خدای متعال نمی‌خواهد کسی در برابر او به‌عنوان ربوبیت قیام کند، حالا ربوبیت اعتقادی یا ربوبیت عملی، از این صفت به کبریائی حق‌تعالی تعبیر شده است که در قسمت بعدی بیان می‌کنند و در روایات هم آمده است کبریائی مختص ذات ربوبی است منتهی خدای متعال در این عالم چون عالم اختیار و کسب تدریجی کمال است برای این انسان فرصت‌هایی داده است، عرض کردیم که رحمتش به‌گونه‌ای بر غضبش می‌چربد تا شخص به خاطر مخالفت با او حرکت می‌کند سریعاً او را مؤاخذه نمی‌کند و با ظهور رحمتش به این انسان فرجه می‌دهد و بستگی به زمان‌ها هم دارد، بستگی به درک‌ها هم دارد زمانی که درک‌ها ضعیف باشد فرجه الهی بیشتر است و زمانی که درک‌ها قوی‌تر باشد حجت بر او بیشتر تمام‌شده باشد، چه‌بسا فرصت کمتر است، لذا به فرعون چهارصد سال مهلت می‌دهد، به نمرود و امثال او به همین مقدار، و آن رحمت رحمانیه‌اش را هیچ‌گاه تا وقتی‌که بخواهد موجودی تحقق داشته باشد منع نمی‌کند، اگر منعی داشته باشد که منع هم‌معنا می‌شود، منع از رسیدن به رحمت رحیمیه است، یعنی خدای متعال ابزار درک واقعیات را در انسان گذارده ست و انسان اگر این ابزار را به‌درستی به کار بندد و با میل حق‌طلبش حق را بپذیرد به سایر رحمت‌های الهی می‌رسد و اما اگر نپذیرد، درعین‌حال خداوند متعال به او مهلت می‌دهد که از راه‌های گوناگون بتواند به‌حق برسد اما وقتی این شخص همه راه‌های رسیدن به‌حق را در خودش بست، اینجا دیگر از ناحیه خدای متعال افاضه خاص نمی‌شود، از عدم افاضه خاص خدای متعال ما صفت انتقام را انتزاع می‌کنیم، مقتضای صفت جمالیه خداوند متعال همواره ابتدا به فیض و اعطاء کمال است لذا هدایت در مرحله اول است و اضلال و اغوا در مرحله ثانی است، «یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاء»  یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ را باید به این معنا تفسیر کنیم، که شخص راه رسیدن به هدایت را در خودش بسته است، و دیگر به آن هدایت نمی‌رسد آن هدایت افاضه شده از جانب خدای متعال شامل این نمی‌شود و لذا این آیه خیلی صریح این اوصاف الهی را معنی می‌کند: «ْ فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ»  وقتی فرعونیان راه کجی را رفتند خداوند متعال ایشان را در همان کجی نگه داشت و ابقاء کرد نه اینکه ایشان را کج کرد، خدای متعال ابتدائاً چنین افعالی ندارد و از عدم افاضه فیض عاماً یا خاصاً اینگونه اوصاف استفاده می‌شود و لذا حضرت می‌فرمایند: انسان باید هوشیار باشد که اگر خدای‌ناکرده به انتقام الهی برسد خودش زمینه انتقام را فراهم کرده است این آیه را خواندم و تکمیل کنم این بحث جزئیات بیشتری دارد و جنبه‌های تربیتی دارد که اگر عمری باشد بعداً عرض می‌کنیم «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»  یک فسادی می‌آ‌ید، زلزله و سیلی و از این قبیل امور می‌آید و از بین می‌برد، در دریا و خشکی، حضرت فرمود این به جهت اعمال است ایجاد اولیه دریا و وجود کشتی در آن و افاضه باد و امثال این‌ها، طبق آیاتی برای این است که انسان در مسیر کسب فیوضات الهی قرار بگیرد، اما اگر از این جنبه‌های رحمت شخص در جهت غضب استفاده کرد همین موجودی که رحمت است همین موجود غضب می‌شود همین آبی که تشنگی تشنه را برطرف می‌کند، برای شخص تشنه دیگری ایجاد آتش می‌کند، تشنگی او را بیشتر می‌کند، این‌ها همه به جهت آن روابط مخفی است که در عالم وجود دارد و خداوند متعال ولایتش را اینگونه اعمال می‌کند، تازه می‌فرماید: «لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» تا به انسان نتایج برخی از اعمالش را بچشاند این هم به خاطر تنبه اوست لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ شاید بازگردد، یک دعا که می‌شود طوفان می‌ایستد یک دعا می‌شود زلزله ساکت می‌شود، باید ما همواره خود را در دامن رحمت بیکران الهی قرار بدهیم که از آن‌ها بهره‌مند بشویم.

پی‌نوشت‌ها

نور آیه 2

جامع السعادات: 1/ 239؛ صحیح مسلم: 8/ 101؛ سنن الترمذى: 2/ 317.

الأمالى، شیخ صدوق: 209، مجلس 37، حدیث 9؛ بحار الأنوار: 71/ 396، باب 28، حدیث 26.

ذاریات 58

-نوح 28

ابراهیم 41

نحل 93

صف آیه 5

روم 41


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت 03:30 ب.ظ