تبلیغات
وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا)
چگونه عمر خود را طولانی کنیم!

چگونه عمر خود را طولانی کنیم!

حضرت امام صادق(علیه السلام) راهکار داشتن عمر طولانی را بیان فرموده اند.

امام صادق علیه ‏السلام :

یَعیشُ النّاسُ بِاِحْسانِهِمْ اَكْثَرَ مِمّا یَعیشونَ بِاَعْمارِهِمْ وَ یَموتون بِذُنوبِهِمْ اَكْثَرَ مِمّا یَموتونَ بِآجالِهِمْ؛

مردم، بیشتر از آن‏كه با عمر خود زندگى كنند، با احسان و نیكوكارى زندگى مى‏ كنند و بیشتر از آن‏كه با اجل بمیرند، بر اثر گناهان خود مى‏ میرند.

دعوات الراوندى: ص 291، ح 33


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در یکشنبه 17 مرداد 1395 ساعت 07:49 ب.ظ


لوازم پنجگانه یک زندگی آرام

 

لوازم پنجگانه یک زندگی آرام

حضرت امام صادق علیه السلام در روایتی لوازم یک زندگی آرام را برشمرده اند.

قال الصادق علیه السلام: خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ ناقِصَ العَیْشِ زائِلَالْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّةُ البَدَنِ وَ الثّانیَةُ: اَلاَْمْنُ وَ الثّالِثَةُ: اَلسَّعَةُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَةُ: اَلاَْنیسُ الْمُوافِقُ (قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاَْنیسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَةُالصّالِحَةُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَلیطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَةُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ:الدَّعَةُ؛

امام صادق  علیه  السلام : پنج چیز است كه هر كس یكى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگى اش كمبود دارد و كم خرد و دل نگران است:

اول، تندرستى،

دوم امنیت،

سوم روزى فراوان،

چهارم همراهِ هم رأى.

راوى پرسید: همراهِ هم رأى كیست؟

امام فرمودند: همسر و فرزند وهمنشین خوب و پنجم كه در برگیرنده همه اینهاست، رفاه و آسایش است.

خصال، ص 284


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 31 تیر 1395 ساعت 03:04 ب.ظ


وفات حضرت عبدالعظیم (ع)

وفات حضرت عبدالعظیم (ع)

نجاشی و صاحب بن عبّاد ، حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در اثر بیماری و به مرگ طبیعی از دنیا رفته است . هنگامی که بدن شریفش را برای غسل دادن برهنه کردند ، در جیب ایشان ورقه ای یافت شد که در آن ، نسب ایشان تا امیرمؤمنان علیه السّلام نوشته شده بود . لیکن در کتاب الشجرة المبارکة در باره سبب وفات حضرت عبدالعظیم علیه السّلام آمده :

و قتل بالری و مشهده بها معروف و مشهور حضرت عبدالعظیم] در ری کشته شده و مزار او در آن جا معروف و مشهور است

همچنین در کتاب المنتخب طریحی آمده :

قیل : و ممن دفن حیا من الطالبین عبدالعظیم الحسنی بالری . گفته شده از جمله کسانی که از خاندان علی بن ابی طالب زنده به گور شده ، عبدالعظیم حسنی در ری است .

کتاب مشجّرات ابن معیه ، نسبت داده شده که ایشان را با زهر، به شهادت رسانده اند .

چند نکته قابل توجّه است :

1. صاحب بن عبّاد و نجاشی ، معتبر و مربوط به قرن چهارم و پنجم هجری است . بنابراین در تعارض با گزارش های متأخّر ، بر آنها تقدم دارد .

2. ظاهراً تا قرن پنجم هجری ، موضوع شهادت حضرت عبدالعظیم مطرح نبوده است ، وگرنه در این گزارش ها به آن اشاره می شد .

3. در صورتی که بتوانیم بر گزارش کتاب الشجره المبارکه اعتماد کنیم ، جمع میان این گزارش و گزارش مشجرات ابن معیّه و نیز گزارش منابع معتبر یاد شده ، این است که ایشان در اثر مسموم شدن ، بیمار شده و به شهادت رسیده است .

4. با عنایت به پیشینه خانوادگی حضرت عبدالعظیم علیه السّلام و قیام علویان در طبرستان ، در صورتی که زمامداران فاسد بنی عبّاس از مخفیگاه ایشان در ری آگاه می شدند ، قطعاً ایشان را به شهادت می رساندند ، و بعید نیست در اثر کثرت رفت و آمد با ایشان در مدّت حضورشان در ری ، به این موضوع پی برده باشند .

5. تشبیه زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به زیارت امام حسین علیه السّلام می تواند قرینه ای بر شهادت ایشان باشد

بنابراین ، هر چند دلیل قاطعی بر شهادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در دست نیست ، لیکن دلیل محکمی بر نفی شهادت ایشان نیز وجود ندارد ؛ بلکه با توجّه به نکته سوم ، چهارم وپنجم ، پذیرفتن اصل شهادت بعید نیست

مدفن حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با اشاره پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم

صاحب بن عبّاد ( 326-385 ق ) ، شب وفات حضرت عبدالعظیم علیه السّلام یکی از شیعیان ری در عالم رؤیا ، پیامبر خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم را دید که به او فرمود : «مردی از فرزندان مرا فردا از سکة الموالی می آورند و در باغ عبدالجبّار بن عبدالوهّاب ، در کنار درخت سیب ، دفن خواهند کرد» . آن شخص نزد صاحب باغ رفت تا آن درخت و مکان آن را بخرد . صاحب باغ به او گفت : این درخت و مکانش را برای چه می خواهی ؟ او جریان رؤیای خود را بازگو کرد . صاحب باغ گفت : من هم چنین خوابی دیده ام و بدین جهت ، محل این درخت و همه این باغ را وقف سادات و شیعیان کرده ام که اموات خود را در آن دفن کنند .

با عنایت به این که باغ های آن دوران ، معمولاً بسیار بزرگ بوده ، می توان حدس زده که تا شعاع قابل توجّهی در اطراف مرقد مطهّر حضرت عبدالعظیم علیه السّلام وقف دفن سادات و پیروان اهل بیت علیه السّلام بوده است .


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 29 تیر 1395 ساعت 03:50 ب.ظ


بوی بهشت بر چه کسی حرام می‌شود

بوی بهشت بر چه کسی حرام می‌شود

اگر انسان بگوید: مال من بماند و مال دیگری پایمال شود، شخصیت من بماند و شخصیت دیگری از بین برود، این تکبر است بعضی فکر کرده‌اند که تکبر یعنی باد به غبغب انداختن. اما تکبر این است که انسان انتظار بی‌جا داشته باشد که چرا دیگران او را تعظیم نمی‌کنند؟

موعظه و نصیحت، کلید سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت است. موعظه، دل‌ها را صفا می‌بخشد و چشم و جان را به جهان پُر رمز و راز معنویت می‌گشاید. خداوند متعال در قرآن کریم یکی از مهمترین تکالیف حضرت رسول(ص) را ارشاد مردم از راه پند و اندرز و موعظه معرفی می‌کند.

«یَا ابا ذر! مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَتَمَثَّلَ لَهُ الرِّجَالُ قِیَاماً، فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»؛

ای ابوذر! هر که دوست دارد مردم در برابرش بایستند، خدا جایگاه او را از آتش پر کند.

البته باید بدانید هیچ یک از بزرگان  و اساتید راضی نیستند که ما جلوی آن‌ها بلند شویم، لکن ما نیز وظیفه‌ای داریم که به آنها احترام کنیم. مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی می‌فرمودند: یکی از چیزهایی که به توفیقات انسان می‌افزاید، احترام زیاد به استاد است. احترام به استاد، برای انسان برکت می‌آورد و اگر من به این مقام رسیدم،‌ از برکت احترام به استاد است.

ما افتخار می‌کردیم که گرد و غبار کفش استاد را با عبای خودمان پاک کنیم. استاد، حق حیات بر گردن انسان دارد.

اگر استادی خواست منبر برود، بلند شوید و ننشینید تا اول او بنشیند و هرگاه از منبر پایین آمد، بلند شوید و بگذارید اول او بنشیند، آنگاه شما، زیرا استاد احترام خاصی دارد. چیزی را که انسان ارزان به دست آورد، ارزان از دست می‌دهد، نباید دستورات دینی‌مان را سبک بشماریم، بعضی از مذاهب دیگر آنقدر شخصیت‌های علمی‌شان را احترام می‌کنند که ما چنین نمی‌کنیم و اهمیت نمی‌دهیم.

«یا ابا ذر! مَنْ مَاتَ وَ فِی قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ کِبْرٍ، لَمْ یَجِدْ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ إِلَّا أَنْ یَتُوبَ قَبْلَ ذَلِکَ؛ اگر به قدر سنگینی ذره‌ای در دل انسان کبر باشد و با آن حالت بمیرد، بوی بهشت را درک نمی‌کند.»

روایت داریم که بوی بهشت به قدر پانصد سال راه قبل از ورود به بهشت می‌آید، حالا آیا سال دنیایی است یا آخرتی؟‌ نمی‌دانم. ولی اگر کسی روح تکبر در او باشد و مرگ او را دریابد، بوی بهشت را درک نمی‌کند، مگر آنکه قبل از مرگش توبه کند. اگر خدای نکرده در دل ما چیزی هست از خدا بخواهیم قبل از مرگمان آن را بردارد.

«فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی لَیُعْجِبُنِی الْجَمَالُ، حَتَّى وَدِدْتُ أَنَّ عِلَاقَةَ سَوْطِی وَ قِبَالَ نَعْلِی حَسَنٌ، فَهَلْ یُرْهَبُ عَلَى ذَلِکَ؛ روزی شخصی از رسول خدا سؤال کرد: من جمال و زیبایی را دوست دارم، به حدی که دوست دارم بند غلاف تازیانه و کفش من زیبا باشد، آیا باید بر این مطلب ترسید که کبر باشد؟ حضرت فرمود: «کَیْفَ تَجِدُ قَلْبَکَ؛ قلبت را در چه حالی می‌بینی؟» «قَالَ أَجِدُهُ عَارِفاً لِلْحَقِّ مُطْمَئِنّاً إِلَیْهِ؛ او گفت: می‌یابم که عارف به حق است و مطمئن هم هستم...»

«قَالَ لَیْسَ ذَلِکَ بِالْکِبْرِ»؛ حضرت فرمود: این کبر نیست. «وَ لَکِنَّ الْکِبْرَ أَنْ تَتْرُکَ الْحَقَّ وَ تَتَجَاوَزَهُ إِلَى غَیْرِهِ»؛‌ تکبر این است که انسان حق را رها کند و غیر حق را بگیرد. هر فردی باید خودش را حفظ کند که به این صفت ناپسند گرفتار نشود. اگر انسان بگوید: مال من بماند و مال دیگری پایمال شود و شخصیت من بماند و شخصیت دیگری از بین برود، این تکبر است بعضی فکر کرده‌اند که تکبر یعنی باد به غبغب انداختن و لکن تکبر این است که انسان پای خود را از گلیم خودش بیرون بگذارد و انتظار بی‌جا داشته باشد که چرا دیگران او را تعظیم نمی‌کنند؟ چرا فلان لقب را در نامه به او ننوشته‌اند؟

یکی از بزرگان می‌فرمود: شاگردی داشتم که نزد من کتاب «معالم»‌را خوانده بود و رفته بود در یک شهری و آنجا امام جماعت شده بود مدتی من در آن شهر منبر رفتم جمعیت زیادی پای منبرم می‌آمدند خواستم که از آقای امام جماعت هم احترامی کنم، گفتم: خوشبختم که شخصیت محترمی همچون «حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین...» به عنوان آقا و امام جماعت شماست. بعد از منبر رفتم منزل و دیدم تلفن زنگ زد، گوشی را برداشتم و دیدم آقای امام جماعت است که می‌گوید: آقا من از شما توقع نداشتم این چنین بگویی خوب مرا به زمین زدی، چرا به من «آیت‌الله»‌ نگفتی؟ من به او گفتم: آن چه را که نیز گفتم اضافی بود تو سواد نداشتی که به تو «آیت‌الله» بگویم. خلاصه از دست بعضی از ائمه جماعات آن شهر منبر را رها کردم.

«وَ تَنْظُرَ إِلَى النَّاسِ وَ لَا تَرَى أَنَّ أَحَداً عِرْضُهُ کَعِرْضِکَ وَ لَا دَمُهُ کَدَمِکَ»؛ تکبر این است که آبروی مردم را آبروی خود و شخصیت آنها را شخصیت خود ندانی. از خدا بخواهیم که ما گرفتار تکبر نشویم که هر کس گرفتار شد، بدبخت و بیچاره می‌شود.


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 29 تیر 1395 ساعت 03:30 ب.ظ


پنج فایده اقرار به گناه در شرح حدیثی از امام صادق(ع)

 

پنج فایده اقرار به گناه در شرح حدیثی از امام صادق(ع)

صاحب کتاب عدة الداعی در شح حدیثی از امام صادق (ع) پنج فایده اقرار به گناه را برشمردند.

قال الصَّادِقِ(ع)‏ إِنَّمَا هِیَ الْمِدْحَةُ ثُمَّ الثَّنَاءُ ثُمَّ الْإِقْرَارُ بِالذَّنْبِ ثُمَّ الْمَسْأَلَةُ إِنَّهُ وَ اللَّهِ مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا بِالْإِقْرَارِ.

صاحب عده الداعی در شرح این روایت گهربار می گوید؛

فكان فی الإقرار بالذنب خمس فوائد:

* الأول الانقطاع إلى الله تعالى.

*الثانی انكسار القلب

*الثالث ربما یحصل عنده الرقة و هی دلیل الإخلاص و عنده تكون الإجابة.

*الرابع ربما كان سبب البكاء و هو سید الآداب.

* الخامس موافقة أمر الصادق(ع)

امام صادق علیه السلام فرمود: آداب دعا عبارتند از مدح خدا، ثناى الهى، اقرار به گناهان سپس درخواست از خدا. به خدا قسم هیچ كس از گناه جز با اقرار به آن بیرون نرفته است و در اقرار به گناه پنج فایده وجود دارد:

اوّل- منقطع شدن به سوى خداوند متعال.

دوّم- شكسته شدن قلب

سوّم- گاهی دعا هنگام رقّت قلب صورت می گیرد كه دلیل بر اخلاص است و در نتیجه موجب اجابت دعا مى‏گردد.

چهارم- موجب گریه نیز می گردد و گریه كردن، خود سید الآداب است.

پنجم- موافقت نمودن با فرمان حضرت صادق- علیه السّلام-

عدة الداعی ص180


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 29 تیر 1395 ساعت 03:27 ب.ظ


مردگان زنده و زندگان مرده!

مردگان زنده و زندگان مرده!

حضرت امیر المومنین علی علیه السلام در روایتی زنده و مرده واقعی را معرفی کردند.

الامام علی علیه السلام: الْعَالِمُ حَیٌّ وَ إِنْ كَانَ مَیِّتاً  الْجَاهِلُ‏ مَیِّتٌ‏ وَ إِنْ كَانَ حَیّاً

امام علی علیه السلام فرمودند: عالم زنده است گرچه مرده باشد، نادان مرده است گرچه زنده باشد.

غرر الحکم 291-293/1


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در سه شنبه 29 تیر 1395 ساعت 03:26 ب.ظ


لوح اسامی دوازده امام در منزل حضرت زهرا (س)

لوح اسامی دوازده امام در منزل حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا سلام الله علیها اسامی حجت های خداوند را که در لوح نورانی نوشته بود، برای جابربن عبدالله انصاری بیان فرموده اند.

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ (ع) عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مَوْلَاتِی فَاطِمَةَ (ع) وَ قُدَّامَهَا لَوْحٌ یَكَادُ ضَوْؤُهُ یَغْشَى الْأَبْصَارَ فِیهِ اثْنَا عَشَرَ اسْماً ... فَقُلْتُ أَسْمَاءُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَتْ هَذِهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِیَاءِ أَوَّلُهُمْ ابْنُ عَمِّی وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی‏

امام باقر علیه السلام به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى می فرماید: به نزد مولایم فاطمه «علیها السلام» رفتم. پیشِ روى او لوحى بود كه نورش چشم را خیره مى ‏كرد و دوازده نام در آن بود .... پرسیدم: اینها نام چه كسانى است؟.

فرمود: اینها نام‏ هاى اوصیاست كه نخستین آنان، پسر عمویم است و بقیّه، یازده تن از فرزندانم هستند.

كمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص: 311


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 03:02 ب.ظ


اعمالِ نیکی که در قیامت حبس می شوند

اعمالِ نیکی که در قیامت حبس می شوند

رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، چرایی قرار گرفتن اعمال نیک در سجّین را بیان فرمودند.

قَالَ النَّبِیُّ ص إِنَّ الْمَلَكَ لَیَصْعَدُ بِعَمَلِ الْعَبْدِ مُبْتَهِجاً بِهِ فَإِذَا صَعِدَ بِحَسَنَاتِهِ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اجْعَلُوهَا فِی سِجِّینٍ إِنَّهُ لَیْسَ إِیَّایَ أَرَادَ بِهَا.

پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرمودند: فرشته با خوشحالى، عمل بنده را [به درگاه خدا] بالا مى ‏برد و چون كارهاى نیك او را بالا برد، خداوند مى ‏فرماید: آنها را در سجّین بگذارید؛ او این كارها را براى من انجام نداده است.

الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 295


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 03:01 ب.ظ


سه ویژگی بهترین مشاور

سه ویژگی بهترین مشاور

حضرت علی علیه السلام بهترین مشاور را دارای سه ویژگی برشمردن

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: خَیْرُ مَنْ شَاوَرْتَ ذَوُو النُّهَى وَ الْعِلْمِ وَ أُولُو التَّجَارِبِ وَ الْحَزْم‏.

حضرت على علیه السلام فرمود: بهترین كسانى كه با آنان مشورت مى كنى، صاحبان خِرد و دانش، تجربه و دوراندیشى اند.

تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 442.


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 02:58 ب.ظ


چگونه گناه نکنیم

چگونه گناه نکنیم

جوان‌های عزیر، برادر و خواهر خود را از گناهان حفظ کنید، مقام انسانیّت خود را شریف بشمارید، خود را با گناه ساقط نکنید، نامه‌ی عمل خود را پر از گناه نکنید، سعادت خود را به یک نظر نفروشید، آخرت خود را به لذّت‌های دنیا مصالحه نکنید

راهکارهای پیشگیرانه از افتادن انسان در گناهان ،خاصّه در گناه جنسی و انحراف جنسی را تبیین نموده که در ادامه تقدیم می شود.

در روایتی دارد که «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ، وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَة»[2] زن یک جنس لطیفی است که با کارهای مشکل تناسب ندارد. پهلوانی نمی‌تواند بکند. او را باید به کار تناسب با خود واداشت. روایت دارد پیغمبر گرامی اسلام  وقتی که  ازدواج حضرت زهرا با علی بن ابی‌طالب(علیهم السّلام) تحقّق پیدا کرد، روزی وارد خانه‌ی زهرا و علی شد تا به حال آن‌ها  رسیدگی بکند. پیامبر گرامی با دخالت در کارهای آن‌ها جهت تقسیم کار سعی نمودند با این کارآنان را سرمشق برای عالم انسانیّت قراردهد،

نحوه علم آموزی بانوان

دستور سوم یک روایتی است که در اطراف این روایت باید دقّت نظر کرد«لَا تُعَلِمُوهُنَّ الْكِتَابَةَ وَ عَلِّمُوهُنَّ الْغَزْلَ»[3] برای زن‌ها کتابت یاد ندهید، خط نوشتن یاد ندهید، دفتر و کتاب نوشتن برای دخترها و زن‌ها یاد ندهید. البته ما نمی‌توانیم بگوییم اسلام کتابت را بر زن حرام کرده است مسلّماً چنین نیست و من نمی‌گویم الآن در مدارس و غیر مدارس خواهران نوشتن نیاموزند و اسلام هم چنین نهی را مسلّماً نکرده است. بلکه لازمه‌ی تعلیم و تعلّمی که بر هر دو طایفه است. لازمه‌ی درس خواندن و علم آموختن که بر هر دو طایفه، بر مرد و زن است به ویژه در امروز این است که بنویسد. نوشتن لازمه است امّا نکته‌ای در این‌جا است لکن نظر دقیق مشرّع اسلام و پیامبر و نظر صاحب آورنده‌ی این دین می‌دیده است در آن روز این مطلب را خوب مشاهده می‌کرده است که این طایفه از راه کتابت ممکن است در خطر قرار بگیرند. همه می‌دانیم که روح زن‌ها لطیف است و با اظهار محبّت‌ها ولو دروغین تحت تأثیر قرار می‌گیرند به تعبیر ما سریع الجذب و الانجذاب  هستند. یعنی هم زود جذب می‌کنند و هم تحت جاذبه‌‌ی دیگران قرار می‌گیرند و بالاخره اسلام از این جهت نگرانی داشته است.

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند «اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى امْرَأَةٍ ذَاتِ بَعْلٍ مَلَأَتْ عَیْنَهَا مِنْ غَیْرِ زَوْجِهَا»[4] غضب خدا شدید است بر آن زنی که به چشم پُر به یک مرد نامحرمی نگاه بکند و در مقابل آن دیگری هم همین‌طور است، آن هم در یک روایات دیگر است و غضب خدا بر مردی است که به چشم دقیق و به نظر لذّت به قیافه‌ی زنی نگاه کند.   این مرض، مرضی است محل ابتلای همه مردم. از روزی که انسان جوانی پیدا می‌کند و نوجوان است و وارد مرحله‌ی تکلیف می‌شود با این گناه دوست است و توأم است تا روزی که بمیرد، انسان گرفتار این گناه است. من همه را توصیه می‌کنم که خود را از این گناه حفظ کنید. بسا می‌شود یک انسانی صبح از خانه بیرون رفته است و شب به خانه برمی‌گردد و در نامه‌ی عمل او قریب هزار گناه از این گناه نوشته شده است. و یک انسانی که روزی هزار گناه کند وای بر چنین انسانی.   «إِنَّ لَدَیْنا أَنْكالاً وَ جَحیماً * وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلیما»[5] بشر ما عذاب‌های گوناگون داریم. بشر ما آتش داریم. اگر پوست انسانی محکم شد، پوست او را در جهنّم می‌کنیم که عذاب جهنّم را خوب درک کند.

آقایان والله آخرت درست است. من نمی‌دانم به چه مرضی دچار شدیم این همه دستورات خدا در ما تأثیر نمی‌کند.   گاهی زین العابدین به خدا عرضه می‌دارد «الهِی‏ فَقَد عَصَیْتُكَ وَ خَالَفْتُكَ بِجُهْدِی»[6] هر چه توانستم در عمر مخالفت کردم. «فَالْآنَ مِنْ عَذَابِكَ مَنْ یَسْتَنْقِذُنِی وَ مِنْ أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی وَ بِحَبْلِ مَنْ أَتَّصِلُ إِنْ أَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنِّی فَوَا سَوْأَتَا عَلَى مَا أَحْصَى كِتَابُك‏» زین العابدین این‌ها را متوجّه می‌شود، گریه می‌کند.

سعادت خود را به یک نظر نفروشید

من هم به عنوان امانت این روایت را به شیعیان آن حضرت تقدیم می‌کنم. حضرت این‌طور فرمود «مَا اعْتَصَمَ أَحَدٌ بِمِثْلِ مَا اعْتَصَمَ بِغَضِّ الْبَصَر»[7] هیچ انسانی از این‌که در بدبختی و در حفره‌ی گناه و در لجن‌زار گناه بخواهد واقع بشود هیچ انسانی راه نجات پیدا نمی‌کند، مثل این راه نجاتی که از ابتدا که چشم خود را مواظبت کند. «مَا اعْتَصَمَ أَحَدٌ بِمِثْلِ مَا اعْتَصَمَ بِغَضِّ الْبَصَر» چشم خود را ببیند. ابتدائاً چشم مقدّمه‌ی وارد شدن در گناهان است. «فَإِنَّ الْبَصَرَ لَا یُغَضُّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ إِلَّا وَ قَدْ سَبَقَ إِلَى قَلْبِهِ مُشَاهَدَةُ الْعَظَمَةِ وَ الْجَلَال‏» زیرا که اگر چشمی به نامحرم بیفتد و برای خدا پلک‌ها روی هم بیفتد و گناه نکند قبل از آن‌که او به جایی فکر کند، عظمت خدا را در دل خود مشاهده می‌کند، فوراً نور انوار الهی بر دل او می‌تابد، اثر آن را در خود می‌بیند. فرمود خود را حفظ کنید.

حفظ و رعایت حجاب

پنجمین پیشگیری‌ ، تشریع حجاب است. در اسلام حجاب تشریع شده است و این هم برای همین است که این غرایز در انسان انحراف ایجاد نکند. حجاب برای چه کسی؟ حجاب برای خانم‌ها، برای زن‌ها که این حجاب بهترین راه برای حفظ انان از این مفاسد است و درباره‌ی حجاب آیه وارد شده است و در یک آیه، یک جمله را برای کسانی که شاید با عبارات قرآن خوب آشنا نباشند را عرض می‌کنم که این جمله چیست که در سوره‌ی نور می‌فرماید «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِن‏»[8] این دستوری است به پیغمبر می‌دهد. پیغبر گرامی این خواهرها که از مدینه، از مکّه و یا از بیرون وارد شهر می‌شوند این‌ها را متذکّر به یک امری بکن. چه بوده است؟ خواهر‌ها چارقد به سر می‌انداختند و گوشه‌های چارقد همین‌طور به پای او می‌افتد می‌رفت و این جلوی سینه و زیر چونه جلوی گردن باز بوده است، خدا دستور می‌دهد «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ» پیامبر بگو این چارقدها را زیر گلو بیاورند به هم بپیچند تا سینه و گلو معلوم نباشد. «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِن‏» این یک دستوری است. این کنایه است

زن‌های عرب خلخال زیاد داشتند. مثل حالا خانم‌ها النگو دارند و وسائل زینتی دیگر آن وقت خلخال در پا می‌کردند. خلخال از (قطع صدا) پای خود را یک مقدار محکم‌تر می‌زنند صدای خلخال‌ها می‌آمد و کسانی که دل آن‌ها مریض بود خیال می‌کرد زیر این چادر یک فرشته و حور العینی است دارد راه می‌رود، این‌ها ناراحت می‌شدند آن وقت خدا می‌فرماید که «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِن‏» به این‌ها بگو که پاهای خود را محکم به زمین نزنند تا صدای خلخال‌های آن‌ها معلوم بشود. ببینید خدا با یک «لْیَضْرِبْنَ» و با یک «لا یَضْرِبْنَ» یک حکم محکم اساسی را بیان کرده است که برادر و خواهر را از بعضی از فسادها حفظ کند.  وای به حال آن ملّتی که یک حکم ضروری الهی در میان این‌ها قدغن باشد این‌ها چه جوابی به خدا خواهند داد، امیدوارم هستم که خدا به ما توفیق بدهد قدر محیط خود را بدانید. برادر و خواهر ایرانی، دانش‌آموز ایرانی، دانشجوی ایرانی والله در بهشت دارید زندگی می کنید. برای شما هم اگر دنیا سخت باشد بعد از این ان‌شاءالله راحت خواهد شد، دین شما محفوظ است قدردانی کنید.


[2]- كافی، ج ‏11، ص 170.

[3]- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏14، ص 259.

[4]- وسائل الشیعة، ج‏20 ، ص232.

[5]- سوره‌ی مزمل، آیات 12 و 13.

[6]- بحار الأنوار، ج ‏95، ص 88.

[7]- همان، ج ‏101، ص 41.

[8]- سوره‌ی نور، آیه 31.

گفتارها یی از مرحوم آیه الله مشکینی (ره)


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در شنبه 26 تیر 1395 ساعت 05:02 ب.ظ


خصلت های دنیا دوستان!

خصلت های دنیا دوستان!

رسول اکرم صلّی الله علَیه و آله و سلَّم درحدیثی فرمودند: کسانی که فقط برای دنیا و به دست آوردن آن سعی و تلاش می کنند معاد و آخرت را باور ندارند.

قال رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَالِهِ وَ سَلَّمَ: اَلدُّنیا دارُ مَن لا دارَ لَهُ وَ مالُ مَن لا مالَ لَهُ، لَها یَجمَعُ مَن لاعَقلَ لَهُ وَ عَلَیها یُعادِی مَن لاعِلمَ لَهُ وَ عَلَیها یَحسُدُ مَن لاثِقَةَ لَهُ وَ لَها یَسعَی مَن لا یَقیِن لَهُ .

رسول اکرم صلّی الله علَیه و آله و سلَّم فرمودند: دنیا خانه کسی است که خانه ندارد

ثروت و مال کسی است که ثروت و مال ندارد.

کسی که عقل و خرد ندارد، دنیا را برای خودِ دنیا جمع می کند

کسانی که علم و آگاهی ندارند، برای دنیا، نزاع و دشمنی می کنند

کسانی که به خداوند اعتماد ندارند، بر سر دنیا حسد می ورزند

کسانی که فقط برای دنیا سعی و تلاش می کنند، معاد و آخرت را باور ندارند.

مجموعة ورام، جلد1، صفحه 130


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در شنبه 26 تیر 1395 ساعت 04:37 ب.ظ


دوازده سفارش لقمان حکیم به فرزندش درباره مسافرت

دوازده سفارش لقمان حکیم به فرزندش درباره مسافرت

لقمان حکیم در نصایح خود به فرزندش دوازده نکته مهم درباره آداب سفر و مسافرت را بیان کرده است.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: لقمان به پسرش گفت:

اگر با گروهی به مسافرت رفتی در امورتان زیاد با یکدیگر مشورت کنید.

در برخوردت خنده رو باش.

در وسایل مثل خوراک و... میان همسفرانت کریم و بخشنده باش.

اگر تو را دعوت کردند اجابت نما

و اگر یاری طلبیدند به کمک آنها بشتاب.

کمتر حرف بزن و بیشتر شنونده باش.

نماز زیاد بخوان.

در ارتباط با وسایل نقلیه و آب و خوراک بخشنده و سخی النفس باش.

اگر برای شهادت حقی از تو خواستند به نفع آنها شهادت بده

و در مقام مشورت تمام فکرت را به کار بگیر تا رأی بهتری بدهی.

تصمیم به انجام کاری نگیر، مگر آن که خوب فکر کنی و ثابت قدم شوی.

مشورت را پس از نشست و برخواست و خواب و خوراک و نماز و در حالی که فکر و حکمت خود را به کار گرفتی پاسخ ده؛ زیرا کسی که به طور کامل خیرخواهی نکند خدا رای او را سلب می‌کند و امانت را باز می‌ستاند.

متن حدیث:

عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال لقمان لابنه: اذا سافرت مع قوم فأکثر استشارتهم فی أمرک و أمورهم و أکثر التبسم فی وجوههم و کن کریما علی زادک بینهم و اذا دعوک فأجبهم و ان استعانوا بک فأعنهم، و استعمل طول الصمت و کثرة و الصلاة و سخاء النفس بما معک من دابة أو زاد و اذا استشهدوک علی الحق فاشهد لهم و اجهد رأیک لهم اذا استشاروک، ثم لا تعزم حتی تثبت و تنظر و لا تجب فی مشورة حتی تقوم فیها و تقعد و تنام و تأکل و تصلی و أنت مستعمل فکرتک و حکمتک فی مشورتک فان من لم یمحض النصیحة لمن استشاره سلبه الله رأیه و نزع منه الأمانة؛

«مکارم الاخلاق، صفحه 252-253»


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 24 تیر 1395 ساعت 09:00 ق.ظ


چهار چیزی كه در هر كس باشد در نور اعظم خدا غوطه ور است

چهار چیزی كه در هر كس باشد در نور اعظم خدا غوطه ور است

چهار چیز است كه در هر كس وجود داشته باشد، در نور اعظم خدا غوطه ور است: كسى كه نگهبانِ كارش شهادت دادن به لا إلهَ إلاّ اللّه ُ و محمد رسـولُ اللّه است.

پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی صلى الله علیه و آله فرمودند:

چهار چیز است كه در هر كس وجود داشته باشد، در نور اعظم خدا غوطه ور است:

كسى كه نگهبانِ كارش شهادت دادن به یگانگى خداوند و به اینكه من فرستاده خدا هستم باشد.

كسى كه هرگاه مصیبتى به او رسد، گوید: ما از آن خداییم و به سوى او باز مى‌گردیم.

كسى كه هرگاه به خیر و نعمتى دست یابد، گوید: حمد و ستایش ویژه خداى جهانیان است.

و كسى كه هرگاه گناه و خطایى كند، گوید: از خدا آمرزش مى‌خواهم و به سوى او باز مى‌گردم.

متن حدیث:

أربَعٌ مَن كُنَّ فیهِ كانَ فی نُورِ اللّه ِ الأعظَمِ: مَن كانَ عِصمَةُ أمرِهِ شَهادَةَ أن لا إلهَ إلاّ اللّه ُ و أنّی رسولُ اللّه ِ، و مَن إذا أصابَتهُ مُصیبَةٌ قالَ: إنّا للّه ِ و إنّا إلَیهِ راجِعونَ، و مَن إذا أصابَ خَیرا قالَ: الحَمدُ للّه ِ رب العالَمینَ، و مَن إذا أصابَ خَطیئةً قالَ: أستَغفِرُ اللّه َ و أتوبُ إلَیهِ.

«بحارالانوار، جلد82 ،صفحه 145- .مشكاة الأنوار، صفحه 767»


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 24 تیر 1395 ساعت 08:59 ق.ظ


عملی که دستور قبض روح بنده را به تاخیر می‌اندازد

عملی که دستور قبض روح بنده را به تاخیر می‌اندازد

گاه سندِ قبض روح بنده به فرشته مرگ داده مى‌شود، اما آن بنده صدقه مى‌دهد و دستور عوض می‌شود.

امام جعفر صادق علیه السلام : بیمارانتان را با صدقه درمان كنید، حتی طعام و قوت روزانه خود را صدقه دهید؛  گاه سندِ قبض روح بنده به فرشته مرگ داده مى‌شود، اما آن بنده صدقه مى‌دهد و در نتیجه، به آن فرشته گفته مى‌شود: آن دستور پس گرفته شد.

متن حدیث:

عنه علیه السلام: داوُوا مَرضاكُم بِالصَّدَقَةِ، و ما على أحَدِكُم أن یَتَصَدَّقَ بِقُوتِ یَومِهِ ؟! إنَّ مَلَكَ المَوتِ یُدفَعُ إلَیهِ الصَّكُّ بِقَبضِ رُوحِ العَبدِ، فَیَتَصَدَّقُ فیقالُ لَهُ: رُدَّ علَیهِ الصَّكَّ.

«مکارم الاخلاق، ص388- الدعوات،ص181»


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در پنجشنبه 24 تیر 1395 ساعت 08:57 ق.ظ


سخن امام صادق(ع) درباره کلید همه خوبی‌ها و شیرینی ایمان

سخن امام صادق(ع) درباره کلید همه خوبی‌ها و شیرینی ایمان

امام صادق علیه السلام فرمود: همه خوبی‌ها را در خانه‌‏اى نهادند و كلید آن را از زهد و بی رغبتی به دنیاست.

حفص بن غیاث:  از امام جعفر صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: همه خوبی‌ها را در خانه‏اى نهاده‌اند و كلید آن  زهد و بی رغبتی به دنیاست.

سپس فرمود كه: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: مرد شیرینى ایمان را در دل نچشد تا باكش نباشد كه دنیا در دست كیست و چه كسى آن را مى‌‏خورد.

سپس امام صادق (ع) فرمود: بر دلهاى شما حرام است كه شیرینى ایمان را بدانند و بفهمند مگر آن که نسبت به دنیا زهد ورزند و بى‌‏رغبت باشند.

متن حدیث:

عن حفص بن غیاث عن ابی عبد الله ع قال سمعته یقول :

جُعِلَ اَلْخَیْرُ كُلُّهُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ اَلزُّهْدَ فِی اَلدُّنْیَا ثُمَّ قَالَ قَالَ‏ رَسُولُ اَللَّهِ ص‏ لاَ یَجِدُ اَلرَّجُلُ‏ حَلاَوَةَ اَلْإِیمَانِ فِی قَلْبِهِ حَتَّى لاَ یُبَالِیَ مَنْ أَكَلَ اَلدُّنْیَا ثُمَّ قَالَ‏ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع‏ حَرَامٌ عَلَى قُلُوبِكُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلاَوَةَ اَلْإِیمَانِ حَتَّى تَزْهَدَ فِی اَلدُّنْیَا

" اصول کافی، جلد2،ص 128- بحارالانوار، جلد73،ص49"


ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط رحمت الله شیخ نوری در چهارشنبه 23 تیر 1395 ساعت 08:50 ق.ظ