تبلیغات
وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا)
12 حدیث شریف در بیان فضیلت روزه

12 حدیث شریف در بیان فضیلت روزه

احادیث بسیار شریف زیر در بیان فضیلت روزه، همه از طرق شیعه وارد شده اند.

1. قال أبو جعفر علیه السّلام: بنی الإسلام على خمسة أشیاء على الصلاة و الزکاة و الحجّ‏ و الصوم و الولایة.

(امام باقر فرمودند: اسلام بر پنج شیء بناء شده است: بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت.)

2. و قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: الصوم جنّة من النار.

(پیامبر فرمودند: روزه سپری از آتش است)

3. و قال صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: الصائم فی عبادة و إن کان نائما على فراشه ما لم یغتب مسلما.

(پیامبر فرمودند: روزه دار در عبادت است، اگر چه بر محل استراحتش، خواب باشد، تا زمانی که از مسلمانی غیبت نکند.)

4. و قال صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: قال اللّه تعالى: الصوم لی و أنا أجزی به، و للصائم فرحتان حین یفطر و حین یلقى ربّه عزّ و جلّ، و الّذی نفس محمّد بیده لخلوف فم الصائم عند اللّه أطیب من ریح المسک‏.

(پیامبر فرمودند: خداوند فرمود: روزه برای من است و من جزای آن را می دهم، و برای روزه دار دو شادی است، زمانی که افطار میکند و زمانی که پروردگارش را ملاقات می کند، قسم به آن کسی که جان محمد به دست اوست بوی دهان روزه دار نزد خداوند، خوشبوتر از بوی مشک است.)

5. و قال صلّى اللّه علیه و آله و سلّم لأصحابه: ألا أخبرکم بشی‏ء إن فعلتموه تباعد الشیطان منکم کما تباعد المشرق من المغرب؟ قالوا: بلى یا رسول اللّه، قال: الصوم یسوّد وجهه، و الصّدقة تکسر ظهره، و الحبّ فی اللّه و الموازرة على العمل الصالح تقطع دابره، و الاستغفار یقطع و تینه، و لکلّ شی‏ء زکاة و زکاة الأبدان الصیام.

(پیامبر فرمود: آیا شما را به چیزی خبر بدهم که اگر آن را انجام دهید، شیطان از شما دور می شود، همانطور که مشرق از مغرب دور میشود؟ فرمودند: بله یا رسول الله، پیامبر فرمودند: روزه روی شیطان را سیاه می کند و صدقه پشت شیطان را می شکند و حبّ در راه خدا و سنگین باری بر عمل صالح ریشه او را می کند، و استغفار شاهرگ او را قطع میکند و برای هر چیزی زکات است و زکات بدنها، روزه است.)

6. و قال صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: إنّ اللّه تعالى وُکلّ ملائکة بالدّعاء للصائمین، و قال: أخبرنی جبرئیل عن ربّه تعالى ذکره أنّه قال: ما أمرت ملائکتی بالدّعاء لأحد من خلقی إلّا استجبت لهم فیه‏.

(پیامبر فرمودند: خداوند تعالی فرشتگانی را برای دعاء برای روزه داران موکّل کرده است. و فرمود: جبرئیل از پروردگارش به من خبر داد که او فرمود: من فرشتگانم را به دعا بر احدی از خلقم امر نکردم، مگر اینکه دعای فرشتگان در حق او را استجابت کردم)

7. و قال الصادق علیه السّلام فی قوله تعالى: «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» قال: «یعنی بالصبر الصوم».

(امام صادق درباره آیه : (استعینوا بالصبر و الصلاه) فرمود: (صبر در آیه) یعنی صبر روزه گرفتن)

8. و قال علیه السّلام: «إذا نزلت بالرّجل النازلة أو الشدّة فلیصم، فإنّ اللّه تعالى یقول: «وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ».

(امام صادق فرمودند: زمانی که برای شخصی حادثه یا امر شدیدی نازل شد، پس باید روزه بگیرد، زیرا خداوند تعالی فرموده است: (استعینوا بالصبر و الصلاه = به وسیله صبر (روزه) و نماز کمک بجوئید.)

9. و قال علیه السّلام: من صام للَّه عز و جلّ یوما فی شدّة الحرّ فأصابه ظمأ وکلّ اللّه به ألف ملک یمسحون وجهه و یبشّرونه حتّى إذا أفطر، قال اللّه تعالى: «ما أطیب ریحک و روحک‏ یا ملائکتی اشهدوا أنّی قد غفرت له‏.

(امام صادق فرمودند: هر کس برای خداوند، روزی در شدت گرما روزه بگیرد و تشنگی برایش عارض شود، خداوند هزار ملک را موکّل می کند که صورتش را مسح می کنند و به او بشارت می دهند تا زمانی که افطار کند، خداوند تعالی فرمود: چه نیکو است بو و جان تو، ای فرشتگان من، شهادت دهید که قطعا من او را بخشیدم.)

10. و قال أبو الحسن الأوّل علیه السّلام: «قیلوا فإنّ اللّه تبارک و تعالى یطعم الصائم و یسقیه فی منامه».

(امام کاظم علیه السلام فرمودند: خواب قیلوله داشته باشید که خداوند تبارک و تعالی روزه دار را اطعام میدهد و در خوابش او را سیراب می سازد.)

11. و قال الصادق علیه السّلام: «نوم الصائم عبادة، و صمته تسبیح، و عمله متقبّل، و دعاؤه مستجاب‏».

(امام صادق فرمودند: خوابیدن روزه دار عبادت است و سکوتش تسبیح و عملش قبول شده و دعایش مستجاب.)

و أعظم الصیام أجرا صوم شهر رمضان ففی الحدیث النبویّ صلّى اللّه علیه و آله و سلّم «من صام شهر رمضان إیمانا و احتسابا، و کفّ سمعه و بصره و لسانه عن النّاس قبل اللّه صومه و غفر له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر، و أعطاه ثواب الصابرین‏».

(و بزرگترین روزه از حیث اجر و منزلت، روزه ماه رمضان است، در حدیث نبوی آمده است: هر کس روزه ماه رمضان را در حال ایمان و رغبت بگیرد، و گوش و چشم و زبانش را از مردم حفظ کند، خداوند روزه اش را قبول می کند و گناه ما قبل و ما بعد او را می بخشد و ثواب صابرین را به او عطاء می کند.)

12. و فی الصحیح عنه علیه السّلام: «قال: إنّما فرض اللّه الصیام لیستوی به الغنیّ و الفقیر و ذلک أنّ الغنیّ لم یکن لیجد مسّ الجوع فیرحم الفقیر لأنّ الغنیّ کلّما أراد شیئا قدر علیه فأراد اللّه عزّ و جلّ أن یسوّی بین خلقه، و أن یذیق الغنیّ نیل الجوع و الألم لیرقّ على الضعیف و یرحم الجائع‏ ».

(در حدیث صحیح از امام صادق آمده است: خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن بین دارا و ندار، مساوات برقرار شود، زیرا دارا طعم گرسنگی را نمی چشد تا به فقیر رحم کند، چون شخص دارا هر زمان چیزی را بخواهد بر آن قدرت دارد، لذا خداوند اراده کرده تا بین مخلوقاتش تساوی برقرار کند و شخص دارا هم طعم گرسنگی و درد را بچشد تا بر ضعیف دل نرم شود و گرسنه را رحم کند.)

قیل: لو لم یکن فی الصوم إلّا الارتقاء من حضیض حظوظ النفس البهیمیّة إلى ذروة التشبّه بالملائکة الرّوحانیّة لکفى به فضلا و منقبة.

(گفته شده: اگر در روزه چیزی نبود جز ارتقاء و بالا رفتن از پستی بهره های نفس حیوانی به سوی قله تشبّه به فرشتگان روحانی، قطعا همین فضل و منقبت برای آن کافی بود)

 

منبع: المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء، جلد 2، صفحه 122، ملا محسن فیض کاشانى


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 11:46 ق.ظ


کلام امام علی(ع) درباره سه اشتباه مردم دنیا

کلام امام علی(ع) درباره سه اشتباه مردم دنیا

امام علی علیه السلام در سخنی گهربار سه اشتباه مردم درباره کوتاهی در اعمال نیکو، تکیه به دنیا و اطمینان به دیگران قبل از آزمایش، را بیان فرموده‌اند.

امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمود: به دنیا آرامش یافتن در حالى كه ناپایدارى آن مشاهده مى‌گردد، از نادانى است

و كوتاهى در اعمال نیكو با وجود یقین به پاداش آن، زیانكارى است،  و قبل از آزمودن اشخاص، اطمینان پیدا كردن از عجز و ناتوانى است.

متن حدیث:

وَ قَالَ علیه‌السلام اَلرُّكُونُ إِلَى اَلدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ وَ اَلتَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ اَلْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ وَ اَلطُّمَأْنِینَةُ إِلَى كُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ اَلاِخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ.

"نهج البلاغه،حکمت 384"


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 11:44 ق.ظ


چگونه از ماه مبارک رمضان بهره مند شویم

 

چگونه از ماه مبارک رمضان بهره مند شویم

با دعاها باید با دید کلاس درس برخورد کرد، بلکه بالاتر از درس های رسمی، درس های رسمی توضیحات ظاهری دارد که می‌شود آن‌ها را به‌گونه‌ای درک کرد، اما انسان برای سیر کردن با دعا باید با قدم دل حرکت کند و محصول همه این درسهاست

*کلام اول

با ذکر این نکته که روزه و دعا چگونه انسان را به عالم ملکوت نزدیک می کند، مقدمه ورود به شرح دعای افتتاح را بیان و سپس به شرح فقرات نورانی این دعای شریف پرداخته است.

*چگونه با خدا مناجات کنیم

مقام معظم رهبری تصریح دارند: «انسان اگر خود را به دعاهایى كه از ائمه علیهم‏السّلام، مأثور است، انس بدهد و مرتبط كند، امید این هست، توانسته باشد با خداى متعال، درست مناجات كند و چنان‏كه شایسته‏ى الهى است، با او حرف بزند. ضمناً ماه رمضان ماه دعاست. دعاها را فراموش نكنید. دعاهاى وارد شده در ماه رمضان، یكى از آن نعم و فرصتهایى است كه باید مغتنم بشمرید. این دعاى ابى حمزه، این دعاى افتتاح، این دعاى جوشن و بقیه‏ى ادعیه‏اى كه در روزها و شبها و سحرها و بقیه‏ى ساعات و اوقات مخصوص در ماه رمضان وارد شده است، واقعاً از نعمتهاى بزرگ الهى است. فرصت را مغتنم بشمارید».

*ماه مبارک رمضان ماه تقرب به خدا

همان‌گونه که از بیانات قرآن کریم و روایات و ادعیه استفاده می‌شود، ماه مبارک رمضان، از بهترین ماه‌های خداوند متعال است که حق‌تعالی اسباب گوناگونی را در این ماه برای بندگانش مهیا فرموده، تا ارتباط ویژه‌ای با او داشته باشند.

*چگونه از ماه مبارک رمضان بهره مند شویم

در حقیقت ماه مبارک رمضان از نفحات خاص الهی است که در آن حدیث قدسی فرموده است «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا»   در ایام و روزگاران شما، وزش‌هایی از ناحیه خداوند متعال صورت می‌گیرد، آگاه باشید که متعرض آن بشوید و از آن اعراض نکنید.

نفحات الهی منحصر به این ماه مبارک نیست. در مکان‌ها و زمان‌ها و حالات مختلف شامل حال انسان می‌شود. منتها انسان باید توجه خاص داشته باشد تا بتواند متعرض این نفحات و نسیم‌های قدسی بشود و نشانه‌اش این است انسان اگر توجهی به عالم قدس و ملکوت پیدا کرد، از این توجه حسن استفاده را ببرد، این توجه را دنبال کند، اگر دنبال شد توجهات دیگری از ناحیه حق‌تعالی به او می‌شود و دریچه قلب او را می‌گشاید، همانطور که در حدیث قدسی دیگر، حق‌تعالی فرمود: «مَنْ تَقَرَّبَ إِلَیَّ شِبْراً تَقَرَّبْتُ إِلَیْهِ ذِرَاعاً وَ مَنْ تَقَرَّبَ مِنِّی ذِرَاعاً تَقَرَّبْتُ مِنْهُ بَاعاً وَ مَنْ أَتَانِی مَشْیاً أَتَیْتُهُ هَرْوَلَة»  که این بیان کنایی است و از عنایت ویژه حق‌تعالی به بندگان مؤمنش حکایت می‌کند که اگر این بندگان به مقدار یک وجب به‌سوی حق‌تعالی بشتابند، حق‌تعالی عنایاتش را برای ایشان به‌اندازه یک ذراع باز می‌کند، و اگر کسی به‌اندازه یک ذراع به سمت حق‌تعالی برود، حق‌تعالی هروله کنان به‌سوی او می‌شتابد، به‌هرحال، ماه مبارک رمضان از این نفحات خاص قدسی حق‌تعالی است که خداوند متعال در این ماه ریزشی خاص دارد، ریزش رحمت‌های رحیمیه که ظهور این رحمت رحیمیه در وجود انسان مغفرت‌هایی است که شامل حال این انسان می‌شود. منتها ما باید آن ظرفیت را فراهم و آماده کنیم، تا بتوانیم از این رحمت‌ها استفاده کنیم و آن را دریافت کنیم و در وجود خود آن را حفظ کنیم و رشد بدهیم. البته رشد دادن هم به عنایت الهی است، اما زمینه رشد دادن باید در ما پیدا بشود، آن‌چنان‌که در روایتی فرموده است: «وَ زَارِعُهَا وَ الْقَیِّمُ عَلَیْهَا رَبُّ الْعَالَمِین‏»  این قسمت در ادامه روایتی است که کشت کننده این علم در قلب انسان خداوند متعال است و قیم بر آن‌هم رب‌العالمین است.

*روزه چگونه ما را ازعالم ماده جدا می کند

در این ماه، امور گوناگونی برای انسان جعل‌شده است مقرب انسان به‌سوی حق‌تعالی است. روزه یکی از آن مسائل مهمی است که خواص گوناگون ظاهری و باطنی دارد. از جانب اولیاء دین امور خاصی همراه با روزه مقررشده است که مؤکد آن واقعیات روزه است. خاصیت واقعی روزه این است که برای انسان یک حالت انقطاع از عالم ماده و تعلقات مادی ایجاد کند. لذا برای حصول این حالت، اموری بیان‌شده است. خود قرآن به‌گونه‌ای این حقایق را که مبین انقطاع خاص انسان از غیر حق‌تعالی است بیان‌شده است و سخن حق‌تعالی است که اگر کسی با این نگاه به قرآن کریم بنگرد، این حالت را در خودش ایجاد کند به آن معارفی که قرآن کریم انسان را هدایت می‌کند، می‌رسد.

*دعا و جایگاه عظیم آن در شناخت حق متعال

یکی از امور گسترده‌ای که در این ماه به آن سفارش شده است، مسئله دعاست. در میان اعمال عبادی، دعا ویژگی معینی دارد. دعا به‌گونه‌ای سخن عبد باخدای متعال است. سخن عبد، دو وجهه دارد که باید یک وجهه‌اش نسبت به وجه دیگر آن اصالت داشته باشد که این وجهه فرع بر معرفت و شناخت عبد نسبت به حق‌تعالی است و آن وجهه معرفی خداوند متعال در شئون گوناگون عالم است که فصل مایز بین انسان مؤمن و غیر مؤمن، بین مسلمان و مشرک همین است که مشرکین غیر حق‌تعالی را به‌عنوان صاحب کمال می‌خواندند. لکن خدای متعال به مؤمنین می‌فرماید: اگر دعای شما نبود، خدای شما به شما اعتنایی نداشت «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُم‏» البته این آیه جنبه‌های گوناگونی را به انسان می‌فهماند که به آن اشاره می‌شود.

وجهه دوم دعا این است که انسان به‌گونه‌ای خود را بشناسد و نیازمندی‌های خودش را بداند و به درگاه الهی اعتراف کند و خداوند متعال را رافع این نیازمندیها بداند و برای رفع هر یک از نیازمندی‌هایش به درگاه الهی اظهار نیاز کند. دعاهایی که از حضرات معصومین مأثور است، هر دو ویژگی را دارد و اساساً باید حقیقی و شخصیتی دعا بخواند که از معرفتی نسبت به ذات پروردگار برخوردار باشد. لذا مرور اجمالی به دعاهای منقول از انبیاء عظام در قرآن کریم ما را متوجه این نکته می‌کند که دعاهای ایشان از چه درجه ای از معرفت نسبت به حق‌تعالی برخوردار است، گر چه نوع این دعاهایی که در قرآن کریم از انبیاء نقل‌شده است، آن وجهه دوم یعنی تقاضاست. لکن تقاضا هم متفرع بر آن وجهه اول است که متقاضی بداند چه نیازی دارد و قبل از دانستن نیاز بداند چه روابط وجودی با ذات مقدس حق‌تعالی دارد و سپس ابراز نیاز بکند با این جملات کوتاه نتیجه می‌گیریم که به‌جز ذوات مقدس اهل‌بیت عصمت و طهارت که در بالاترین درجه معرفت ربوبی قرار دارند، کسی نمی‌توانند در دعا اظهار بکنند که خداوند متعال را آنطور که هست معرفی کند. چراکه از طرفی قرآن کریم می‌فرماید به‌جز یک دسته توان به حق توصیف الهی را ندارند، و دعا هم با وجهه اول آن، در حقیقت توصیف ذات ربوبی است، «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ * إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصینَ»  خدای متعال خودش را از توصیف بندگان منزه می‌کند به‌جز توصیف بندگان مخلَص و پاک‌شده از همه آلودگی‌های عملی، اخلاقی، کرداری، اعتقادی و روحی. یعنی شخصی که قصد توصیف خدای متعال را دارد، باید با ذات مقدس ربوبی یک ارتباط مستقیم داشته باشد. ارتباط مستقیم با ذات کمال مطلق اقتضا می‌کند که شخص، همه محدودیت‌ها را درنوردیده باشد، و توجه به محدودیت‌ها نداشته باشد. در مقام توصیف هیچ محدودیتی برای موصوف پیدا نشود. و این جز با عنایت ویژه حق‌تعالی به چنین کسانی میسر نیست که در آیه ای می‌فرماید: «وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدی وَ الْأَبْصار»  بندگان من را بیاد بیاور (اینها بندگان خاصی هستند) ابراهیم و اسحاق و یعقوب، صاحب قدرت‌ها (ایدی) و بینائیها بودند. یعنی نسبت به حقایق دیدهایی داشتند که دیگران نداشتند، در آیه بعد توضیح می‌دهد که این دید را از کجا پیداکرده‌اند، «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار * وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیارِ»  من ایشان را خالص گردانیدم، از شوائب دور کردم، جانهایشان را از آلودگی‌های گوناگون زدودیم، به جهت یاد خالص آخرت، یعنی اینها زمینه را برای پاک شدن فراهم کردند و من هم به طور خاص در وجود ایشان دخل و تصرف کردم و ایشان را پاک گردانیدم. البته واقعیت این مطالب باید در جای دیگری روشن بشود، این یک ترجمه‌ای است و هر چه از عالم مخلصین صحبت کنیم، به‌جز یک سری مفاهیم چیزی دیگری به دست نمی آوریم لکن مذاکره در این مباحث لازم است، مخصوصاً در این ایام که مباحث قرآنی مطلوب است. البته قرآن کریم در باره مخلصین اوصافی را ذکر می‌کند واین یکی از آن ویژگی‌هاست انبیاء از مخلصین هستند و مخلصین هم دارای درجاتی هستند «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏» ، نبی گرامی اسلام و اهل‌بیت ایشان، افضل از همه انبیا هستند، لذا معرفی‌هایی که این حضرات از ذات مقدس ربوبی دارند، کامل ترین معرفی‌هاست و این امر منافاتی با آن دعا و سیره نبی اکرم ندارد که می‌فرماید: «أَنَا لَا أُحْصِی ثَنَاءً عَلَیْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَیْتَ عَلَى نَفْسِك‏»، خدایا من نمی‌توانم ثنای بر تو را احصا کنم، تو آن‌گونه هستی که خودت بر خودت ثنا می‌کنی، با توجه به اینکه گوینده به خودش توجه دارد، یک موجود محدودی است که با توجه به خودش نمی‌تواند از موجود نامحدود تعبیری داشته باشد. اما با توجه به همان حقیقت، که از او معرفت خودش را به تعبیر «إِلَهِی بِكَ عَرَفْتُكَ وَ بِكَ اهْتَدَیْتُ إِلَى أَمْرِكَ وَ لَوْ لَا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْت‏»  و این گونه تعبیرات بکار برد.

این معرفی‌ها، معرفی خدای متعال از این لسان است. چراکه خدای متعال فرموده است معرفی این بزرگواران معرفی خود من است. لذا این دعا را باید با این آیات جمع کرد، این یک مقدمه کوتاهی شد که ما ازاین دریچه به دعاها توجه داشته باشیم و جهت دیگری که در دعاها مطرح است، این که هر دعایی لسان خاصی دارد؛ چراکه انسان در رابطه‌اش با حق‌تعالی حالات گوناگونی دارد و حضرات معصومین(ع) همه این حالات کمالیه را داشته اند، لذا وقتی در دعاهای مأثوره دقت کنیم می‌بینیم که هر کدام با یک‌زبان خاص باخدای متعال صحبت می‌کنند. دعای ابوحمزه زبان خاصی دارد که شاید مجموعاً در هیچ دعایی پیدا نشود، دعای افتتاح به گونه دیگری است، دعای کمیل به گونه دیگر و دعای عرفه همچنین و گاهی هم به صورت مناجات است مانند مناجات شعبانیه که به گونه دیگری است. ارتباط با دعا به‌گونه‌ای هم معرفت امام است و هم معرفت حق‌تعالی و هم معرفت خود، سه تا معرفت در دعاها وجود دارد، اینها ادعاهای مجملی است که داریم ما هم چیزی نمی‌فهمیم ولی با مراجعه به دعاها می‌توان شاهد صدقی نسبت به این ادعاها پیدا کرد.

*چرا دعا مغز عبادت است

دعاهای مختلفی در ماه مبارک رمضان واردشده است، دعا برای روز که الی ماشاء الله است، دعا برای شب و دعا برای سحر که هر وقت انسان بخواهد ارتباط آگاهانه و خاضعانه با خدای متعال پیدا کند، از زبان خاضعان مطلق درگاه ربوبی سخن رسیده؛ چراکه وجهه دیگر دعا اظهار خضوع خاص به درگاه ربوبی است. وقتی شخصی کمال شخصی را اقرار دارد و معتقد است و اظهار می‌کند، این اولین مرتبه اظهار خضوع است که بنده مؤمن باید این را داشته باشد. لذا فرموده اند: «الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَةِ»  دعا مغز عبادت است چراکه حقیقت عبادت اظهار خضوع آگاهانه در برابر معبود است من او را اعتقاداً معبود به حق بدانم و خود این اعتقاد مرتبه‌ای از اظهار خضوع است و این را به‌گونه‌ای ابراز کنم که مراتبی دارد. بندگان مخلص نهایت درجه خضوع در برابر حق‌تعالی را طی کرده اند که خودشان برای بندگان رهبر شده اند که اگر می‌خواهید خضوع کنید و به‌گونه‌ای حقیقت خود را دریابید و اظهار کنید به دنبال ما بیایید، «قُلْ هذِهِ سَبیلی‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی‏ وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكین‏»  ای پیامبر به مردم بگو راه من این است، با تمام وجود به‌سوی حق دعوت می‌کند، أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصیرَةٍ أَنَا، در اینجا «انا» تأکید ضمیر متصل «ادعوا» است. تمام وجود من داعی الی الله است، «و داعیاً الی الله»، تو را داعی فرستادیم، کسی که وجودش به تمامه داعی است، یک وجود خاص است. تا خودش دعوت نشده باشد نمی‌تواند دعوت کند، ما باید اینچنین باشیم، باید این دعوت را به‌گونه‌ای پذیرا باشیم تا انشاء الله داعیاً الی الله باشیم، «أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی» و تابعین من هم اینطور هستند آن‌ها هم داعیاً الی الله هستند، «من اتبعنی» عطف به «انا» است، آن‌هم با بصیرت و بینایی و این مطلب خیلی مهم است دعوت کارساز زمان و مکان نمی‌شناسد، باجان انسان که زمانی و مکانی نیست همراه است و جانها را متحول می‌کند، دعا چنین خصوصیتی دارد. با توجه به این مقدمات، انشاء الله دعای افتتاح را توضیح خواهیم داد. با دعاها باید با دید کلاس درس برخورد کرد، بلکه بالاتر از درس های رسمی، درس های رسمی توضیحات ظاهری دارد که می‌شود آن‌ها را به‌گونه‌ای درک کرد، اما انسان برای سیر کردن با دعا باید با قدم دل حرکت کند و محصول همه این درسهاست، محصول معارفی است که ما در طول زندگی علمی خود می‌خواهیم کسب کنیم لذا نباید با ادعیه سبک برخورد کنیم، و دعا به صورت لقلقه زبان ما بشود، و یا ارتباطی با دعا نداشته باشیم. بحمدالله بعد از انقلاب اسلامی، با سفارشات امام امت و بزرگان، مردم بیشتر به‌سوی دعا روی آورده اند، اما گاهی از بعضی سؤال می‌شد کتاب اقبال الاعمال دارید؟ به طور کلی تعجب می‌کردند و کسانی که سی چهل سال در حوزه درس‌خوانده‌اند نام این کتاب را نشنیده بودند. خدای متعالی به همه ما توفیق عنایت بفرماید که با کسب نورانیت از محل ورود این دعاها و قلب مطهر حضرات ائمه(ع)، ما هم در جهت نورانیت این دعاها و رسیدن به حقایق آن‌ها قرار بگیریم.


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 02:26 ب.ظ


مردمان عصر غیبت از اهل همه زمان ها با فضیلت ترند

 

مردمان عصر غیبت از اهل همه زمان ها با فضیلت ترند

امام سجاد (ع) با بیان روایتی خطاب به ابوخالد وضعیت اعتقادی مردم عصر غیبت را بیان فرموده اند.

عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْكَابُلِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ تَمْتَدُّ الْغَیْبَةُ بِوَلِیِّ اللَّهِ الثَّانِی عَشَرَ مِنْ أَوْصِیَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ الْأَئِمَّةِ بَعْدَهُ یَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلُونَ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِكَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّیْفِ أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ ع انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَج.

ابی حمزه ثمالی از ابو خالد كابلى روایت می كند كه امام زین العابدین علیه السّلام فرمودند: غیبت بوسیله دوازدهمین از جانشینان رسول خدا و امامان بعد از او ممتد مى‏ شود.

اى ابو خالد مردم زمان او كه معتقد به امامت وى می باشند و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمانها بهترند، زیرا خداوند عقل و فهمى به آنها داده كه غیبت در نزد آنها حكم مشاهده را دارد! خداوند آنها را در آن زمان مثل كسانى می داند كه با شمشیر در پیش روى پیغمبر -علیه دشمنان دین- پیكار كرده‏اند، آنها مخلصان حقیقى و شیعیان راستگوى ما هستند كه مردم را به طور آشكار و نهان بدین خدا می خوانند. و فرمود: انتظار فرج بزرگترین فرج است.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج 52 ص122


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 02:56 ب.ظ


هیچ کس شفاعت این افراد را نمی کند

هیچ کس شفاعت این افراد را نمی کند

امام باقر علیه السلام در حدیثی گناهکاری را معرفی نمود که نه فرشتگان وپیامبران ونه صدیقان وشهیدان نمی توانند اورا شفاعت کنند.

الإمام الباقر علیه السلام : لَو أنَّ كُلَّ مَلَكٍ خَلَقَهُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ وكُلَّ نَبِیٍّ بَعَثَهُ اللّه ُ وكُلَّ صِدّیقٍ وكُلَّ شَهیدٍ شَفَعوا فی ناصِبٍ لَنا أهلَ البَیتِ أن یُخرِجَهُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ مِنَ النّارِ ما أخرَجَهُ اللّه ُ أبَدًا ، وَاللّه ُ عَزَّوجَلَّ یَقولُ فی كِتابِهِ : «ماكِثینَ فیهِ أبدًا ».

امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر همه فرشتگانى كه خداوند عز و جل آفریده و همه پیامبرانى كه خدا برانگیخته و همه صدّیقان و شهیدان، در حقّ «دشمن كینه توز ما اهل بیت»، شفاعت كنند كه خداى عز و جل او را از آتش دوزخ بیرون آورد، هرگز او را بیرون نخواهد آورد. خداوند عز و جل در كتاب خود مى فرماید: این افراد «براى همیشه در آن ماندگارند» .

ثواب الأعمال : 247 / 5 عن حمران بن أعین ، والآیة 3 من سورة الكهف .


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 02:31 ب.ظ


سه توصیه به منتظران در نوشته امام زمان (عج)

 

سه توصیه به منتظران در نوشته امام زمان (عج)

امام زمان (عج) در جواب نامه یکی از شیعیان سه درخواست از منتظران را بیان فرمودند.

عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَ لِی كِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْكَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ (ع): «... فَأَغْلِقُوا أَبْوَابَ السُّؤَالِ عَمَّا لَا یَعْنِیكُمْ وَ لَا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ مَا قَدْ كُفِیتُمْ وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ»

اسحاق بن یعقوب گوید: من از محمّد بن عثمان (نائب دوم) درخواست نمودم نامه مرا كه مشتمل بر پاره ‏اى از مسائل مشكل است به ناحیه مقدّسه تقدیم كند، پس از ارسال آن جوابى در پاسخ به پرسش هاى من به خطّ مبارك حضرت صاحب الزّمان (عج) بدین مضمون بدستم رسید....

درهاى سؤال از چیزهایى كه براى شما مفید نیست، را ببندید

خود را در مورد دانستن چیزهاى غیرلازم به زحمت نیندازید،

در مورد تعجیل فرج زیاد دعا كنید زیرا موجب فرج شما خواهد شد.

الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص: 471-469


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 13 خرداد 1395 ساعت 06:20 ق.ظ


اعتبارنامه اعمال چگونه مُهر می خورد

 

اعتبارنامه اعمال چگونه مُهر می خورد

امام کاظم علیه السلام مُهر اعمال مسلمانان را در حدیثی بیان فرمودند

عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ قَالَ: ... قَالَ (ع) إِنَّ خَوَاتِیمَ أَعْمَالِكُمْ قَضَاءُ حَوَائِجِ إِخْوَانِكُمْ وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ مَا قَدَرْتُمْ وَ إِلَّا لَمْ یُقْبَلْ مِنْكُمْ عَمَلٌ حَنُّوا عَلَى إِخْوَانِكُمْ وَ ارْحَمُوهُمْ تَلْحَقُوا بِنَا.

علی بن یقطین می گوید؛ امام كاظم علیه السلام فرمود: مُهرهای اعتبار اعمال شما، برآوردن نیازهاى برادرانتان و نیكوئى با آنهاست تا جائی كه می توانید، اگر چنین نكنید، عملى از شما پذیرفته نخواهد شد، بنابراین؛ نسبت به برادران مهربان و با آنها مدارا نمائید تا به ما بپیوندید.

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏72، ص: 379.

 


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 13 خرداد 1395 ساعت 06:17 ق.ظ


حقیقت این آیه در هنگام ظهور محقق می شود

حقیقت این آیه در هنگام ظهور محقق می شود

امام صادق علیه السلام فرمودند: از پدرم درباره آیه «و همگى با مشركان بجنگید، همان گونه كه آنان همگى با شما مى جنگند» و آیه «تا فتنه اى بر جاى نماند و دین، یكسره از آنِ خدا گردد» سؤال شد؛ فرمود: زمان تأویل (و تحقق) این آیه هنوز نرسیده است.

عن الصادق علیه السلام : سُئِلَ أبی عَن قَولِ اللّه ِ : «قاتِلُوا المُشرِكینَ كافَّةً كَما یُقاتِلونَكُم كافَّةً حدیث » «حَتّى لا تَكونَ فِتنَةٌ ویَكونَ الدّینُ كُلُّهُ للّه » فَقالَ : إنَّهُ لَم یَجِئ تَأویلُ هذِهِ الآیَةِ ، ولَو قَد قامَ قائِمُنا بَعدَهُ سَیَرى مَن یُدرِكُهُ ما یَكونُ مِن تَأویلِ هذِهِ الآیَةِ، ولَیَبلُغَنَّ دینُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ما بَلَغَ اللَّیلُ حَتّى لا یَكونَ شِركٌ (مُشرِكٌ ـ خ ل) عَلى ظَهرِ الأَرضِ ، كَما قالَ اللّه ُ .

امام صادق علیه السلام فرمودند: از پدرم درباره آیه «و همگى با مشركان بجنگید، همان گونه كه آنان همگى با شما مى جنگند» و آیه «تا فتنه اى بر جاى نماند و دین، یكسره از آنِ خدا گردد» سؤال شد؛ فرمود: زمان تأویل (و تحقق) این آیه هنوز نرسیده است. بعد از قیام قائم ما، كسانى كه او را درك مى كنند خواهند دید كه تأویل (و تحقق) این آیه چگونه است. و دین محمّد تا به هرجا كه شب مى رسد گسترش مى یابد - همچنان كه خداوند مى گوید ـ اثرى از شرك [مشرك]، بر روى زمین باقى نماند.

تفسیر العیّاشیّ : 2 / 56 / 48 عن زرارة ، مجمع البیان : 4 / 834 عن زرارة وغیره عن الإمام الصادق علیه السلام ولیس فیه «سُئل أبی» ، ینابیع المودّة : 3 / 239 / 13 عن زرارة وفیه «قال : سُئل الباقر علیه السلام عن قوله تعالى . . .»


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 13 خرداد 1395 ساعت 06:16 ق.ظ


سه نشانه افراد عاقل

سه نشانه افراد عاقل

حضرت علی علیه السلام میزان عقل افراد را با سه کار سنجیده می شود.

قال امام علی علیه السلام: ثَلَاثَةٌ تَدُلُّ عَلَى عُقُولِ أَرْبَابِهَا الرَّسُولُ وَ الْكِتَابُ وَ الْهَدِیَّة.

غرر الحكم و درر الكلم، ص: 332.

حضرت على علیه السلام فرمود: معیار عقل هر کسی سه چیز است:

1.«فرستاده» (فردی که از جانب کسی مأموریت دارد)،

2. «نامه»

3. «هدیه»


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت 08:07 ق.ظ


عوامل ترک نماز

عوامل ترک نماز

از دلایل اهمیت نماز این که حج با این همه عظمت در عمر یک بار واجب می‌شود، روزه در سال یک بار واجب است اما واجب است که در طول روز پنج بار نمازخواند.

«یک ششم آیات قرآن به نماز پرداخته است»از این تعداد در ۹۰۰ آیه واژه‌های مرتبط با نماز آمده و در ۹۵ آیه دیگر به‌طور مستقیم به نماز پرداخته شده است:

«در روایات زیادی از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع)، برای نماز آثاری در دنیا برشمرده شده است» نورانی شدن دل، استواری در دین، نجات انسان، چشم‌روشنی پیامبر اکرم(ص)، نگهداری از اسلام، نیکی ماندگار، پوشاندن خطا، کلید خوبی‌ها، چراغ قلب انسان، عامل رسیدن به درجات بالا، مانع حمله‌های شیطانی طعام الهی و ...، از جمله آثاری است که برای نماز خواندن در دنیا برشمرده شده است.

هر یک از ارکان نماز آثاری دارد به‌عنوان مثال؛ فرو نشاندن آتش خشم، حاجت خواستن با وضو و کفاره بودن وضو برای گناهان از جمله آثار وضو است.

«نماز نیز دارای روح و جسم است» نماز بدون روح خسته کننده است و برای رفع این مسئله ما باید در نماز مخاطب داشته باشیم.

تندخوانی را یکی از عوامل زدگی از نمازاست و این مسئله نیز یک راه حل دارد و آن این است که هرگاه در نماز عجله کردی به یاد بیاور که همه آنچه می‌خواهی بعد از نماز به آن برسی و آنچه که می‌ترسی از دستش بدهی، به دست همان کسی است که مقابلش ایستاده‌ای.

«در بحث نماز انسان‌ها به دودسته اقامه کنندگان نماز و تباه‌کنندگان نماز تقسیم می‌شوند» خداوند در این رابطه در آیه ۵۹ سوره مبارکه مریم می‌فرماید: «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا».

از دلایل اهمیت نماز می‌توان به این موضوعات اشاره کرد که حج با این همه عظمت در عمر یک بار واجب می‌شود، روزه در سال یک بار واجب است اما واجب است که در طول روز پنج بار نماز بخوانیم.

«گناه و معصیت، فراموشی مرگ، آرزوی زیاد، حب دنیا و غفلت از یاد خدا ازجمله عوامل ورود به فتنه هستند» توجه به مبداء، توجه به معاد، توجه به راه، توجه به راهنما و توجه به راهزن ازجمله عوامل خروج از فتنه هستند و جهل، تنبلی و ضعف عقیده ازجمله عوامل ترک نماز هستند.

 

 


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 07:31 ق.ظ


داستان آموزنده و شنیدنی نقل از حضرت آیت الله العظمی اراکی رحمة الله علیه:

آیت الله آقای حاج سیداحمد خوانساری در دوران زندگی خیلی سختی کشیده بود. و داغ چند فرزند دیده بود.

عزرائیل عالمی که عزرائیل را دید ونترسید

داستان آموزنده و شنیدنی نقل از حضرت آیت الله العظمی اراکی رحمة الله علیه:

آیت الله آقای حاج سیداحمد خوانساری در دوران زندگی خیلی سختی کشیده بود. مدتها دل درد داشت، داغ چند فرزند دیده بود، در یک جا نیز سکونت نداشت. مدتی در خوانسار، مدتی در نجف، نه ماه در دزفول و چندسال و چند ماه در اراک و سپس در قم و بعد هم در تهران زندگی می‌فرمود. با این همه، خدا به ایشان توفیق بزرگی داد که توانست یک دوره فقه استدلالی که خلاصه جواهر و حرفهای دیگر در آن آمده است تألیف نماید.

ایشان در زمان مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری، روزی به من گفت: بیا باهم کتاب حج را مباحثه کنیم. من هم قبول کردم، لذا روزها در مسجدعشقعلی با هم مباحثه حج داشتیم؛ وقتی بحث حج تمام شد، مدتی ایشان را ندیدم تا آن که معلوم شد تنها با شتر به حج رفته است.

موقع مرگشان هم، صورت ملائکه را مشاهده کرده بودند  و فرمودند: من صورت عزرائیل را دیدم و از او نترسیدم و با خود می‌گفتم: چرا مردم از او می‌ترسند. حضرت عزرائیل علیه السلام را دیدم که رو به من می‌آید و بعد برگشت و هفت قدم برداشت. فهمیدم که تا هفت روز دیگر بیشتر زنده نیستم.


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 07:30 ق.ظ


بالاترین عزت و بهترین افتخار

بالاترین عزت و بهترین افتخار

امام علی علیه ‏السلام درحدیثی بالاترین عزت و افتخار بیان فرمودند.

امام علی علیه ‏السلام :إلهی كَفى لی عِزّا أن أكونَ لَكَ عَبدا، وكَفى بی فَخرا أن تَكونَ لی رَبّا؛

امام علی علیه ‏السلام :الهى! همین عزّت مرا بس كه بنده تو هستم و همین افتخار مرا بس كه تو خداوندگار من هستى.

خصال: ص420


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت 06:37 ق.ظ


با این سه خصلت دوستان ما زیاد می شوند

 

با این سه خصلت دوستان ما زیاد می شوند

امام حسن عسكرى علیه السلام داشتن سه خصلت را موجب افزایش دوستان می دانند.

امام عسكرى علیه السلام : مَن كانَ الوَرَعُ سَجِیَّتَهُ و الكَرَمُ طَبیعَتَهُ و الحِلمُ خُلَّتَهُ ، كَثُرَ صَدیقُهُ ؛

امام عسكرى ع

لیه السلام فرمودند:كسى كه پارسایى خوى او ، بخشندگى طبیعت او و بردبارى خصلت او باشد ، دوستانش زیاد شوند .

بحار/78


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت 06:32 ق.ظ


خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟

 

خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟

وقتى كه بنده اى توبه واقعى كرد، خداوند او را دوست مى ‏دارد. لذا در دنیا و آخرت بر گناهان گذشته او سرپوش مى ‏گذارد. معاویۀ بن وهب مى‏گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟...

آنچه در ذیل می خوانید بخش نخست بیانات این مرجع تقلید است.

اى خدا! غیر از تو براى گناهانم آمرزنده اى و براى اعمال بدم پوشاننده اى و براى تبدیل بدى ها به خوبى ها تبدیل كننده‏اى را نیافتم- تویى كه آمزرنده اى، تویى كه پوشاننده اى، تویى كه بدى ها را نزد مردم مبدّل به خوبى مى‏كنى- نیست خدایى غیر از تو. پاك و منزّهى وعالم هستى به حمد تو اشتغال دارد. اى خدا به خودم ظلم كردم و چون جاهل بودم جرئت به گناه پیدا كردم. به این كه همیشه به یاد من بوده و بر من لطف و بخشش داشتى آسوده خاطر نشستم. اى خدا و مولاى من چه بسیار زشتى ها را كه پوشانیدى و چه بسیار از بلاهاى سنگین كه بر طرف كردى و چه بسیار لغزش هایى كه مرا از آن ‏ها نگاه داشتى و چه بسیار ناراحتى ‏ها كه از بین بردى و چه بسیار تعریف هاى خوبى كه من اهلیّت آن را نداشتم و تو آن را منتشر كردى.

* تفسیر ادبى‏

«فدح» عبارت از سنگینى هر چیز است كه در این جا به معناى بلاى عظیم است.

«اقاله» موافقت بر فسخ معامله است كه در این جا به معناى رفع بلاست.

«عثره» و «عثار» به معناى لغزش و خطاست. در دعا آمده «یا مقیل العثرات»، منظور «لغزش» است و به این معناست كه خداوند تعالى «برطرف كننده لغزش هاست»، چرا كه او بنده اش را از لغزش باز مى‏دارد.

همه این جملات گر چه خبرى هستند ولى در این جا با قصد «انشا» ذكر شده اند و این واقع تر است. لذا در علم اصول گفته شده؛ وقتى جمله اِخبارى، به قصد انشا آورده شود از تأكید بیشترى برخوردار مى ‏گردد.

لذا جملات: «اللّهُمَّ اغْفِر ذُنُوبى وَ اسْتُرْ عُیُوبى وَ بَدَّلِ الْقَبیحَ عَنّى بِالْحَسَنِ‏» به این معناست كه این كارها از هیچ كس جز تو برنمى آید.

پس در حقیقت ذكر چیزى با بیّنه و برهان تأكید دیگرى در دعا به شمار مى ‏رود.

* آداب دعا

حضرت با حمد، تسبیح و كلمه توحید خداوند را به مجد و بزرگى یاد مى ‏كند.

پس از آن به گناه خویش اعتراف مى ‏كند، ولى عذر مى ‏آورد كه اگر مخالفتى صورت گرفته، از جهت عناد او و انكار ربوبیت حق تعالى نبوده، بلكه اولًا به واسطه غلبه جهل و شهوت بوده و ثانیا به خاطر لطف دائمى خدا بر او بوده است.

سپس این لطف را نسبت به پوشیده داشتن معایب، رفع بلا، برطرف كردن لغزش ها، دفع مكروهات و بلند داشتن آوازه ستایشش- كه در واقع خود را شایسته آن نمى ‏داند- از خداوند متعال خواسته است.

ذكر این خواسته ها به صورت اخبار هم براى تأكید و بیان خواسته هایش با بیّنه و برهان است. زیرا كسى كه لطفش دائمى باشد ناگزیر در حال حاضر باید این لطفش فراگیر باشد لذا با تأكیدهاى پى در پى خواسته هاى خود را برشمرده و اجابت آن ‏ها را از خداوند خواسته است. گفتیم كه این تأكید و تكرار لازمه دعاست: «فإنَّ اللهُ یُحِبُّ الْحاحُ الْمُلِحّین؛[1] خداوند اصرار كسانى را كه بر خواسته شان پافشارى كنند دوست دارد.»

 

در این قسمت از دعا حضرت آداب دعا را هم كه بخشى از آن تمجید، تسبیح، سپاس و ستایش است، مراعات فرموده كه این مسئله علاوه بر آن كه بر تأكید مطلب اضافه مى‏كند و لطفى دیگر بر لطافت هاى پیشین مى ‏افزاید، خود نیز رمزى است بین عاشق و معشوق، بنده و پروردگار و ذوقى است كه تا كسى آن را نچشد حلاوتش را در نمى‏ یابد، زیرا از برترین مراتب فصاحت و بلاغت است.

امیرالمؤمنین على (ع) در این جملات پروردگارش را دعا مى ‏كند و دعاى او از قبیل دعاى سائل از مسئول، فقیر از غنى، مربوب از رب و بنده از مولا نیست، بلكه دعاى عارف است از خداى تعالى كه بهترین دعاهاست، هم چنان كه عبادت عارفان هم در اعلى مراتب عبادت قرار دارد.

دعاى عارف عبارت از آن دعایى است كه مشتمل بر بیّنه و برهان است، ولى نه برهان فلسفى؛ بلكه برهان ذوقى و عشقى؛ لذا این جملات متضمّن این نوع برهان از جهات گوناگون است.

در آغاز این قسمت از دعا حضرت مى ‏فرماید: خداوندا! از آن جا كه هیچ كس جز تو شایسته گذشت كردن نیست و در هستى جز تو هیچ چیز دیگر تأثیر نمى‏ گذارد لذا براى تو چاره اى نیست مگر این كه پاسخ مثبت به من دهى. در وسط جملات مى ‏فرماید: خداوندا! گناه من به جهت عناد و لجاج نبوده بلكه به خاطر تسلط نفس بر من و امید به لطف دیرینه تو بوده است. لذا چاره ‏اى جز پاسخ مثبت به من و پذیرش من ندارى.

حضرت در پایان مى ‏فرماید: خداوندا! از آن جا كه فضل تو دایمى و عنایتت بر من همیشگى است لذا ناگزیرى كه این فضل و عنایت را پس از این هم بر من داشته باشى و در حق من به كارگیرى. این تمام مطلبى است كه در جملات فوق آمده بود.

* احسان پروردگار

آمرزش تمامى گناهان فقط از جانب خدا صورت مى‏گیرد، زیرا در قرآن است كه؛ قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‏[2] اى بندگان من كه نسبت به جان خودتان زیاده روى و بیهوده كارى كرده اید، از رحمت خدا مأیوس و ناامید نباشید. خداوند همه گناهان را مى ‏آمرزد.

حتى وقتى كه گناهكارى اراده بازگشت و توبه مى ‏كند پیش از توبه ‏اش خداوند بر او سلام مى ‏كند و به پیامبر (ص) چنین مى ‏فرماید؛ وَ إِذَا جَاءَكَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَیْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏[3] وقتى كسانى كه به نشانه هاى ما ایمان دارند پیش تو آمدند بگو: سلام بر شما. پروردگارتان رحمت را بر خود واجب كرده به این صورت كه هر یك از شما كار بدى از روى نادانى و ناآگاهى انجام داد و سپس توبه كرد و كارش را اصلاح نمود. آن جا خداوند آمرزش گر دلسوز است.

خدا توبه كاران را دوست دارد و خداوند هر كس را دوست بدارد جز سعادت او را نصیبى نیست؛ «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ»‏[4] خدا توبه كاران و پاكى جویان را دوست دارد.

* خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟

خداوند پس از توبه، گناهان را مى ‏پوشاند. از امام صادق (ع) روایت شده است:

«اذا تابَ الْعَبْدُ تَوْبَةً نَصُوحاً احَبَّهُ اللهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِى الدُّنْیا وَ الْاخِرَة؛[5]

وقتى كه بنده اى توبه واقعى كرد خداوند او را دوست مى ‏دارد. لذا در دنیا و آخرت بر گناهان گذشته او سرپوش مى ‏گذارد.»

 

معاویۀ بن وهب (راوی این حدیث) مى‏گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟ حضرت فرمودند: «یُنْسى مَلَكَیْهِ ما كَتَبا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ یُوحِى إِلى جَوارِحِه اكْتُمى عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ یُوحى الى بِقاعِ الْارْضِ اكْتُمى ما كان یَعْمَلُ عَلَیْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَیَلْقَى اللهَ حینَ یَلْقاهُ وَ لَیْسَ شَى‏ءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشى‏ءٍ مِنَ الذُّنُوبِ؛

خداوند هر گناهى را كه دو فرشته موكل او برایش نوشته باشند از خاطرشان مى ‏برد، به اعضایش وحى مى ‏كند كه گناهانش را نادیده بگیرند، به برجستگی هاى زمین وحى مى ‏كند كه هرگناهى را كه بر روى تو انجام داده بود نادیده بگیر، لذا وقتى كه با خدا ملاقات مى ‏كند شاهدى بر گناهان او پیدا نمى ‏شود.»

 

* پرده پوشی خداوند بر گناهان بنده پیش از توبه

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

هیچ بنده نیست جز آن كه چهل پرده بر او كشیده است تا آنكه چهل گناه كبیره كند و هر گاه چهل گناه كبیره كند، همه پرده ‏ها از او كنار روند و خدا به آنان (فرشته ‏ها) وحى كند با پرهاى خود، بندۀ مرا بپوشانید (و آبروى او را حفظ كنید) و فرشته ‏ها با پرهاى خود از او پرده پوشى كنند، فرمود: آن بنده هیچ كار زشتى را واننهد مگر در آن فرو رود و بدان آلوده گردد تا كارش بدان جا كشد كه از مردم در برابر كارِ زشت مدح و ثنا جوید، پس فرشته ‏ها گویند: پروردگارا! این بنده هیچ چیز به جا نگذاشت و مرتكب همه بدی ها شد و ما از آن چه او مى ‏كند خجالت مى‏ كشیم و حیا مى‏ كنیم، پس خدا عز و جل بدان ها وحى كند كه شما هم پرهاى خود را از روى كردار زشتش بردارید و چون چنین كند و كارش بدین جا كشد آغاز دشمنى با ما خاندان كند... .

خداوند تعالى چهل پرده بر بنده اش كشیده است كه با آن ‏ها بنده را از مردم مى ‏پوشاند. هرگاه كه گناهى مرتكب

در این كه خداوند پوشاننده عیب ها «ستار العیوب» است بحثى نیست؛ حتى گناه كار را در برابر مردم از رسوایى محافظت مى ‏نماید، ولى این مسئله تا وقتى است كه تحت عنایت او باشد و گرنه وقتى كه توجه و عنایت خدا به خاطر از بین رفتن اقتضا و لیاقت بنده از میان برود دیگر بنده از رسواشدگان و گمراهان به شمار مى ‏رود. چنان كه در قیامت هم رسوا خواهد بود.

شاید معناى روایت فوق هم همین باشد.

خداوند ستار است یعنى سخت نمى ‏گیرد و چنان با بنده برخورد مى ‏كند كه گویى گناه گناه كار را نمى ‏بیند. چنان كه در دعاى ابوحمزه ثمالى آمده است: «وَ بِسِتْرِكَ سَتَرْتَنى حَتى كَانَّكَ اغْفَلْتَنى وَ مِنْ عُقُوباتِ الْمَعاصى جَنَّبْتَنى حَتّى كَانَّكَ اسْتَحْیَیْتَنى؛[7]

و با پوشش خودت مرا پوشیده داشتى تا آن جا كه گویى از من غافل شدى و از عقوبت سركشى ها و سرپیچى ها امانم دادى تا جایى كه گویا تو از من شرم دارى.»

ولى صفت «ستّار» غالبا در دعاها به معناى اول به كار برده مى ‏شود.

پاورقی:

[1]. وسائل ‏الشیعة، ج 7، ص 60،( 20 باب استحباب الالحاح فى الدعاء)، ح 8721.

[2]. زمر، آیه 53.


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در یکشنبه 9 خرداد 1395 ساعت 06:26 ق.ظ


عملی که از هفتاد طواف خانه خدا برتر است

 

عملی که از هفتاد طواف خانه خدا برتر است

امام صادق علیه السلام ، حرکت رفع نیاز مسلمان را از هفتاد طواف برتر دانستند.

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: مَشْیُ الْمُسْلِمِ فِی حَاجَةِ الْمُسْلِمِ خَیْرٌ مِنْ سَبْعِینَ طَوَافاً بِالْبَیْتِ الْحَرَامِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: حركت مسلمان در مسیر بر آوردن حاجت مسلمان دیگر از هفتاد طواف خانه خدا بهتر است.

المؤمن، ص: 52. حسین بن سعید كوفى اهوازى


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در یکشنبه 9 خرداد 1395 ساعت 06:17 ق.ظ