تبلیغات
وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) - سه رکن سیر و سلوک از منظر شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) - سه رکن سیر و سلوک از منظر شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

 

سه رکن سیر و سلوک از منظر شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

بدانید، معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است؛ شب زنده ‌داری، لقمه حلال و توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن.

شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی از عارفان قرن سیزدهم و چهاردهم است. وی در سال ۱۲۷۹ در اصفهان به دنیا آمد. اشتهار وی به نخودکی در اواخر عمر به سبب اقامتش در نخودک، یکی از روستاهای اطراف مشهد بود.

پدر نخودکی، علی اکبر مقدادی فردی عامی و از کاسبان اصفهان و متصف به زهد و پارسایی بود وی همچنین مرید محمدصادق تخت پولادی، مشهور به استجابت دعا و کرامت بود.

* عبادت سحرگاهی از طفولیت

از دیگر افتخارات ملا علی ‌اکبر ـ پدر مرحوم شیخ حسنعلی ـ که بعدها آن فرزند خلف و صالح با عشق و علاقه آن را دنبال کرد، خدمت به سادات و فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام بود. مرحوم ملا علی ‌اکبر در تربیت و پرورش فرزندش، نهایت دقت و تلاش را به عمل آورد. وی فرزند دلبندش را از همان کودکی در هر سحرگاه که خود برای عبادت و شب زنده‌داری برمی ‌خاست، بیدار می ‌کرد تا او لذت مناجات، نماز، دعا و راز و نیاز را از همان سال ‌های کودکی بچشد و ذکر و یاد خدا، شیره جانش شود.

* رحلت استاد و هجرت به شهرضا

علی اکبر فرزندش، حسنعلی را نیز نزد مرشدش برد و از او خواست تا تربیت و مراقبت از وی را برعهده بگیرد. حسنعلی از هفت سالگی تا یازده سالگی زیر نظر محمدصادق تخت پولادی به ریاضت های شرعی مشغول شد.

در سال ۱۲۹۰ محمدصادق تخت پولادی درگذشت و حسن علی سه سال دیگر نیز به ریاضت پرداخت، چنانکه شبها تا صبح بیدار می ماند و هر روز، روزه می گرفت. پس از آن برای بهره بردن از محضر سیدجعفر حسینی قزوینی که گویا از مجذوبان سالک بود، به شهرضا رفت.

شیخ حسنعلی، تحصیل علم و دانش را همراه با سیر و سلوک معنوی و تهذیب اخلاق از همان اوان کودکی، تحت نظارت پدر و مرحوم حاج محمدصادق تخت پولادی شروع کرد. وی در زادگاهش اصفهان، مقدمات و ادبیات عرب را فراگرفت. فقه، اصول، منطق و فلسفه را در همان شهر نزد استادان بزرگ آن عصر آموخت.

* استادان

«جهانگیرخان قشقایی»، «آخوند ملامحمد کاشی» و «سید سینا، فرزند سید جعفر کشفی» برخی از اساتید وی بودند.

شیخ حسنعلی در سال ۱۳۰۳ به مشهد رفت و حدود یک سال در آنجا اقامت گزید و در یکی از حجره های فوقانی صحن عتیق در حرم امام رضا علیه السلام به ریاضت پرداخت. سپس به اصفهان بازگشت و در ۱۳۰۴ به نجف رفت و تا سال ۱۳۱۱ در آنجا ماند. وی نزد استادان حوزه علمیه نجف به تکمیل معلومات خویش در درس های خارج‌ فقه و اصول پرداخت؛ «میرزا حبیب الله رشتی»، «سید محمد فشارکی اصفهانی»، «سید محمدکاظم طباطبائی یزدی»، «محمدحسن مامقانی» و «ملا اسماعیل قره باغی» استادان وی در نجف اشرف بودند.

او در همین شهر به دیدار عالم و زاهد مشهور، سید مرتضی کشمیری رفت و مدتها با او ارتباط داشت و در تهذیب نفس از راهنمایی های وی بهره برد.

* کبوتر بام حرم رضوی (ع)

وی تحصیلات عالی فقه، اصول و عرفان را در آن شهر نزد سرآمدترین استادان گذراند و در سال ۱۳۱۱ق دوباره از نجف اشرف راهی ایران شد و در مشهد مقدس در مدرسه «حاج حسین» و «فاضل خان» اقامت گزید. او در ضمن در حجره ‌ای در صحن عتیق به ریاضت و عبادت مشغول شد و بیش از یکسال، هر شب ختمی از قرآن مجید در حرم رضوی داشته است و روزها به کسب علم و تدریس و تربیت شاگردان مشغول بود.

نخودکی از ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۴ در مشهد اقامت گزید و به ریاضت های شرعی پرداخت و از درس استادانی همچون: محمدعلی خراسانی (مشهور به حاجی فاضل)»، «سید علی حائری یزدی»، «حاج‌آقا حسین قمی» و «عبدالرحمن مدرس» استفاده کرد.

* طبابت در شیراز با قانون بوعلی

اقامت وی در شهر مشهد، چهار سال به طول انجامید و در سال ۱۳۱۵ق دوباره به اصفهان بازگشت و از آنجا راهی نجف اشرف شد و تا سال ۱۳۱۸ق در آنجا ماند. در سال ۱۳۱۹ق به اصفهان و سپس به شیراز سفر کرد و در آنجا عصرها به فراگیری کتاب قانون ابوعلی سینا نزد طبیب مشهور عصر، حاج میرزا جعفر طبیب پرداخت و صبح ‌ها نیز در مطب آن طبیب بزرگ به مداوای مریضان و نسخه ‌نویسی مشغول بود.

نخودکی در رمضان همان سال به بوشهر و از آنجا از طریق دریا به مکه رفت. وی چند بار دیگر نیز به نجف و اصفهان سفر کرد و سرانجام در سال ۱۳۲۹ به مشهد رفت و تا پایان عمر در آنجا ماند.

* رفع گرفتاری حاجتمندان و مداوای بیماران

نخودکی در مشهد بیشتر اوقات خویش را به عبادت، ریاضت، اعتکاف و زیارت قبور عرفا، مانند ابوعلی فارمدی، شیخ محمد کارَندِهی (مشهور به پیر پالان دوز) و شیخ محمد مؤمن گذراند. وی با وجود عبادت بسیار، گاه در فقه و اصول و ریاضیات، کتاب هایی چون: شرح لمعه، معالم الدین و خلاصه الحساب را تدریس می کرد.

نخودکی به علوم غریبه نیز مسلط بود و در این رشته شاگردانی داشت. پاره ای از اوقاتِ او نیز صرف پاسخگویی به سؤالات طالبان سیر و سلوک و دادن دعا و دوا به گرفتاران و بیمارانی می شد که از شهرهای دور و نزدیک به او مراجعه می کردند.

* شاگردان

علی مقدادی اصفهانی (فرزند)، عبدالنبی خراسانی، ذبیح الله امیر شهیدی، محمدحسین خراسانی، محمود حلبی، محمد احمدآبادی (مشهور به طبیب ‌زاده)، سیدعلی رضوی و ابوالحسن حافظیان، آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی  و غلامرضا عرفانیان یزدی.

* سیر و سلوک عرفانی

او بیشتر شب ‌ها تا صبح بیدار می ‌ماند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پربرکتش، هر ساله ماه رجب، شعبان و رمضان و ایام البیض هر ماه را روزه‌ دار بود. وی در شهرضا با عارفی دلسوخته، به نام «سید جعفر حسینی قزوینی» ملاقات کرد و با دیدن کرامات معنوی آن مرد خدا، شیفته او گردید.

در این ملاقات، آن عارف بزرگ از باطن او خبر داد و گفت: نُه روز است که چیزی نخورده‌ ای؛ جز با آب روزه نگشوده ‌ای؛ ولی در ریاضت هنوز ناقصی؛ زیرا که اثر گرسنگی در رخسارت هویدا و ظاهر گشته و آن را شکسته و فرسوده کرده است؛ در حالی که مرد کامل، از چهل روز گرسنگی نیز چهره ‌اش شکسته نمی شود.

شخص دیگری که در تکوین شخصیت عرفانی شیخ حسنعلی تاثیر داشته، مرحوم حاجی سید مرتضی کشمیری بوده است که حسنعلی در شهر نجف اشرف در مدرسه بخارائی ‌ها با او آشنا شد و بعد از آن تحت تعلیمات و دستورات او قرار گرفت.

سالها بعد که شیخ حسنعلی در مشهد و در کنار آستان قدس رضوی (ع) سکونت گزید و به حل مشکلات مردم و شفای بیماران مشغول شد، نیز استادش سید مرتضی کشمیری را فراموش نکرد و بسیاری از طالبان، نیازمندان و گرفتاران را به سوی آن مرحوم و فرزندانش راهنمایی می‌کرد.

* احیا و شب زنده داری از هفت سالگی

شیخ حسنعلی اصفهانی از عارفانی است که شیوه او همان روش امامان، معصوم علیهم السلام بوده است. وجود او سرشار از عشق به ولایت بود و هیچ‌ گاه از مسیر آنها جدا نشد. او بیشتر عمر خویش را در نجف اشرف و بعد از آن در کنار حرم شریف رضوی (ع) گذراند و تا آخرین لحظات عمر خود، ذکر علی بر لب داشت؛ چنان که در هنگام مرگ، زبانش به نام مقدس مولی گویا بود. وی شرط ورود به مباحث عرفانی و مکاشفات را آشنایی با اخبار ائمه اطهار‌ علیهم ‌السلام می ‌دانست و سیر در این مسیر را بدون این مقدمه ضروری، غیرممکن می ‌دانست. او شب ‌های جمعه از هفت سالگی تا هنگام وفاتش به انجام نوافل و نماز، احیا برپا می ‌کرد.

* شب زنده ‌داری، لقمه حلال و توجه به نماز

شیخ حسنعلی درباره راه و روش عرفانی خود در جواب نامه یکی از سادات دزفول می ‌نویسد: «در طریقه حقیر، خصوصاً نماز خیلی مورد توجه است که هر چه زحمت و توجه است، به نماز معطوف دارید. بدانید که مدار و معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است؛ شب زنده ‌داری، لقمه حلال و توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن».

* رحلت

شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی، پس از عمری خدمت به مردم و کسب مراحل عالی کمال، سرانجام در هفدهم شعبان سال ۱۳۶۱ق رحلت نمود. او در روزهای آخر عمر جز سادات، کس دیگری را بر بالین خود راه نمی ‌داد.

پیکر مطهرش روی دست هزاران نفر از ارادتمندان سوگوارش تا ده سمرقند تشییع شد و در آنجا بر حسب وصیتش در آب روان غسل داده شد و سپس همراه با برپایی و راه‌ اندازی دسته ‌های بزرگ سینه زن تا حرم رضوی (ع) تشییع گردید و در صحن عتیق، کنار ایوان عباسی به خاک سپرده شد.

منبع: گلشن ابرار، ج ۶. با تلخیص و ویراست.