تبلیغات
وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) - خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟ وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) - خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟

 

خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟

وقتى كه بنده اى توبه واقعى كرد، خداوند او را دوست مى ‏دارد. لذا در دنیا و آخرت بر گناهان گذشته او سرپوش مى ‏گذارد. معاویۀ بن وهب مى‏گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟...

آنچه در ذیل می خوانید بخش نخست بیانات این مرجع تقلید است.

«الّلهُمَّ لااجِدُ لِذُنُوبى غافِرا وَ لا لِقَبائِحى ساتِراً وَ لا لَشَى‏ءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبیحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلًا غَیْرَكَ لا الهَ الّا انْتَ سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، ظَلَمْتُ نَفْسى وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلى وَ سَكَنْتُ الى قَدیمِ ذِكْرِكَ لى وَ مَنِّكَ عَلَىَّ. الّلهُمّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبیحٍ سَتَرْتَهُ وَ كَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ اقَلْتَهُ وَ كَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَیْتَهُ وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَناءٍ جَمیلٍ لَسْتُ اهْلًا لَهُ نَشَرْتَهُ»؛

اى خدا! غیر از تو براى گناهانم آمرزنده اى و براى اعمال بدم پوشاننده اى و براى تبدیل بدى ها به خوبى ها تبدیل كننده‏اى را نیافتم- تویى كه آمزرنده اى، تویى كه پوشاننده اى، تویى كه بدى ها را نزد مردم مبدّل به خوبى مى‏كنى- نیست خدایى غیر از تو. پاك و منزّهى وعالم هستى به حمد تو اشتغال دارد. اى خدا به خودم ظلم كردم و چون جاهل بودم جرئت به گناه پیدا كردم. به این كه همیشه به یاد من بوده و بر من لطف و بخشش داشتى آسوده خاطر نشستم. اى خدا و مولاى من چه بسیار زشتى ها را كه پوشانیدى و چه بسیار از بلاهاى سنگین كه بر طرف كردى و چه بسیار لغزش هایى كه مرا از آن ‏ها نگاه داشتى و چه بسیار ناراحتى ‏ها كه از بین بردى و چه بسیار تعریف هاى خوبى كه من اهلیّت آن را نداشتم و تو آن را منتشر كردى.

* تفسیر ادبى‏

«فدح» عبارت از سنگینى هر چیز است كه در این جا به معناى بلاى عظیم است.

«اقاله» موافقت بر فسخ معامله است كه در این جا به معناى رفع بلاست.

«عثره» و «عثار» به معناى لغزش و خطاست. در دعا آمده «یا مقیل العثرات»، منظور «لغزش» است و به این معناست كه خداوند تعالى «برطرف كننده لغزش هاست»، چرا كه او بنده اش را از لغزش باز مى‏دارد.

همه این جملات گر چه خبرى هستند ولى در این جا با قصد «انشا» ذكر شده اند و این واقع تر است. لذا در علم اصول گفته شده؛ وقتى جمله اِخبارى، به قصد انشا آورده شود از تأكید بیشترى برخوردار مى ‏گردد.

لذا جملات: «اللّهُمَّ اغْفِر ذُنُوبى وَ اسْتُرْ عُیُوبى وَ بَدَّلِ الْقَبیحَ عَنّى بِالْحَسَنِ‏» به این معناست كه این كارها از هیچ كس جز تو برنمى آید.

پس در حقیقت ذكر چیزى با بیّنه و برهان تأكید دیگرى در دعا به شمار مى ‏رود.

* آداب دعا

حضرت با حمد، تسبیح و كلمه توحید خداوند را به مجد و بزرگى یاد مى ‏كند.

پس از آن به گناه خویش اعتراف مى ‏كند، ولى عذر مى ‏آورد كه اگر مخالفتى صورت گرفته، از جهت عناد او و انكار ربوبیت حق تعالى نبوده، بلكه اولًا به واسطه غلبه جهل و شهوت بوده و ثانیا به خاطر لطف دائمى خدا بر او بوده است.

سپس این لطف را نسبت به پوشیده داشتن معایب، رفع بلا، برطرف كردن لغزش ها، دفع مكروهات و بلند داشتن آوازه ستایشش- كه در واقع خود را شایسته آن نمى ‏داند- از خداوند متعال خواسته است.

ذكر این خواسته ها به صورت اخبار هم براى تأكید و بیان خواسته هایش با بیّنه و برهان است. زیرا كسى كه لطفش دائمى باشد ناگزیر در حال حاضر باید این لطفش فراگیر باشد لذا با تأكیدهاى پى در پى خواسته هاى خود را برشمرده و اجابت آن ‏ها را از خداوند خواسته است. گفتیم كه این تأكید و تكرار لازمه دعاست: «فإنَّ اللهُ یُحِبُّ الْحاحُ الْمُلِحّین؛[1] خداوند اصرار كسانى را كه بر خواسته شان پافشارى كنند دوست دارد.»

 

در این قسمت از دعا حضرت آداب دعا را هم كه بخشى از آن تمجید، تسبیح، سپاس و ستایش است، مراعات فرموده كه این مسئله علاوه بر آن كه بر تأكید مطلب اضافه مى‏كند و لطفى دیگر بر لطافت هاى پیشین مى ‏افزاید، خود نیز رمزى است بین عاشق و معشوق، بنده و پروردگار و ذوقى است كه تا كسى آن را نچشد حلاوتش را در نمى‏ یابد، زیرا از برترین مراتب فصاحت و بلاغت است.

امیرالمؤمنین على (ع) در این جملات پروردگارش را دعا مى ‏كند و دعاى او از قبیل دعاى سائل از مسئول، فقیر از غنى، مربوب از رب و بنده از مولا نیست، بلكه دعاى عارف است از خداى تعالى كه بهترین دعاهاست، هم چنان كه عبادت عارفان هم در اعلى مراتب عبادت قرار دارد.

دعاى عارف عبارت از آن دعایى است كه مشتمل بر بیّنه و برهان است، ولى نه برهان فلسفى؛ بلكه برهان ذوقى و عشقى؛ لذا این جملات متضمّن این نوع برهان از جهات گوناگون است.

در آغاز این قسمت از دعا حضرت مى ‏فرماید: خداوندا! از آن جا كه هیچ كس جز تو شایسته گذشت كردن نیست و در هستى جز تو هیچ چیز دیگر تأثیر نمى‏ گذارد لذا براى تو چاره اى نیست مگر این كه پاسخ مثبت به من دهى. در وسط جملات مى ‏فرماید: خداوندا! گناه من به جهت عناد و لجاج نبوده بلكه به خاطر تسلط نفس بر من و امید به لطف دیرینه تو بوده است. لذا چاره ‏اى جز پاسخ مثبت به من و پذیرش من ندارى.

حضرت در پایان مى ‏فرماید: خداوندا! از آن جا كه فضل تو دایمى و عنایتت بر من همیشگى است لذا ناگزیرى كه این فضل و عنایت را پس از این هم بر من داشته باشى و در حق من به كارگیرى. این تمام مطلبى است كه در جملات فوق آمده بود.

* احسان پروردگار

آمرزش تمامى گناهان فقط از جانب خدا صورت مى‏گیرد، زیرا در قرآن است كه؛ قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‏[2] اى بندگان من كه نسبت به جان خودتان زیاده روى و بیهوده كارى كرده اید، از رحمت خدا مأیوس و ناامید نباشید. خداوند همه گناهان را مى ‏آمرزد.

حتى وقتى كه گناهكارى اراده بازگشت و توبه مى ‏كند پیش از توبه ‏اش خداوند بر او سلام مى ‏كند و به پیامبر (ص) چنین مى ‏فرماید؛ وَ إِذَا جَاءَكَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَیْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏[3] وقتى كسانى كه به نشانه هاى ما ایمان دارند پیش تو آمدند بگو: سلام بر شما. پروردگارتان رحمت را بر خود واجب كرده به این صورت كه هر یك از شما كار بدى از روى نادانى و ناآگاهى انجام داد و سپس توبه كرد و كارش را اصلاح نمود. آن جا خداوند آمرزش گر دلسوز است.

خدا توبه كاران را دوست دارد و خداوند هر كس را دوست بدارد جز سعادت او را نصیبى نیست؛ «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ»‏[4] خدا توبه كاران و پاكى جویان را دوست دارد.

* خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟

خداوند پس از توبه، گناهان را مى ‏پوشاند. از امام صادق (ع) روایت شده است:

«اذا تابَ الْعَبْدُ تَوْبَةً نَصُوحاً احَبَّهُ اللهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِى الدُّنْیا وَ الْاخِرَة؛[5]

وقتى كه بنده اى توبه واقعى كرد خداوند او را دوست مى ‏دارد. لذا در دنیا و آخرت بر گناهان گذشته او سرپوش مى ‏گذارد.»

 

معاویۀ بن وهب (راوی این حدیث) مى‏گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: خداوند چگونه گناهان را مى ‏پوشاند؟ حضرت فرمودند: «یُنْسى مَلَكَیْهِ ما كَتَبا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ یُوحِى إِلى جَوارِحِه اكْتُمى عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ یُوحى الى بِقاعِ الْارْضِ اكْتُمى ما كان یَعْمَلُ عَلَیْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَیَلْقَى اللهَ حینَ یَلْقاهُ وَ لَیْسَ شَى‏ءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشى‏ءٍ مِنَ الذُّنُوبِ؛

خداوند هر گناهى را كه دو فرشته موكل او برایش نوشته باشند از خاطرشان مى ‏برد، به اعضایش وحى مى ‏كند كه گناهانش را نادیده بگیرند، به برجستگی هاى زمین وحى مى ‏كند كه هرگناهى را كه بر روى تو انجام داده بود نادیده بگیر، لذا وقتى كه با خدا ملاقات مى ‏كند شاهدى بر گناهان او پیدا نمى ‏شود.»

 

* پرده پوشی خداوند بر گناهان بنده پیش از توبه

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ عَلَیْهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّى یَعْمَلَ أَرْبَعِینَ كَبِیرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِینَ كَبِیرَةً انْكَشَفَتْ عَنْهُ الْجُنَنُ فَیُوحِی اللَّهُ إِلَیْهِمْ أَنِ اسْتُرُوا عَبْدِی بِأَجْنِحَتِكُمْ فَتَسْتُرُهُ الْمَلَائِكَةُ بِأَجْنِحَتِهَا قَالَ فَمَا یَدَعُ شَیْئاً مِنَ الْقَبِیحِ إِلَّا قَارَفَهُ حَتَّى‏ یَمْتَدِحَ إِلَى النَّاسِ بِفِعْلِهِ الْقَبِیحِ فَیَقُولُ الْمَلَائِكَةُ یَا رَبِّ هَذَا عَبْدُكَ مَا یَدَعُ شَیْئاً إِلَّا رَكِبَهُ وَ إِنَّا لَنَسْتَحْیِی مِمَّا یَصْنَعُ فَیُوحِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِمْ أَنِ ارْفَعُوا أَجْنِحَتَكُمْ عَنْهُ فَإِذَا فُعِلَ ذَلِكَ أَخَذَ فِی بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْت‏...»

هیچ بنده نیست جز آن كه چهل پرده بر او كشیده است تا آنكه چهل گناه كبیره كند و هر گاه چهل گناه كبیره كند، همه پرده ‏ها از او كنار روند و خدا به آنان (فرشته ‏ها) وحى كند با پرهاى خود، بندۀ مرا بپوشانید (و آبروى او را حفظ كنید) و فرشته ‏ها با پرهاى خود از او پرده پوشى كنند، فرمود: آن بنده هیچ كار زشتى را واننهد مگر در آن فرو رود و بدان آلوده گردد تا كارش بدان جا كشد كه از مردم در برابر كارِ زشت مدح و ثنا جوید، پس فرشته ‏ها گویند: پروردگارا! این بنده هیچ چیز به جا نگذاشت و مرتكب همه بدی ها شد و ما از آن چه او مى ‏كند خجالت مى‏ كشیم و حیا مى‏ كنیم، پس خدا عز و جل بدان ها وحى كند كه شما هم پرهاى خود را از روى كردار زشتش بردارید و چون چنین كند و كارش بدین جا كشد آغاز دشمنى با ما خاندان كند... .

خداوند تعالى چهل پرده بر بنده اش كشیده است كه با آن ‏ها بنده را از مردم مى ‏پوشاند. هرگاه كه گناهى مرتكب

در این كه خداوند پوشاننده عیب ها «ستار العیوب» است بحثى نیست؛ حتى گناه كار را در برابر مردم از رسوایى محافظت مى ‏نماید، ولى این مسئله تا وقتى است كه تحت عنایت او باشد و گرنه وقتى كه توجه و عنایت خدا به خاطر از بین رفتن اقتضا و لیاقت بنده از میان برود دیگر بنده از رسواشدگان و گمراهان به شمار مى ‏رود. چنان كه در قیامت هم رسوا خواهد بود.

شاید معناى روایت فوق هم همین باشد.

خداوند ستار است یعنى سخت نمى ‏گیرد و چنان با بنده برخورد مى ‏كند كه گویى گناه گناه كار را نمى ‏بیند. چنان كه در دعاى ابوحمزه ثمالى آمده است: «وَ بِسِتْرِكَ سَتَرْتَنى حَتى كَانَّكَ اغْفَلْتَنى وَ مِنْ عُقُوباتِ الْمَعاصى جَنَّبْتَنى حَتّى كَانَّكَ اسْتَحْیَیْتَنى؛[7]

و با پوشش خودت مرا پوشیده داشتى تا آن جا كه گویى از من غافل شدى و از عقوبت سركشى ها و سرپیچى ها امانم دادى تا جایى كه گویا تو از من شرم دارى.»

ولى صفت «ستّار» غالبا در دعاها به معناى اول به كار برده مى ‏شود.

پاورقی:

[1]. وسائل ‏الشیعة، ج 7، ص 60،( 20 باب استحباب الالحاح فى الدعاء)، ح 8721.

[2]. زمر، آیه 53.