تبلیغات
وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) - آغاز آگاهانه و فرجام سعادتمندانه وبلاگ رحمت الله نوری (شهرضا) - آغاز آگاهانه و فرجام سعادتمندانه

آغاز آگاهانه و فرجام سعادتمندانه

السلام علیك یا بنت ولی الله، السلام علیك یا اخت ولی‌الله، السلام علیك یاعمه ولی الله، السلام علیك یا بنت موسی‌بن جعفر، و رحمت‌الله و بركاته... در ادامه این زیارتنامه از خدا می‌خواهیم اللهم إنی اسئلك أن تختم لی بالسعاده، ... بار خدایا، ای محبوب من، ای معبود من، درخواست می‌كنم از تو اینكه ختم كنی برای من پایان كارم را به خوشبختی،...

این عاقبت بخیری است كه در این زیارتنامه، زیارتنامه خانم حضرت فاطمه معصومه(ع) از خداوند درخواست می‌نماییم و از خدا می‌خواهیم به حق این بانوی باعظمت به ما عنایت فرماید... یا فاطمه اشفعی لی‌فی‌الجنه، فان لك عندالله شانا من الشان، اللهم إنی اسئلك ان تحتم لی بالسعاده... و عظمت او را این‌طور می‌فرمایند كه: ای فاطمه شفاعت كن برایم در بهشت، به راستی برای تو در پیشگاه خداوند شأنی از شأنهاست... و سپس تقاضای عاقبت بخیری می‌نماییم. اما عاقبت بخیری چیست؟ و چگونه می‌توان، با چه ابزاری می‌توان به این مهم رسید؟ آیا همین‌كه دعا كردیم كافی است؟ خیر چیست؟ عاقبت كی و كجاست؟ اینها سئوالاتی است كه می‌توان به آن اشاره‌ای كرد؛ همه می‌دانیم كه منظور از عاقبت بخیری ورود به همان بهشتی است كه تقاضای شفاعت از خانم را می‌نماییم: یا فاطمه اشفعی لی‌فی‌الجنه- من چگونه باید در قیامت حضور پیدا كنم كه اگر نقصی داشتم مورد شفاعت واقع شوم؟ در همین زیارتنامه می‌خوانیم؛ و حشرنا فی زمرتكم- و محشور گرداند ما را در گروه شما ... پس باید در گروه آنها بود (معصومین (ع)) نه آن گروهی كه پیامبر(ص) می‌فرماید:"ده گروه از امت من در روز قیامت به صورت‌ ده حیوان محشور می‌شوند." آیا كسی كه رباخوار بود، سخن‌چین بود، و ... و با قلبی ناپاك محشور شود منظور است یا خیر، كسی مورد شفاعت قرار می‌گیرد كه با قلبی سالم، قلبی سلیم وارد شود و نواقصی هم دارد، كسی كه این امانت الهی را سالم برگرداند و نیاز به فضل الهی دارد با شفاعت خانم فاطمه معصومه(ع) و اجداد طیبه ایشان(ع)؟ و لذا عاقبت بخیری در همین دنیا صورت می‌گیرد و قلب سلیم حاصل كار دنیاست كه آنجا به‌كار می‌آید؛ "یوم لاینفع مال و لابنون الا من أتی الله بقلب سلیم- روزی كه نه مال سود می‌دهد و نه فرزندان مگر كسی كه دلی سالم به پیشگاه خدا بیاورد." (سوره شعرا 88 و 89) مال و فرزندان حاصل دنیاست و قلب سلیم هم كار دنیاست ولی هیچ یك از تعلقات دنیا آنجا به‌كار نمی‌آید مگر اینكه همان امانت الهی را، قلب سلیم را سالم به صاحب امانت برسانیم اما چگونه؟ باید روی قلب‌مان كار كنیم. اما تعریفی از قلب؛ یكی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی، قلب است كه به آن دل می‌گوییم و اسم‌های دیگری هم دارد. اسم كلی‌تر آن نفس است. روح و نفس و قلب نام خاص و ویژه است. ما ذهن داریم، عقل و هوش داریم ولی اینها وسیله است، ابزار است برای ساختن دل كه اصل شخصیت انسان است و در آخر كار این دل است كه به‌كار می‌آید.

چرا می‌گویند قلب؟ پیامبر(ص) می‌فرماید:"انما سمی القلب... قلب از آن جهت قلب نامیده می‌شود كه دگرگونی دارد." در دعای تحویل سال هم می‌گوییم:"یا مقلب القلوب... ای دگرگون‌كننده قلب‌ها..." و پیامبر(ص) در ادامه حدیث می‌فرمایند:"مثل دل مثل یك پر است كه در صحرایی قرار دارد و باد آن را زیرورو می‌كند..." یعنی این‌قدر ظریف و حساس است. حساس‌تر از جنین در رحم مادر، خداوند برای اینكه یك جنین سالم متولد شود آن را در قرار مكین قرار می‌دهد. "ثم جعلناه نطفه فی‌قرار مكین سپس او را به صورت نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم." (مومنون، 13) و مدام در حركت است،‌روبه رشد است، اگر لحظه‌ای توقف كند تولدی ناقص دارد، هنگام تولد یا دست و پا و ... كم دارد و یا اندامی اضافه دارد. این جنین عاقبت بخیر نیست، زندگی در دنیا برایش می‌شود جهنم، چون نمی‌تواند از مزایای دنیا و لذت‌های زندگی بهره‌مند شود، زجر می كشد و می‌شود جهنم در زندگی و رحم دنیا هم همین‌طور است، باید حركت كنی، توقف معنا ندارد، عقب‌گرد معنا ندارد. علی(ع) می‌فرماید: اگر كسی امروزش مثل دیروز باشد، مغبون است و اگر كسی دیروزش بهتر از امروزش باشد ملعون است." پس توقف و عقب‌گرد، ممنوع است و بایستی حركت كرد. حال سئوال این است كه به كدامین سو باید حركت كرد؟

فرق رحم دنیا با رحم مادر در این است كه آنجا اختیاری نبود ولی اینجا اختیار با خودمان است. راه را باید انتخاب كنیم؛ "إنا هدینه السبیل إما شاكرا و إما كفورا- ما راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار است (می‌پذیرد) و یا كفران می‌كند." (سوره انسان 3) و در آیه‌های قبل می‌فرماید:"مگر نه این است كه مدت زمانی بر انسان گذشت كه چیز قابل ذكری نبود؟ همانا ما انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم، كه او را بیازماییم، پس وی را شنوا و بینا گردانیدیم." بحث آفرینش انسان است كه هیچ نبود، نطفه‌ای بود كه هیچ كس رغبتی به آن ندارد و طی مراحلی در جنین، به او شنوایی و بینایی داد برای آزمایش راه را نشان دادیم كه ببیند، پیامبرانی فرستادیم كه پیام ما را برساند تا بشنود. اختیار با اوست، سپاسگزار باشد و شاكر و یا دوری كند و كفران ورزد.

انسان باید به سویی حركت كند كه ابدیت باشد، همیشگی و جاودان باشد. غیر از این باشد عبث و بیهوده است، راه اگر بسته باشد ارزشی ندارد جنین اگر انتهایش همان

9 ماه باشد و وصل به رحم دنیا نباشد چه ارزشی دارد؟ مقایسه كنید وسعت زمانی و مكانی رحم مادر را با رحم دنیا. عددی جز بی‌نهایت نمی‌توان برای آن در نظر گرفت. با این همه دوربین‌های پیشرفته كه توانسته‌اند كراتی با فاصله میلیاردها سال نوری را ببینند و هنوز ادامه دارد، توان كامل دیدن نیست. تازه این آسمان اول است. همین مقایسه را برای رحم دنیا و تولد در برزخ در نظر بگیرید.

نكته قابل‌توجه اینكه رحم مادر در دل رحم دنیاست و رحم دنیا در دل برزخ و برزخ در دل قیامت و قیامت در دل ابدیت است. حدود 80 آیه در قرآن راجع به جاودانگی انسان سخن می‌گوید یعنی تا خدا خدایی می‌كند انسان هم ... یعنی ابدیت.

پس آن چیزی كه راه را نشان می‌دهد تا انسان به سوی مغفرت پروردگارش حركت كند قرآن می‌فرماید:

"... فجعلناه سمیعا بصیرا... وی را شنوا و بینا گردانیدیم." (انسان، 2) شنوایی و بینایی دو نعمت الهی است كه عامل اصلی راه‌اندازی فكر است، فكری كه اگر درست انجام شود انسان را به آن ابدیت می‌رساند و خداوند فرمان می‌دهد به سوی آن شتاب كنید:"سوره آل‌عمران آیه 133 و سارعوا الی مغفره من ربكم و جنه عرضها السموات و الارض أعدت للمتقین- و بشتابید به سوی آمرزش از پروردگارتان و بهشتی كه پهنه آن آسمان‌ها و زمین است كه برای پرهیزكاران آماده شده است." این همان وسعت بی‌نهایت است كه می‌فرماید بهشت یكنفر به اندازه آسمان‌ها و زمین است، هفت آسمان است، در حالی وسعت آسمان اول را نمی‌دانیم و می‌فرمایند آسمان اول مانند حلقه‌ای است در برابر آسمان دوم و می‌فرمایند كسی كه پایین‌ترین مقام را در بهشت دارد می‌‌تواند تمام بهشتیان را به خانه خود دعوت كند.

پس سخن بدینجا رسید كه شنوایی و بینایی مقدمه و لازمه فكر است و فكر اگر سالم باشد تولید قلب سلیم می‌كند و عاقبت بخیری می‌آورد. فكر اگر سالم باشد فكر سالم نیاز به قلبی پاك دارد، باید از قلبی پاك برخیزد و قلب به وسیله توبه پاك می‌شود و اینجا هم می‌فرماید بشتابید به سوی مغفرتی كه از سوی پروردگارتان است. نتیجه اینكه اگر خدای ناكرده در هر سنی و زمانی و موقعیتی در جهت باطل حركت كرده‌ایم ترمز را بكشیم، تحقیق كنیم، از اهل فن بپرسیم یعنی با شنیدن و دیدن، راه را بیابیم و حركت را با توبه و تقاضای مغفرت الهی به سوی رحمت‌الهی حركت كنیم تا به قلب سلیم برسیم. و این امانت الهی را به صاحب امانت برسانیم و عاقبت‌بخیر از رحم دنیا متولد شویم به سوی ابدیت.

جانور فربه شود از راه نوش

آدمی فربه شود از راه گوش

این شنیدن است كه موتور تفكر است و ما همیشه از شنیدن گریزانیم. گاهی می‌شود كه حاضریم ساعت‌ها عبادت كنیم، ریاضت بكشیم و ... ولی حاضر نیستیم لحظاتی، دقایقی و ساعتی تفكر كنیم! می‌فرمایند بهترین عبادت در شب‌های قدر بحث و تحقیق و تفكر در امور علمی و یادگیری علوم دینی است.

پیامبر(ص) می‌فرماید:"یا علی إذا تقرب العباد إلی خالقهم بالبرفتقرب الیه بالعقل تسبقهم- یا علی وقتی دیدی مردم همه سرگرم عبادت هستند و با عبادت، خود را به خدا نزدیك می‌كنند تو نزدیك كن خود را به خدا به وسیله فكر كردن، بیشتر فكر كن كه سریع‌تر می‌رسی، سبقت می‌گیری." (مشكاه الانوار صفحه 251) سفارش می‌كند به كثرت تفكر؛ امام جواد(ع) می‌فرماید:"القصد الی الله تعالی با لقلوب، ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال - نیتی كه از صمیم دل و برای خدا باشد بهتر است از اعمالی كه اعضای بدن را به زحمت و رنج افكند. (بحارالانوار جلد 78 صفحه 362) و همه این امور را بایستی با سرمایه عمر و در دنیا انجام دهیم. بعد از خروج از رحم دنیا؛ دیگر هیچ كاری نمی‌توان كرد و "یوم‌الحسرت" است. و همه بهشتیان (جهنمیان كه هیچ) آرزو می‌كنند برای لحظاتی به دنیا برگردند و این قلب را با تغذیه‌ای طیب مهیای آخرت نمایند. پس ای برادر، ای خواهر و ای انسان، ما كه این فرصت را داریم در اینجا هستیم و می‌توانیم در آنجا حسرت كمتری داشته باشیم باید تلاش كنیم، این را باور كنیم كه این سرمایه عمر را به بیهودگی نگذرانیم و صرفا در دعا نگوییم خدایا ما را عاقبت‌بخیر بفرما، در عمل بكوشیم، این فكر را به‌كار اندازیم به وسیله شنیدن و دیدن، ببینیم كه دیگران از اطراف ما دارند می‌روند، فقط این رفتن برای آنها نیست، من هم باید آماده رفتن باشم، تلاش كنم عباداتم آثارش این باشد كه بعد انسانی مرا بر بعد حیوانی‌ام غلبه دهد نه اینكه خدای ناكرده تغذیه روح مرا بعد حیونی‌ام برباید و حاكم شود بر بعد روحانی من. بدانم و بیدار شوم به وسیله شنیدن و دیدن (سرگذشت پیشینیان) كه آخر من انسانم، خلیفه اللهم، خداوند از روح خود در من دمیده است، تمام ملائك بر من سجده كرده‌اند و خداوند همه چیز را، زمین و آسمان‌ها را و تمام موجودات را برای من انسان خلق كرده و مرا برای خودش؛ این مطالب را به خوبی می‌توان در آیات زیر مشاهده كرد. "قل سیروا فی‌الارض كیف بدأ الخلق ثم الله ینشیء النشاه الاخره إن الله علی كل شیء قدیر بگو در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز كرده است. سپس خداوند (همین‌گونه) جهان دیگر را پدید می‌آورد. بی‌تردید خدا به هر چیزی تواناست (عنكبوت، 20) فقط نیاز به تحقیق و تفحص دارد، نگاه كردن به آفرینش و سپس فكر كردن خداوند در جواب پرسش حضرت داوود(ع) كه چرا موجودات را آفریدی؟ می‌فرماید یا داوود! كنت كنزا مخفیا فأحببت أن اعرف فخلقت الخلق لكی اعرف من گنج پنهانی بودم، دوست داشتم شناخته شوم، پدیده‌ها را پدید آوردم تا شناخته شوم." (بحار جلد 84 ص 198) راه شناخت چیست؟ غیر از این است كه باید به دنبال علم رفت و آن را آموخت، غیر از راه تعقل و تفكر است؟

پیامبر(ص) می‌فرمایند: "طلب العلم فریضه علی كل مسلم" (كافی جلد یك ص 30) می‌فرماید یاد گرفتن علم به هر مسلمانی واجب است. بعد علم را هم تعریف كرده كه "اول‌العلم معرفه الجبار... شروع علم با شناخت خداوند است و پایان آن واگذاری امور به خداوند." و در جای دیگر می‌فرماید:"علم دو شاخه دارد؛ علم ادیان و علم بدن‌ها." پس نمی‌توان در جهل بود و دعا كرد كه خدایا عاقبت‌مان به خیر شود. این دعا خیلی خوب است اما به شرط تفكر در حد معرفت؛ حاصل اینكه برای رسیدن به عاقبتی نیكو و سعادتمند كه در زیارتنامه خانم فاطمه معصومه(س) می‌خوانیم "اللهم انی اسئلك ان تختم لی بالسعاده" لازمه‌اش بیداری و توبه و یادگیری از راه گوش و چشم وعمل مخلصانه به آنهاست تا با قلبی سلیم محشور شویم. ان‌شاءالله تعالی.