تبلیغات
وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا)
سخن پیامبر(ص) درباره چهار خصلتی که مردم در ماه رمضان از آن بی نیاز نیستند

سخن پیامبر(ص) درباره چهار خصلتی که مردم در ماه رمضان از آن بی نیاز نیستند

شما در این ماه از چهار خصلت بى نیاز نخواهید بود: دو خصلت که خداوند را با آن خشنود مى سازید، و دو خصلت دیگر که شما را از آن گریزى نیست.

پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:  شما در این ماه از چهار خصلت بى نیاز نخواهید بود: دو خصلت که خداوند را با آن خشنود مى سازید، و دو خصلت دیگر که شما را از آن گریزى نیست.

آن دو خصلتى که با آن خدا را خشنود مى سازید، شهادت به «لا إله إلا الله» و اقرار به رسالت من است، اما دو خصلت دیگر که شما را از آن گریزى نیست، یکى خواسته‌ها و نیازهاى خود را از خدا خواستن و بهشت را طلبیدن، و دیگرى درخواست عافیت از خدا و از آتش جهنم به او پناه بردن است.

متن حدیث:

و لا غنى بکم فیه عن أربع خصال خصلتین ترضون الله بهما و خصلتین لا غنى بکم عنهما أما اللتان ترضون الله بهما فشهادة لا إله إلا الله و أنی رسول الله و أما اللتان لا غنى بکم عنهما فتسألون الله فیه حوائجکم و الجنة و تسألون الله فیه العافیة و تعوذون به من النار؛

«ثواب‌الاعمال، صفحه 143»


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 10 تیر 1395 ساعت 07:51 ق.ظ


در دعا برای خدای متعال تعیین تکلیف نکنیم

در دعا برای خدای متعال تعیین تکلیف نکنیم

برای خدای متعال تکلیف معین نکنیم که حتماً و در این ساعت خواسته من را اجابت کند، لذا گاهی در طول زمان سؤال ما جواب داده می‌شود، مسئله مهم و اصل این است که بفهمیم که باید سائل خدا باشیم که خود این به‌گونه‌ای جواب است .

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یُهْتَكُ حِجَابُهُ وَ لَا یُغْلَقُ بَابُهُ وَ لَا یُرَدُّ سَائِلُهُ وَ لَا یُخَیَّبُ آمِلُهُ [وَ لَا یَخِیبُ عَامِلُهُ‏]

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یُهْتَكُ حِجَابُهُ وَ لَا یُغْلَقُ بَابُهُ وَ لَا یُرَدُّ سَائِلُهُ وَ لَا یُخَیَّبُ آمِلُهُ

در این حمد مسائل خاصی در رابطه با انسان که همواره می‌تواند رابطه ویژه‌ای باخدای متعال داشته باشد مطرح‌شده است، از این نظر خدای متعال سزاوار ستایش مطلق است. یکی از این جملات «وَ لَا یُرَدُّ سَائِلُهُ» است، سائل او رد نمی‌شود، یعنی کسی که از او سؤال می‌کنیم، هیچ‌گاه ناامید و بی‌پاسخ نخواهد بود و به نتیجه خواهد رسید، مقتضای ربوبیت خدای متعال این است که موجودات را تکویناً سائل خودش آفریده است و تکویناً در برابر هر سؤال و تقاضایی، جوابی قرار داده است. «یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن‏، الرحمن 29» این مسئله مربوط به‌تمامی موجودات است، نسبت به انسان هم توجه خاصی دارد، «وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوه‏؛ ابراهیم 34» از هر چه را که از او سؤال کنید به شما داده است.

اگر سؤال از خدای متعال محقق بشود، جواب حتمی است

این تعبیر، تعبیر لطیفی است که قرآن کریم به‌صورت ماضی بیان کرده است، نه اینکه به شما می‌دهد، نمی‌فرماید «یأتیکم» و تعبیر فعل «اتی» به‌صورت ماضی شاید بیانگر این باشد که اگر سؤال از خدای متعال محقق بشود، جواب حتمی است، چراکه اموری که وقوع آن حتمی است، نوعاً در قالب فعل ماضی آمده است، گر چه به لحاظ زمانی مضارع باشد، مثل وقوع قیامت، «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَة، واقعه 1»، و امثال این تعبیرات، این‌یک نکته است که می‌توان از آیه مبارکه استفاده کرد.

آنچه را که شما سؤال می‌کنید خداوند در عالم آفریده است

نکته دیگری هم ممکن است از آن استفاده بشود که قدری لطیف‌تر و مخفی‌تر است و آن اینکه آنچه را که شما سؤال کنید خداوند در عالم آفریده است، فقط کافی است شما از آن سؤال کنید تا به آن برسید، یعنی خدای متعال اموری را در عالم آفریده است که با سؤالات تکوینی و خواسته‌های ارادی انسان منطبق است، که اگر انسان بخواهد حرکت کند به آن می‌رسد، نه اینکه تازه آفریده بشود یا ما آن را با سؤالمان بیافرینیم، مثلاً آب را در دل کوه‌ها آفریده است، نمونه‌هایی را هم برای ما ظهور داده و به ما قدرت و فکر داده تا دنبال آن‌ها برویم و کندوکاو بکنیم و آن‌ها را خارج کنیم، نمونه هم زیاد است، آنچه را که اکتشافات به ما نشان می‌دهد بیانگر همین مطلب است و در رابطه با جهان پرده‌ای از صفحه ذهن بشر بنام پرده جهل گشوده می‌شود، به‌مقتضای وجود اولیه بشر سؤال‌هایی در او نهاده شده است که اگر این سؤال‌ها را پی گیری کند به جواب می‌رسد و اساساً سؤال را هم خداوند قرار داده است، باید خیلی به این مسئله دقت کنید، رابطه بین سؤال و جواب رابطه طرفینی است، وقتی میل به گرسنگی در اینجا قرار داده‌شده است، چیزی که رفع گرسنگی کند را در عالم قرار داده است، این‌ها می‌شود سؤالات تکوینی در برابر سؤالات شعوری، گاهی تکوینی در برابر تشریعی است و گاهی به این اصطلاح در برابر شعوری بیان می‌شود که انسان درک کند، نوعاً کمالات مادی و همه کمالات معنوی، بستگی به شعور و درک دارد که مطلبی برای انسان به‌صورت سؤال مطرح می‌شود و بعد ابزار رسیدن به جواب این سؤال در او نهاده شده است و وقتی این ابزار را به‌طور صحیح به کار ببندد به نتیجه می‌رسد، نتیجه خارجی یا قلبی که پس از چیدن مقدمات ذهنی مترتب می‌شود، همان جواب است، جواب هر چیزی متناسب با همان است، که البته جواب‌های ذهنی با جواب‌های خارجی بی‌ارتباط نیستند، اما برخی از امور مقدمات ذهنی هم لازم دارد، مثل رسیدن به خدای متعال و کمالاتی که حق‌تعالی قرار داده است.

انسان با «خودشناسی» به مرتبه‌ای از «خداشناسی» می‌رسد

بنابراین اگر نظام وجود انسان خوب تحلیل بشود که نوعی خودشناسی است، قطعاً انسان به مرتبه‌ای از خداشناسی می‌رسد انسان بررسی کند این نکته‌ای که در ذهن من آمد از کجا آمد؟ آیا خود من منشأ آن بودم یا خیر، پدیده‌ای واقع شد که این پدیده به دست من نبود و محرک وقوع این سؤال در ذهن من شد، نوع تئوری‌های علمی چنین است، درباره زندگی نیوتن می‌گویند: سیبی از درخت افتاد و به‌طرف مرکز زمین آمد و بالا یا سمت راست و چپ نرفت، برای او سؤال شد که چه خصوصیتی باعث شد این شیء دارای وزن به‌سوی زمین بیاید و به دیگر جهات نرفت؟! به دنبال آن رفت و جاذبه زمین را کشف کرد، با هر برخوردی یک سؤال ذهنی و در کنارش اگر درست تحقیق بشود یک جواب علمی است که این سؤال و جواب از قوانین گوناگون عالم پرده‌برداری می‌کند، در خودمان و در بیرون، نسبت به عمل چشم عجایب و غرایبی برای انسان مطرح می‌شود، چه چیزی پیدا می‌شود و چه فعل‌وانفعالات طبیعی رخ می‌دهد که من به این شیء که خارج از خودم است را به همان نحوی که او هست می‌یابم من به این کوچکی و عضو من به این کوچکی است و من با همه وجودم نمی‌توانم آن را لمس کنم، با یک عضو خیلی کوچک که دانشمندان بررسی کرده‌اند و می‌گویند همه چشم و همه سیاهی آن نمی‌بیند، نقطه‌ای در سیاهی چشم است بنام عدسی که او می‌بیند و قانون عدسی‌ها را از آن کشف کردند و دستگاه عکس‌برداری و بعدازآن فیلم‌برداری را ساختند و الی‌ماشاءالله دائم ترقی کرد، اول چشم را کشف کردند و بعد اختراعات را انجام دادند و تاکنون که مسئله اینترنت و رایانه و این‌طور مسائل به وجود آمده است، وقتی انسان از خودش غافل بشود همه این کارها را می‌کند، اما

بود قدر تو افزون از ملائک***تو قدر خود نمی‌دانی چه حاصل؟

شخصی اینجا نشسته است و می‌تواند به اقصی نقاط عالم سیر کند، همین مطلب را به‌صورت دستگاه اینترنتی کشف کردند، خوب زحمت کشیدند اما این‌ها گوشه‌ای از ابعاد وجود انسان است که پیاده شده است، شما وارد سایتی می‌شوید و به مکه می‌روید، به کشورهای عالم می‌روید، گاهی انسان به زمان گذشته می‌رود، گاهی به زمان آینده می‌رود، رؤیاهای صادقه ای که انسان می‌بیند، برخی افراد که ازنظر نفسانی قوی‌تر باشند می‌توانند در بیداری هم آینده را ببینند یا حدس بزنند، این نفس انسان است که به این صورت انعکاس پیدا می‌کند و ما خیال می‌کنیم همه این‌ها مادی است و تحلیلی روی آن صورت نمی‌گیرد، درحالی‌که اساساً جنبه غیرمادی دارد و از جنبه غیرمادی جلوه مادی می‌کند، این‌ها مسائل دقیق فلسفی است، و این همان قاعده اصلی تقدم جنبه مجرد بر ماده را اثبات می‌کند، تقدم ماوراء طبیعت بر طبیعت.

به دنبال سؤالات واقعی باشیم!

به‌هرحال سخن این است که «وَ لَا یُرَدُّ سَائِلُهُ» سائل از خدای متعال رد شدنی نیست، یعنی اینکه موجودات به‌گونه‌ای آفریده‌شده‌اند که در آن‌ها از غیر خود سؤالی هست و بیرون از وجود او جواب هم هست، نه این سؤال از خود موجود است و نه آن جواب از خود موجود است و این نکته توحیدی است که تحلیل ابتدایی و ظاهری به این‌گونه که عرض کردیم، و نتیجه، نتیجه توحیدی است. آن‌وقت این انسان هر مقدار در هر زمان‌برایش سؤال واقعی پیش بیاید که تقاضا باشد، پاسخ آن آماده است، اما مشکل ما این است که ما سؤال نداریم، ذهن را باز نمی‌کنیم که به سؤال برسد که اگر بشود هم وارد مسائل پوچ می‌شود و سؤالات غیرواقعی جای سؤالات واقعی را می‌گیرد، در این عالم هم انسان امتحان می‌شود و کسی که دنبال پاسخ دادن به گرسنگی‌اش می‌رود گاهی اشتهای کاذب دارد واقعاً گرسنه نیست، انسان باید به سؤالات هم دقت داشته باشد که چه سؤالاتی حقیقی است و چه سؤالاتی غیرحقیقی است که سؤالات حقیقی به جواب‌های حقیقی و واقعی می‌رسند.

انسان یکجا می‌تواند سؤال کند و جواب بگیرد، اما عقل محدودیت دارد، عقل نمی‌تواند با سؤال و جواب‌های عقلی به اسرار پیچیده عالم برسد و نهایتاً می‌تواند به اسرار ظاهری راه پیدا کند و در مسائل معنوی هم همین‌گونه است و اگر انسان زمینه وجودی‌اش را به‌طور صحیح رشد بدهد، هر سؤالی که برای او پیش بیاید پاسخ آن آماده است، گاهی سؤال مبهم است اما پاسخ آن از ناحیه خدای متعال خیلی مبسوط و روشن است، دعا این‌چنین است، سؤالات اولیه مبهم است، وقتی کودکی سؤالی می‌کند، چیزی می‌خواهد، اما دقیقاً نمی‌فهمد که چه می‌خواهد و باید بازگو کند و انسان با او صحبت کند تا کم‌کم برای روشن بشود، ما هم نسبت به عوالم غیبی همین‌گونه و به‌صورت کودکی هستیم، آنچه برایمان پیش می‌آید را باید دنبال کنیم و طلب کنیم، اما نباید توقع داشته باشیم که پاسخ دقیق را همان موقع دریافت کنیم، چراکه دریافت برخی از پاسخ‌ها زمان‌بر است، انسان باید بزرگ بشود و رشد عقلانی پیدا کند تا بفهمد.

چگونه سؤال کنیم؟

«وَ لَا یُرَدُّ سَائِلُهُ» سؤال‌کننده از حق متعال بی‌جواب از او رد نمی‌شود، البته «سؤال» شرایطی هم دارد، سؤال باید دقیق و با توجه به ظرفیت باشد، از علی (ع) سؤال کردند خودت را برای ما معرفی کن، ما تحمل شنیدن معرفی تو راداریم، حضرت فرمود: «أنا الأوّل و أنا الآخر، و أنا الظاهر و أنا الباطن، و أنا بكلّ شی‏ء علیم، المناقب (للعلوی)/الكتاب العتیق، ص: 115» طرف عقب عقب رفت، چیزی نمانده بود که علی (ع) را تکفیر کند، آنگاه حضرت فرمودند اگر سؤالی کردی تفسیرش را هم بخواه؟ به‌اندازه فهمت آن را تفسیر می‌کنم، علی (ع) خواست او را گوشمالی بدهد که تحمل تفسیر سخن من را هم نداری، من اولین کسی هستم که به پیامبر اکرم ایمان آوردم، آخرین کسی هستم که با حضرت ملاقات کردم، شخص گفت الحمدالله خیالم راحت شد که تو مسلمانی «رک: مناقب آل أبی طالب علیهم‌السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 385» 1

انسان باید طوری سؤال کند و طوری جواب بگیرد که گوشمالی هم نشود، بعضی از ادعاها گوش انسان را می‌گیرد، آن شخص عارف سرحال آمده بود و خطاب به خدای متعال عرض کرد: خدایا اگر من را جسر جهنم کنی که همه از روی من رد بشوند هیچ شکایتی نخواهم داشت و راضی هستم، مبتلابه حبس البول شد، دادوبیداد او بلند شد و فردا در مکتب به شاگردانش گفت، بچه‌ها برای معلم دروغ‌گویتان دعا کنید، راحت می‌شود ادعا کرد، اما موقع آن خیلی مهم است، یک مرحله انسان را جلو می‌اندازند و می‌گویند شما اینجا حالت رضایت داشته باش، جهنم پیشکش، لذا انسان باید خیلی دقت داشته باشد، برخی می‌گویند: خدایا مرگ من را جلو بینداز، من طاقت دارم، یهودی‌ها چنین ادعایی کردند «قُلْ یا أَیُّهَا الَّذینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقین‏؛ جمعه 6» بگو: اى یهودیان! اگر گمان مى‏كنید كه فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، چنانچه راستگوئید آرزوى مرگ كنید [چون دوستان خدا براى رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند، لذا انسان نباید برخی از مسائل را سؤال کند که یکی از آن‌ها تمنی مرگ است و گاهی مستجاب می‌شود و انسان خسارت می‌کند.

انسان دعا کند خدایا طول عمر به من عنایت کن، این در دعاها هست و حضرات فرموده‌اند، «وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ أَطَلْتَ عُمُرَهُ وَ حَسَّنْتَ عَمَلَه‏؛ مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 594» ما نباید جلوتر از ائمه حرکت کنیم، به‌هرحال سؤال باید واقعی باشد و اگر از ته دل باشد و شخص ظرفیت نداشته باشد، برای تنبیه او جواب داده می‌شود، «وَ لَا یُرَدُّ سَائِلُهُ» خدایا هر بلایی می‌خواهی به من برسان اما محبت خودت را از من نگیر، خوب من ظرفیت ندارم و ارتباط محبتی ابتدایی را هم فراموش می‌کنم، وادی محبت شوخی نیست که ما یک‌چیزی می‌گوییم، وجود محب را زیرورو می‌کند، به قول باباطاهر

چه خوش بی‌مهریانی هر دو سر بی***که یکسر مهربانی دردسر بی

در دعا برای خدای متعال تعیین تکلیف نکنیم

ما باید با این تبصره سؤال کنیم که اگر مصلحت بود خدا به من بدهد، برای خدای متعال تکلیف معین نکنیم که حتماً و در این ساعت خواسته من را اجابت کند، لذا گاهی در طول زمان سؤال ما جواب داده می‌شود، مسئله مهم و اصل این است که بفهمیم که باید سائل خدا باشیم که خود این به‌گونه‌ای جواب است، هرکسی نمی‌تواند سائل واقعی خدا باشد، همین گدایی کردن بالاترین جواب است، حال گدایی کردن بالاترین جواب است.

آرزومند خدا ناکام نمی‌شود

وَ لَا یُخَیَّبُ آمِلُهُ [وَ لَا یَخِیبُ عَامِلُهُ‏]

فرمودند آرزویت را به این موجودات محدود نبند، دل به خدای متعال ببند، قطعاً به نتیجه خواهی رسید چراکه خدای متعال کمال مطلق است و اگر من فعلاً ظرفیت رسیدن به آنچه را که از خدای متعال آرزو کرده‌ام را نداشته باشم، خدای متعال کم‌کم این ظرفیت را به من می‌دهد و این خصوصیت آرزو از خدای متعال است، چراکه او در هر شرایطی هست و در هر شرایطی دارد، این پیوند که از این‌طرف برقرار بشود، به‌طورقطع پیوند از آن‌طرف برقرار خواهد شد و خود این برقرار شدن پیوند، برقرار شدن پیوند طرفینی است و خود آرزومندی به خدای متعال، چنگ زدن به ریسمان الهی و ناکام نشدن است، همان سائل شدن از خدای متعال است، چراکه هرکسی چنین قابلیتی ندارد که این حالت نفسانی را داشته باشد، از این حالات نفسانی باید احسن استفاده را ببریم، این‌ها در این دعاها بیان می‌کنند، چراکه قیمت دارد، چراکه این‌ها به‌حق‌تعالی ربط دارد و باید این ربط را حفظ کرد، حالا اگر انسان ذهنیتی در این ربط برای خودش می‌تراشد که گاهی این ذهنیت اشتباه است، یا امور پوچ است و انسان برای امور پوچ و رسیدن به دنیا به خدای متعال آرزومند می‌شود و یا یک نوع از امور معنوی است که شخص ظرفیت رسیدن به آن را ندارد، اما نباید ارتباط را قطع کرد.

اینکه خدای متعال به حضرت موسی (ع) فرمود: «فِی الْحَدِیثِ الْقُدْسِیِّ یَا مُوسَى سَلْنِی كُلَّ مَا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ حَتَّى عَلَفَ شَاتِكَ وَ مِلْحَ عَجِینِكَ.؛ وسائل الشیعة، ج‏7، ص: 32» ای موسی هر چه می‌خواهی از من بخواه، حتی علف گوسفندت و نمک آشت را؛  این روایت قصد دارد روح سائلی‌ات از خدای متعال را در انسان زنده کند که حالت غنای از غیر حق بیاید و حالت فقر به غیر حق وجود نداشته باشد که فقر به غیر حق انسان را بیچاره و نابود می‌کند، این همان اشتهای کاذب است مثل آب دریا که اگر کسی بخورد دائم تشنه‌تر می‌شود، تشنه نیست، بلکه شوری آب دریا حالت تشنگی را ایجاد می‌کند؛ خدای متعال به‌حق اولیائش به ما فهم معارف بلند و رسیدن به آن‌ها را و ملازمت با این معارف حقه تا آخر عمر را علماً و عملاً و نشراً عنایت بفرماید.

1 متن حدیث این‌گونه هست: به حضرت امیرالمؤمنین ع عرض کردند: در چه حال و چگونه صبح کردی؟ فَقَالَ ع: اَصبَحتُ وَ اَنَا الصِّدِّیقُ الاَوَّلُ، وَ الفَارُوقُ الاَعظَمُ، وَ اَنَا وَصِیُّ خَیرِ البَشَرِ، وَ اَنَا الاَوَّلُ وَ اَنَا آخِرُ وَ اَنَا البَاطِنُ وَ اَنَا الظَّاهِرُ، وَ اَنَا بِکُلِّ شَی ءٍ عَلِیمٌ، وَ اَنَا عَینُ اللهِ وَ اَنَا جَنبُ اللهِ، وَ اَنَا اَمِینُ اللهِ عَلَی المُرسَلِینَ، بِنَا عُبِدَ اللهُ، وَ نحنُ خُزَّانُ اللهِ فی اَرضِهِ وَ سَمَائِهِ وَ اَنَا اُحیِی وَ اَنَا اُمِیتُ وَ اَنَا حَیٌّ لاَ اَمُوتُ. فرمود: صبح کردم در حالی که من صدیق اولم و فاروق اعظمم، من وصی بهترین انسانم، من اولم، من آخرم، من باطنم، من ظاهرم. من به هر چیزی دانا هستم، من چشم [بینای] خدایم، من پهلوی خدایم، من امین خدا بر پیامبران مرسلم. به سبب ما [ائمه هدی] خدا عبادت شده است. ما خزانه داران خدا در زمین و آسمانیم. من زنده می کنم، من می میرانم، من زنده ای هستم که نمی میرم. چون این کلمات بر زبان مبارکش بگذشت، سائل متعجب گشت. پس آن حضرت فرمود: اَنَا الاَوَّلُ، اَوَّلُ مَن آمَنَ بِرَسُولِ اللهِ، وَ اَنَا آخِرُ، آخِرُ مَن نَظَرَ فِیهِ لَمَّا کَانَ فِی لَحدِهِ، وَ اَنَا الظَّاهِرُ، ظَاهِرُ الاِسلاَمِ، وَ اَنَا البَاطِنُ، بَطِینٌ مِنَ العِلمِ، وَ اَنَا بِکُلِّ شَی ءٍ عَلِیمٌ، فَاِنِّی عَلِیمٌ بِکُلِّ شَی ءٍ اَخبَرَهُ اللهُ بِنَبِیِّهِ فَاَخبَرَنِی بِهِ، فَاَمَّا عَینُ اللهِ فَاَنَا عَینُهُ عَلَی المُؤمِنِینَ وَ الکَفَرَةِ وَ اَنَا جَنبُ اللهِ، فَاَن تَقُول َ نَفسٌ یَا حَسرَتَاهُ عَلیَ فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللهِ، وَ مَن فَرَطَ فِیَّ فَقَد فَرَطَ فی اللهِ، وَ لَم یَجُز لِنَبِیٍّ نَبُوَّةٌ حَتَّی یَأخُذَ خَاتَماً مِن مُحَمَّدٍ ص فَلِذَلِکَ سُمِّیَ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ، مُحَمَّدٌ ص سَیِّدُ النَّبِیِّینَ وَ اَنَا سَیِّدُ الوَصِیِّینَ، وَ إِنَّا خُزَّانُ اللهِ فی اَرضِهِ فَقَد عَلِمنَا مَا عَلَّمَنَا رَسُولُ اللهِ ص بِقَولٍ صَادِقٍ، وَ اَنَا اُحیِی، اُحیِی سُنَّةَ رَسُولِ اللهِ، وَ اَنَا اُمِیتُ، اُمِیتُ البِدعَةَ، اَنَا حَیٌّ لاَ اَمُوتُ لِقَولِهِ تَعَالیَ * وَ لاَ تَحسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلوُا فِی سَبِیلِ اللهِ اَموَاتاً بَل اَحیَاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ *. من اولم [یعنی] من اول كسی هستم كه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آورده است. من آخرم [یعنی] من آخرین كسی هستم كه وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در لحدش قرار گرفت به چهره او نگریستم. من ظاهرم [یعنی] اسلام را آشكار نمودم. من باطنم [یعنی] مملوّ از علمم. من به هر چیزی دانایم [یعنی] من به هر چیزی كه خدا به پیامبرش خبر داده و او نیز برای من گفته است آگاهم. اما منظور از چشم خدا، یعنی من چشم [بینای] خدا بر مؤمنین و كافرینم. منظور از جنب الله، اشاره به آن آیه است كه می فرماید: (روز قیامت هر نفسی می گوید ای حسرت بر من، به خاطر كوتاهی كه در حق جنب الله نمودم). [بنابراین] هر كس در حق من كوتاهی نماید، همانا در حق خدا كوتاهی كرده است. [نیز] و نبوت برای هیچ پیامبری جایز نیست مگر اینكه نبوتش را از محمد صلی الله علیه و آله و سلم بگیرد و به این علت، خاتم پیامبران نامیده شده است. محمد صلی لله علیه و آله و سلم سید انبیاست و من سید وصیین هستم و ما خزانه داران خدا در زمینیم. آنچه را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با راستی و صداقت به ما تعلیم داد دانستیم. من زنده می كنم {یعنی] سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را زنده می كنم و من می میرانم [یعنی] بدعت را از بین می برم. من زنده ای هستم كه نمی میرم، اشاره به قول خدای تعالی است كه می فرماید: (و مپندارید كسانی كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند؛ بلكه زنده اند و در پیشگاه پروردگارشان روزی می خورند «مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 385»


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 10 تیر 1395 ساعت 07:49 ق.ظ


چه چیزی موجب زندگی و مرگ روح می شود

 

چه چیزی موجب زندگی و مرگ روح می شود

امیر المؤمنین علیه السّلام درحدیثی شش حالت جسم وروح را بیان فرمودند.

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) إِنَّ لِلْجِسْمِ سِتَّةَ أَحْوَالٍ الصِّحَّةَ وَ الْمَرَضَ وَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ وَ النَّوْمَ وَ الْیَقَظَةَ وَ كَذَلِكَ الرُّوحُ فَحَیَاتُهَا عِلْمُهَا وَ مَوْتُهَا جَهْلُهَا وَ مَرَضُهَا شَكُّهَا وَ صِحَّتُهَا یَقِینُهَا وَ نَوْمُهَا غَفْلَتُهَا وَ یَقَظَتُهَا حِفْظُهَا

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: جسم وبدن را شش حالت است: صحت، بیمارى، مرگ، زندگى، خواب و بیدارى، و روح هم، چنین است، دانش موجب زندگانی آن می شود، جهل، مرگ روح است، شک بیماری آن، یقین، صحت آن؛ غفلت؛ خواب روح و نیز حفظ و یادآوری؛ بیداری روح است.

بحارالانوارج58ص40


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 10 تیر 1395 ساعت 07:47 ق.ظ


قدس روز جهانی نبرد با استکبار و ایادی شیطان است

 قدس روز جهانی نبرد با استکبار و ایادی شیطان است

نامگذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس توسط بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(قدس الله نفس الزکیه)، در واقع گشایش جبهه متحد مسلمانان جهان بر علیه صهیونیسم غاصب بود.

روز قدس نشانه بیداری جهان اسلام و توجه دائمی به مسئله فلسطین و نابودی صهیونیسم جهانی در اندیشه و عمل و همچنین شاخص تمایز اسلام امریکایی از اسلام ناب محمدی(ص) است. ایادی دست نشانده منطقه چون فرقه منحرف و جنایت پیشه وهابیت و گروه‌های جنایتکار تکفیری از گنداب صهیونیسم جهانی تغذیه می شوند و اوامر اربابان غربیشان را اجرا می‌کنند. خیانت‌ها و جنایت‌های آنان دامن مردم بی گناه عراق و افغانستان و یمن و سوریه را گرفته است و میلیون‌ها انسان بی گناه را به خاک و خون کشیده و آواره کرده است.

آنان با اقدامات مفتضح خود سعی در فراموش شدن مسئله فلسطین و حاکمیت بلامنازع دوباره استکبار جهانی بر سرزمین‌های اسلامی و سرنوشت مسلمانان دارند. گرچه در هیچ کدام از این مقاصد شومشان راه به جایی نبرده و نخواهند برد و شاهد آن زمینگیر شدن امروز آنان در عراق و سوریه و ناکامی مستکبران جهانی در حل نهضت فلسطین است. با این همه مسئله قدس همچنان به برکت فرمان تاریخی معمار کبیر انقلاب در رأس همه امور قرار دارد و لحظه‌ای از اهمیت توجه به آن کاسته نمی‌شود.

رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در مقاطع مختلف دلیل این اهمیت در نگرش استراتژیک جهان اسلام به مسئله فلسطین است و تاکید مکرر ایشان در فراموش نشدن مسئله فلسطین گویای نقش حیاتی این امر در حفظ و اعتلای وحدت امت اسلامی و گسترش اقتدار مسلمین در جهان و نشانگر حضور گسترده امت مسلمان، خداجو و هشیار سرزمین‌های اسلامی و عدالت طلبان جهانی در روز قدس است.

آخرین جمعه شکوهمند رمضان، روز جهانی قدس، روز جهانی نبرد با استکبار و ایادی شیطان گرامی باد.


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در چهارشنبه 9 تیر 1395 ساعت 03:08 ب.ظ


پنج ویژگی انبیای الهی در امیرالمومنین(ع)

پنج ویژگی انبیای الهی در امیرالمومنین(ع)

پیامبر اکرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله در حدیثی « على بن‏ ابى طالب » علیه السلام را آیینه تمام نمای پنج پیامبر عظیم الشان الهی معرفی کردند.

پیامبر اکرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله : مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْـظُرَ اِلى آدَمَ فى عِلْمِهِ وَ اِلى نُوحٍ فى تَقْواهُ وَ اِلى اِبْراهیـمَ فى حِلْمِهِ وَ اِلى مُوسى فى هَیْبَتِهِ وَ اِلى عیسى فى عِبادَتِهِ فَلْیَنْظُرْ اِلى عَلِىِّ بْنِ اَبى طالبٍ.

هر كه مى‏ خواهد به « آدم » و علم او و « نوح » و تقواى او و « ابراهیم » و بردبارى او و « موسى » و هیبت او و « عیسى » و عبادت او بنگرد، به « على بن‏ ابى طالب » بنگرد.

ارشاد القلوب : ج2/ص 217


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در چهارشنبه 9 تیر 1395 ساعت 02:45 ب.ظ


رفتار امیرالمؤمنین (ع) با نیازمندان

 

رفتار امیرالمؤمنین (ع) با نیازمندان

امیرالمؤمنین علی علیه السلام سه درخواست مرد أعرابی را پاسخ گفتند.

... فَجَاءَ أَعْرَابِیٌّ وَ قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنِّی مَأْخُوذٌ بِثَلَاثِ عِلَلٍ عِلَّةِ النَّفْسِ وَ عِلَّةِ الْفَقْرِ وَ عِلَّةِ الْجَهْلِ فَأَجَابَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) وَ قَالَ یَا أَخَا الْعَرَبِ عِلَّةُ النَّفْسِ تُعْرَضُ عَلَى الطَّبِیبِ وَ عِلَّةُ الْجَهْلِ تُعْرَضُ عَلَى الْعَالِمِ وَ عِلَّةُ الْفَقْرِ تُعْرَضُ عَلَى الْكَرِیمِ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! أَنْتَ الْكَرِیمُ وَ أَنْتَ الْعَالِمُ وَ أَنْتَ الطَّبِیبُ فَأَمَرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) بِأَنْ یُعْطَى لَهُ مِنْ بَیْتِ الْمَالِ ثَلَاثَةَ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ قَالَ تُنْفِقُ أَلْفاً بِعِلَّةِ النَّفْسِ وَ أَلْفاً بِعِلَّةِ الْجَهْلِ وَ أَلْفاً بِعِلَّةِ الْفَقْ

... عربی نزد حضرت علی علیه السلام آمد و عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! من به سه نوع بیماری گرفتار هستم؛ بیماری نفس؛ بیماری جهل  و بیماری فقر.

حضرت علی علیه السلام فرمود: ای برادر عرب! در مرض نفس باید به طبیب رجوع کرد و در مرض جهل به عالِم و در مرض فقر به فرد کریم آن مرد گفت: شما هم طبیب، هم عالم و هم غ

حضرت دستور دادند: از بیت المال سه هزار درهم به او عطا کردند؛ و فرمودند: هزار درهم برای درمان بیماری نفس؛ هزار درهم برای معالجه بیماری جهل و هزار درهم برای درمان بیماری فق

جامع الأخبار(للشعیری)، ص: 138


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در چهارشنبه 9 تیر 1395 ساعت 02:44 ب.ظ


شاه کلید درهای بهشت و جهنم

شاه کلید درهای بهشت و جهنم

درب رحمت الهی با خشم و غضب الهی بسته و با رضا و خشنودی باز می شود ،در یک کلام: شاه کلید درهای بهشت و جهنم، جلب رضایت الهی است.

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَكَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَكاتِكَ وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِكَ واسْكِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِكَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین.

خدایا در این روز (ماه) به روی من درهای فضل و کرمت را بگشا( درهای فضل و کرمت را به روی من بگشا)، و برکاتت را بر من نازل فرما، و بر موجبات رضا و خشنودین موفقم بدار، و مرا در وسط بهشت مسکن ده، ای اجابت کننده دعوت مضطرین.

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَكَ

ابواب فضل: ابواب جمع باب، درب- درب ها(درها)؛ فضل لطف بیش از حد خدا می باشد، لذا عطا، روزی و لطف به اندازه، فضل محسوب نمی شود.

درب، چیزی که مانع ایجاد می کند و قفل می شود، لذا نیاز به کلید دارد، کلید هم باید مخصوص خودش باشد تا باز کند.

فضل و کرم خداوند هم هدایت به صراط مستقیم است ،این در فضل و رحمت همیشه باز است، برای همگان باز است، یعنی هدایت همیشه و برای همه ممکن است؛ حالا این خود ما هستیم که باید تصمیم بگیریم که آیا از این در وارد شویم یا نه؟ همه چیز دست خود ماست. (گر گدا کاهل بود... تقصیر صاحب خانه چیست؟)

ولی ما از خدا می خواهیم که تو برای ما این در را بگشا، خودت توفیق بده.

انسان خودبخود استحقاق فضل خدا را ندارد؛ زیرا اولا معرفت ما نسبت به او بسیار ناچیز است، ثانیا ما در همه کارها نیاز به توفیق و کمک او داریم. و اگر فضل خداوند نباشد هرآینه از خاسرین خواهیم بود. فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِینَ، بقره/64

این درب چطور باز و بسته می شود؟

نساء/83 وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلًا؛ اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمی، همگی از شیطان پیروی می کردید و گمراه می شدید.

پس با خشم و غضب الهی این در بسته می شود و با رضا و خشنودی باز می شود. لذا این در به سوی ما باز است، خدا این کار را کرده است.

چه زمانی خداوند خشم و غضب می کند؟

پیروی از شیطان کردن و غیره. وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ، بقره/168؛ در فضل الهی قفل می شود که نتیجه آن جهنم است.

از آن طرف فضل و رضایت الهی، عبادت و بندگی است و هدایت به صراط مستقیم است. وَاللَّهُ یَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ، یونس/25

در یک کلام: شاه کلید درهای بهشت و جهنم، جلب رضایت الهی است.

وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَكاتِكَ- نزول برکات

نعمت با ثبات و استقرار را برکت گویند. خیلی ها امکانات فراوانی دارند و ظاهرا نعمت الهی دارند ولی بخاطر فساد و تباهی و غیره بی برکتند، یعنی ثبات ندارد، از بین می رود.

امروزه گاهی دیده می شود که کسانی که اهل دین نیستند، توفیقشان بیشتر است، چندبار مکه و کربلا می روند، مال و اموال زیادی دارند، یا بی حجاب ها، اهل گناه و غیره وضعشان بهتر است، زندگی و جایگاهشان بهتر است؛ چرا؟ خداوند در آیه 85 سوره توبه  می فرماید: وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِی الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ، مبادا اموال و فرزندانشان مایه شگفتی تو گردد، ( این برای آنها نعمت نیست، بلکه) خدا می خواهد آنها را به این وسیله در دنیا عذاب کند و جانشان برآید، (یعنی می میرند) درحالی که کافرند. (استدراج)

اگر نعمت ها با عبادت و اطاعت همراه باشد برکات است و مایه نجات.

برکات یا مادی و همان همه مایحتاج زندگی انسان است، یا معنوی که وسیله تقرب و هدایت است، وقتی در فضل و رحمت باز شد، برکات او نازل می شود. وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ، اعراف/96

وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِكَ

موجبات و عوامل رضایت چیست؟

وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ، آل عمران

اگر اطاعت خدا و اهل بیت(ع) باشد، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ، مائده/119 می شود.

در نهایت نتیجه همه اینها، واسْكِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِكَ، می شود. وسط بهشت که جایگاه اولیاء الهی است.


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در چهارشنبه 9 تیر 1395 ساعت 02:42 ب.ظ


شب های قدر فرصتی برای رسیدن به کمالات اخلاقی

شب های قدر فرصتی برای رسیدن به کمالات اخلاقی

شب های قدر، فرصت برنامه ریزی انسان برای رسیدن به کمالات اخلاقی است.

شب های قدر اوج عنایت و لطف الهی و به تغبیری ارفاق پروردگار برای رسیدگی و جبران مافات انسانی است، شب های قدر فرصت بی نظیری است که انسان باید با غنیمت شمردن آنها متناسب با شکرها و کفرهای خود در طول سال، برنامه ریزی اخلاقی خود را رقم بزند.

با بیان اینکه شب های قدر کوتاهترین زمان ممکن برای نزدیکی انسان به سوی خداستهر انسانی به آسانی می تواند با ترسیم چشم اندازهای اخلاقی برای خود و تمرین خوبی ها ،به مراحل عالی انسانی و عرفانی دست یابد.

برای استفاده از ظرفیت حداکثری از عرفان شبهای قدر ،انسان به فراهم نمودن مقدمات و هماهنگی هایی نیاز دارد انسان برای گرفتن نتیجه مطلوب و آرام بخش از شبهای قدر باید به حساب اعمال خود در برابر نفس،خداوند و مردم رسیدگی نماید.

حسابرسی انسان به اعمال خود را که همان حق نفس است را یکی از مقدمات بهره گیری از فضیلت شبهای قدر این که انسان در این شبها باید با اصلاح رفتار و اعمال خود این معنویت را برای خود کسب نماید و در طول سال با انجام اعمال اخلاقی و دوری از محرمات این تهذیب نفس را ادامه دهد.

حسابرسی مربوط به خدا یا همان حق الله را نیز یکی دیگر از راههای کسب معنویت در این شبها و انسان با مرور اعمال خود براساس محاسبات خداوند باید تلاش کند تا معنویت و نور ایمان را با عمل به حق الله، در امورات خود تنظیم نماید.

حسابرسی نتیجه اعمال خود به مردم یا همان حق الناس را نیز از مهمترین قسمت کسب معنویت این شبها دانست باید در این زمینه با طلب عفو و بخشش از دیگران و همچنین جبران دین خود نسبت به آنها در جهت کسب معنویت در این لیالی تلاش نماییم.

در روایات و منابع دینی نیز شب قدر را شب برنامه ریزی دانسته اند، اگر در شب قدر با برنامه ریزی وارد شویم و برای سال آینده خود حاجتمان را از خدا بخواهیم پایان آن لیالی ،برای انسان مطلع الفجر و آرام بخش خواهد بود.

در لیالی قدر علاوه بر تمسک به قرآن توسل به اهل بیت ع نیز ضروری است در اهمیت این موضوع همین بس که سوره قدر را سوره منسوب به امام زمان(عج)، معرفی نموده اند و لذا در این لیالی، توسل به اولیا و ائمه اطهار(ع) می تواند انسان را در رسیدن به کمالات اخلاقی یاری دهد و سرنوشتی نیکو برای او رقم زند.


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 8 تیر 1395 ساعت 07:59 ق.ظ


این امور رزق را زیاد می کند

 

این امور رزق را زیاد می کند

امام حسن مجتبی علیه السلام در فرمایشی، قوی ترین اسباب کسب رزق و روزی را برشمرد

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) ... وَ أَقْوَى الْأَسْبَابِ الْجَالِبَةِ لِلرِّزْقِ إِقَامَةُ الصَّلَاةِ- بِالتَّعْظِیمِ وَ الْخُشُوعِ- وَ قِرَاءَةُ سُورَةِ الْوَاقِعَةِ خُصُوصاً بِاللَّیْلِ وَ وَقْتِ الْعِشَاءِ- وَ سُورَةِ یس وَ تَبَارَكَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْكُ وَقْتَ الصُّبْحِ- وَ حُضُورُ الْمَسْجِدِ قَبْلَ الْأَذَانِ وَ الْمُدَاوَمَةُ عَلَى الطَّهَارَةِ- وَ أَدَاءُ سُنَّةِ الْفَجْرِ وَ الْوَتْرِ فِی الْبَیْتِ- وَ أَنْ لَا یَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ لَغْوٍ... .

امام حسن (علیه السلام) فرمود: قوی ترین اسباب کسب روزى، نماز خواندن با تعظیم و خشوع و خواندن سوره واقعه به ویژه در شب و وقت عشاء، خواندن سوره «یس» و «مُلْك» در صبح،  حضور در مسجد پیش از اذان، همیشه با طهارت بودن و انجام نافلۀ فجر و نماز وتر در منزل و این که سخن لغو نگوید.

بحار الأنوار، ج‏73، ص: 319

 


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 8 تیر 1395 ساعت 07:58 ق.ظ


پنج ویژگی انبیای الهی در امیرالمومنین(ع)

 

پنج ویژگی انبیای الهی در امیرالمومنین(ع)

پیامبر اکرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله در حدیثی « على بن‏ ابى طالب » علیه السلام را آیینه تمام نمای پنج پیامبر عظیم الشان الهی معرفی کردند.

پیامبر اکرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله : مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْـظُرَ اِلى آدَمَ فى عِلْمِهِ وَ اِلى نُوحٍ فى تَقْواهُ وَ اِلى اِبْراهیـمَ فى حِلْمِهِ وَ اِلى مُوسى فى هَیْبَتِهِ وَ اِلى عیسى فى عِبادَتِهِ فَلْیَنْظُرْ اِلى عَلِىِّ بْنِ اَبى طالبٍ.

هر كه مى‏ خواهد به « آدم » و علم او و « نوح » و تقواى او و « ابراهیم » و بردبارى او و « موسى » و هیبت او و « عیسى » و عبادت او بنگرد، به « على بن‏ ابى طالب » بنگرد.

ارشاد القلوب : ج2/ص 217


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 8 تیر 1395 ساعت 07:56 ق.ظ


سخن امام علی(ع) درباره تشنگی دوستان خدا در روز و آسایش آخرت

 

سخن امام علی(ع) درباره تشنگی دوستان خدا در روز و آسایش آخرت

دوستان خدا شبهاى‌شان با بى خوابى، و روزهایشان با تحمل تشنگى، و روزه دارى، سپرى مى‌گردد.

امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمودند:

اى بندگان خدا! همانا تقواى الهى دوستان خدا را از انجام محرمات باز مى دارد، و قلبهایشان را پر از ترس خدا مى سازد تا آنكه شبهاى آنان با بى خوابى، و روزهایشان با تحمل تشنگى، و روزه دارى، سپرى مى گردد، كه آسایش آخرت را با رنج دنیا و سیراب شدن آنجا را با تحمل تشنگى دنیا به دست آوردند.

اجل و مرگ را نزدیك دیده و در اعمال نیكو شتاب كرده‌اند، آرزوهاى دنیایى را دروغ خواندند و مرگ را به درستى نگریستند.

آرى همانا دنیا خانه نابود شدن، رنج بردن از دگرگونیها، و عبرت گرفتن است.

متن حدیث:

عِبادَ اللَّهِ إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ حَمَتْ اءَوْلِیَاءَ اللَّهِ مَحارِمَهُ، وَ اءَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخافَتَهُ حَتَّى اءَسْهَرَتْ لَیَالِیَهُمْ، وَ اءَظْمَاءَتْ هَواجِرَهُمْ، فَاءَخَذُوا الرَّاحَةَ بِالنَّصَبِ، وَ الرِّیَّ بِالظَّمَإِ، وَ اسْتَقْرَبُوا الْاءَجَلَ، فَبادَرُوا الْعَمَلَ، وَ كَذَّبُوا الْاءَمَلَ، فَلاَحَظُوا الْاءَجَلَ.

ثُمَّ إِنَّ الدُّنْیا دارُ فَناءٍ وَ غِیَرٍ وَ عِبَرٍ، فَمِنَ الْفَنَاءِ اءَنَّ الدَّهْرَ مُوتِرٌ قَوْسَهُ، لا تُخْطِئُ سِهامُهُ، وَ لا تُؤْسَى جِرَاحُهُ، یَرْمِی الْحَیَّ بِالْمَوْتِ، وَ الصَّحِیحَ بِالسَّقَمِ وَ النَّاجِیَ بِالْعَطَبِ، آكِلٌ لاَ یَشْبَعُ، وَ شارِبٌ لا یَنْقَعُ، وَ مِنَ الْعَناءِ اءَنَّ الْمَرْءَ یَجْمَعُ ما لا یَأْكُلُ، وَ یَبْنِی مَا لاَ یَسْكُنُ، ثُمَّ یَخْرُجُ إ لَى اللَّهِ تَعالى لا مالاً حَمَلَ، وَ لا بِنَاءً نَقَلَ.

«نهج‌البلاغه،خطبه 113


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در یکشنبه 6 تیر 1395 ساعت 08:39 ق.ظ


فضیلت شب قدر

فضیلت شب قدر

اگر بگویی که معنی رؤیت شب قدر چیست؟ و معنی لذت آن کدام؟ گویم عبارت است از کشف چیزی که در آن از نزول امر و فرود آمدن مطالب مهم بر زمین واقع می شود.

اگر بگویی که معنی رؤیت شب قدر چیست؟ و معنی لذت آن کدام؟ گویم عبارت است از کشف چیزی که در آن از نزول امر و فرود آمدن مطالب مهم بر زمین واقع می شود، هم چنان که برای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آن شب مکشوف و آشکار می گردد و اگر برای این اجمال توضیحی بخواهی، بدان که خدای را در مابین دو عالم ارواح و اجسام، عوالمی است که به نام عوالم مثال و برزخ نامیده می شوند و آن عالم، بین دو عالم است و آن نه تنگ و تاریک مثل عالم اجسام و نه فراخ و نورانی مانند عالم ارواح است زیرا عالم ارواح برهنه از هرگونه کدورت ماده و تنگنای صورت و مقدار است و عالم اجسام مقید به ماده و صورت است و عالم مثال مجرد از ماده و مقید به صورت و مقدار و مشتمل بر عوالم بسیار است و هر موجودی که در عالم اجسام است برای آن، صورتهای مختلفه ای در عوالم مثالیه است، غیر این صورتی که در عالم اجسام دارد و تمام آنچه در این عالم است، همانا بعد از وجود آن، در دو عالم اول به وجود می آید، آن هم به گونه ای که مناسب با آن دو عالم است، بلکه منشأ هر موجودی در عالم مثال، از خزائن و گنجینه های الهی می باشد که خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است: و ان من شی ء الا عندنا خزائنه و هر جسم و جسمانی که در این عالم اجسام است از عالم مثال به سوی آن نازل می شود و واسطه نزول آن فرشتگان خدا هستند.

و آنچه اخبار بر آن دلالت دارد آن است که احکام تمام سال، از تقدیر ارزاق موجودات این عالم و آجال آنها در شب قدر به زمین نازل می شود. و این مطلب برای کسی که خلیفه خدا در زمین است، در این شب منکشف و آشکار می گردد و انکشاف و هویداشدن نزول امر توسط ملائکه برای آن حضرت رؤیت شب قدر نامیده می شود و لذت این کشف و مشاهده نزول امر و فرود آمدن ملائکه را، فقط اهل آن اداراک می کنند. و شاید ارائه ملکوت آسمانها و زمین به حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) از همین قبیل بوده است.

و هر انسانی نصیب و بهره کاملی از این عوالم دارد که مخصوص به خود اوست و اغلب مردم از عوالم مثالی خودشان غافلند و از غفلت خودشان نیز غافلند و همچنین از عوالم روحانی خودشان؛ مگر کسی که خدا بر او منت نهاده و به معرفت نفس و معرفت عالم مثال از طریق معرفت نفس آگاه شده باشد؛ زیرا حقیقت نفس از عالم ارواح است و هر کس حجاب ماده از پیش روی روح و نفس او برداشته شود و نفس خود را مجرد از ماده در عالم مثال بنگرد، برای او انتقال به حقیقت روح مجرد از صور نیز آسان می گردد و این معرفت نفس، همان مراد از فرمایش آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) است که: من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ (هر کسی خویشتن را شناخت، محققاً خدای خود را شناخته است) و وجه ارتباط معرفت نفس، به معرفت پروردگار را نخواهد دانست، مگر کسی که موفق به این معرفت و شناخت شده باشد.

کتاب ترجمه المراقبات – ص 278


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در شنبه 5 تیر 1395 ساعت 08:16 ق.ظ


امام باقر علیه السّلام درحدیثی شرائط روزه ای که پاک کننده انسان ازگناهان است را بیان نمودند

 

امام باقر علیه السّلام درحدیثی شرائط روزه ای که پاک کننده انسان ازگناهان است را بیان نمودند

یا جابِرُ ! مَنْ دَخَلَ عَلَیهِ شَهرُ رَمضانَ وَ صامَ نَهارَهُ وَ قامَ وَرْداً مِنْ لَیْلِهِ، وَ حَفِظَ لِسانَهُ وَ فَرجَهُ وَ غَضَّ بَصَرَهُ وَ كَفَّ اذانَهُ، خَرَجَ مِن الذُّنُوبِ كَیَومٍ وَلَدَتهُ اُمُّهُ. قالَ قُلْتُ: ما احَسنَ هَذا مِنْ حَدیث، جُعِلتُ فِداكَ. قالَ: ما اشَدَّ هَذا مِنْ شَرْطٍ؛

هر كس ماه رمضان بر او وارد شود و روزهایش را روزه بدارد و پاسى از شب را به نیایش برخیزد و زبانش را نگهدارد و چشم خود از حرام بربندد و آزار به كسى نرساند، مثل روز تولد از مادر از گناه پاكیزه مى شود.

گفتم: چه حدیث خوبى!

فرمودند: چه شرایط دشوارى !

من لا یحضره الفقیه ج2ص 98


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در شنبه 5 تیر 1395 ساعت 08:14 ق.ظ


شب قدر شب تعیین سرنوشت و كسب سعادت برای آینده است

شب قدر شب تعیین سرنوشت و كسب سعادت برای آینده است

شب قدر شبی است که آدمی با درک آن، تحمل بی خوابی و خلوت با خدای لایزال می تواند مسیر سعادت و نیل به مقام والای انسانیت را به سرعت بپیماید .

به در پیش بودن شب های با فضیلت قدر، شب های قدر را بهترین فرصت برای توبه به درگاه خدا و استجابت دعا اعلام کرد، گفت: قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است و خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام ‌سوره‌ قدر نازل فرموده است

احیاء شب پر فضیلت قدر بهترین فرصت برای بهره مندی از رحمت واسعه الهی و کسب فیوضات معنوی است.

شب های قدر را بهترین فرصت برای توبه به در گاه خدا و استجابت دعا دانست: قرآن مجید شب قدر را معادل با هزار ماه دانست یعنی فضیلت این شب برابر با هزار ماه است

فلسفه شب قدر را ارتباط با خدا و توبه به درگاه خداوند و اذعان به اینکه مسجد، خانه خدا و بهترین و مقدس ترین مکان روی زمین است، بهتر است بنده خدا، کلام خدا را در خانه خدا قرائت کند

این‌كه شب قدر شب سرنوشت، كسب سعادت و رستگاری برای آینده است، متذكر شد: تعیین سرنوشت انسان‌ها در گرو همت و تلاش آنها است؛ هر چقدر این همت در زندگی دنیوی و اخروی بیشتر باشد به همان اندازه در تعیین سرنوشت نیز مؤثر است

استجابت دعا را نیازمند بسترسازی مناسب دانست ودعا زمانی مؤثر است که زمینه استجابت دعا در انسان ها فراهم شود در واقع زمانی توبه ما پذیرفته می شود که زمینه پذیرش توبه را در خود ایجاد کنیم

با بیان این‌كه شب قدر شبی است كه آدمی با درك آن، تحمل بی‌خوابی و خلوت با خدای لایزال می‌تواند مسیر سعادت و نیل به مقام والای انسانیت را به سرعت بپیماید و رستگاری را برای خود از خوان رحمت و عنایت الهی برگیرد، شب قدر، شبی است كه انسان با درك آن می‌تواند خود را به جایگاه رفیع خلیفة‌الهی برساند و مقام محمود را از آن خود كند و شب قدر، شب تحول، شب تغییر، شب درك حقایق زندگی و شب شناختن همه خوبی‌ها است

به تعبیر قرآن کریم عبادت در این شب را برابر با هزار ماه دانست و به شب زنده‌داری و تلاوت قرآن مجید و مناجات و عبادت و ادعیه در این شب،بسیار توصیه و تأکید شده و خوابیدن در شب قدر مذموم و شب زنده‌داری در آن مستحب است

بنابر روایات، روز قدر هم به اندازه‌ شب قدر ارزشمند است و دعا کردن و استغفار در شب قدر،جزو وظیفه دانسته شده است و رسول خدا (ص) بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید بسیار فرموده است

 

شب قدر شبی است که آدمی با درک آن، تحمل بی خوابی و خلوت با خدای لایزال می تواند مسیر سعادت و نیل به مقام والای انسانیت را به سرعت بپیماید و رستگاری دارین را برای خود از خوان رحمت و عنایت الهی برگیرد

 

 


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 3 تیر 1395 ساعت 03:45 ب.ظ


امام زمان (عج) در جواب نامه یکی از شیعیان سه درخواست از منتظران را بیان فرمودند.

امام زمان (عج) در جواب نامه یکی از شیعیان سه درخواست از منتظران را بیان فرمودند.

عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَ لِی كِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْكَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ (ع): «... فَأَغْلِقُوا أَبْوَابَ السُّؤَالِ عَمَّا لَا یَعْنِیكُمْ وَ لَا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ مَا قَدْ كُفِیتُمْ وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ»

اسحاق بن یعقوب گوید: من از محمّد بن عثمان (نائب دوم) درخواست نمودم نامه مرا كه مشتمل بر پاره ‏اى از مسائل مشكل است به ناحیه مقدّسه تقدیم كند، پس از ارسال آن جوابى در پاسخ به پرسش هاى من به خطّ مبارك حضرت صاحب الزّمان (عج) بدین مضمون بدستم رسید....

درهاى سؤال از چیزهایى كه براى شما مفید نیست، را ببندید

خود را در مورد دانستن چیزهاى غیرلازم به زحمت نیندازید،

در مورد تعجیل فرج زیاد دعا كنید زیرا موجب فرج شما خواهد شد.

الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص: 471-469


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 3 تیر 1395 ساعت 03:34 ب.ظ